Spoil13

Spoil13

سلام..
محمد راحان هستم...به بلاگ من خوش اومدید...
اوقات خوشی رو براتون ارزومند هستم...
تو این بلاگ از گیم...انیمه ..انیمیشن..فیلم
.موزیک و خلاصه همه چیز مطلب گزاشته میشه....
وبه علاوه داستان ها و نوشته های بنده حقیر که امیدوار خوشتون بیاد..از دوستان اهل قلم...
(اگر اکسو ال باشند که چه بهتر*_*) دعوت به همکاری میشه..که انشالله یه تیم نویسندگی راه بندازیم...
و ...همین...
لذت ببرید.

آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۶ شهریور ۹۷، ۰۶:۳۷ - Jack frost
    هوم
  • ۱۵ شهریور ۹۷، ۱۶:۱۶ - Jack frost
    هوم
  • ۱۵ شهریور ۹۷، ۱۶:۱۱ - Jack frost
    هوم
نویسندگان

۷۷ مطلب توسط «ryoma sama» ثبت شده است

میدونم که نباید گوشی الان دستم باشه ولی لعنت...

تورو خدا زیر فیکشناتون بزنید ژلنر کوفتیش غمگینه...

تو این دو روز انقدر گریه کردم احساس میکنم غدد اشکیم خشک شده...

چطور دلتون میاد مرگ چانیولو انقد وحشتناک قلم بزنید...خدای من....من واقعا داشتم جون میدادم....چرا باید انقدر فشنگ بنویسید و انقدر غمگین تمومش کنید...اصلا چرا چانیول باید میمیرد...خدایاااااااااااا....احساس میکنم از فرانسه و پاریس متنفر شدم...

گادددددددد...چرا باید انقدر مظلومانه میمرد...اونجا که گفت شکوفه ی گیلاسم....

وای شت..نتونستم خودمو نگه دارم...

نکنین از این کارا.....حداقل بکهیونو هم میکشنی دیگه.....(اینطوری دوتاشون باهم بودن)

گاد....خیلی سخته یکی بمونه و اون یکی بره....

اگه یه همچین اتفافی برای من میوفتد صد در صد خودمو خلاص میکردم....

یعنی ردخور نداره.......چه بدشلنسی مسخره ای بود که افتاد تو زندگیشون اخه....من تصن چطوری 1600 صفحه رو از دیش تا الان خوندم..چرا وسطش ولش نکردم..

فاک چرا انقد این فیکشن خوب بوده...

بوی قهوه هایی که کای درست میکرد رو میتونم حس کنم....فاک.فاک فاک...

دارم عقلمو از دست میدم....


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ مهر ۹۷ ، ۱۱:۴۴
ryoma sama



Who is he like؟
Like the person who i lost.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۷ ، ۱۹:۵۲
ryoma sama

و بعله.....بالاخره...تموم شد.....

و همین...واقعا چیزی به ذهنم نمیرسه که بگم....اوه دفاک الان رسید.

خب..تو قسمت یاداشت های گوشی مدر یه فیکشن مینویسم که حتی هنوز اسم نداره...

و دفاک.....کیا اکسو ال اند؟؟؟

عاقا ما چانبک شیپ میکنیم....و فیکشنمون هم ژانر فانتزی و با حضور تقریبا همه ی کاپلای اکسو هست...

و..

گاوم دوقلو زایید....گمدرم رفته بود و همه فیکشن(تا اونجایی که نوشته بودم) رو خونده بود.. 

والان باهام قهره...یعنی درواقع دو هفته ای میشه که کلا حرف نزدیم....دلیل قهرشم این بوده که چرا من باهاشون بیرون نمیرم و اینا...

اخه مدر من..وقتی من 5 روز استراحت دارم و شما هم لطف کردی یه xboxone s

گزاشتی خونه...واقعا چرا باید دنبالتون بیام.....؟؟؟؟؟

و امروز قهر دو برابر تشدید شد چون من مدل موهامو از ساده به هیچ تغییر دادم...

هیچ هیچ که نه.....دوطرف رو از ته زدم و فقط مونده وسط...و کلا خفن شده...خیلییییزز

و عاره.....

فردا جینگیل رو میبینم.....اونم موهاشو کوتاه کرد...د فاک...(اینا از تاثیرات منه)

اصلا دلم نمیخواد یه شخصی رو ببینم وحتما فردا با ناظم گرامی صحبت میکنم که کلاسمو عوض کنم(حیف دیوار مورد علاقم...گچقدر بووسیدمش...دلم برات تنگ میشه)

دلم برای استاد نقیه هم تنگ شده...(استاد خعلی مخلصیم..)

و امیدوارم که کلاس این هفته تشکیل بشه....

یه فیکشن درحال اپم دارم میخونم که انشالله باشه برای سال دیگه....

شیپ بشیم یه کشور دیگه(درتلاش برای راضی کردن پدر برای تماس با یکی از اشنایان در یکی از دیکر کشور ها)

امیدوارم.....اوتی که همیشه حواسش بهمون بوده کمکمون کنه.....استاد نقیه میگه یه زمانی دکمه ....خوردن رو زده و دوباره به خدا ایمان اورده.....به نظرم همون روز یکه فمقلبش سر جلسه کنکور گرفته خدا یواشکی تو گوشش گفته امسال سال تو نیست...

قلبتو بده به من تا چند سال بعد چیزی که همیشه میخواستی رو بهت بدم و استادمون انقد قلبش درد میگیره که نشنوه....

و بعد از یه مدت...اونقدر خوشبخت میشه که همیشه سر کلاساش بهمون بگه به خدا به اون بالاسریتون ایمان داشته باشید...و انقدر جایزه های بیست تومنی سرکلاسش می ارزه که هر یکشنبه پول پیکسل و خرت و پرتات دربیاد.(کلاسمون دقیقا بقل شهر کتابه...شعبه ی چهارباغ )

و امیدوارم مشاورم که حسابی چاکرشم و این سه هفته رو بهم سخت نگرفت و هربار من به مینیموم هاش نمیرسیدم چیزی بهم نمیگفت و فقط چشم غره میرفت باز هم این هفته چیزی بهم نگه چون من واقعا گند زدم....(خدایا خودمو به تو میسپارم)

امیدوارم فردا یه دانش اموز خنگ به نظر نرسم....امیدوارم فردا....برای چند لحظه تنها نباشم....امیدوارم فردا به جای اینکه از صدای خوشحالی و خنده های یه نفر دیگه خندم بگیره ..یکی کنارم باشه که باهاش بخندم....امیدوارم فردا صدای جیغ جیغهای بچه ها بالا نگیره که یه لحظه تنهایی بخور تو سرم...امیدوارم کلاسمون صندلی دست چپ داشته باشه چون احساس میکنم دارم راست دست میشم-_-

امیدوارم روز اول خوبی داشته باشم....

امیدوارم یکی باشه.

امیدوارم این اخرین باری باشه که تو این یکسال کوشی میگیرم دستم...

راستی یکسال دیگه از سن سرزمین تباهی گذشت...

تولدت مبارک رفیق....ممنون که میشم بودی....تولدت مبارک با تاخیر.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۷ ، ۲۰:۰۶
ryoma sama

عاه از امروز  که واقعا سخت بود فاینالمون...

دارم به قهقرا میرم...

عاقا هیشکی نیس باش بریم بیرون؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۱۸
ryoma sama

و همچنان دارم به نوشتن تک بال ادامه میدم و اصلا از اسمش خوشم نمیاد....و درواقع هیچی به ذهنم نمیرسه...خدایا...یکی این گوشی رو از من بگیرهههه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۷ ، ۱۳:۳۵
ryoma sama
من کسی نبودم که انتخاب کرده باشم....
حتی الانشم که مینویسم دست خودم نیست...یه حس مسخره ایه که برای اولین باره دارم تجربش میکنم..نه اونقدر شاخ نیستم ک این حس اسمش عشق باشه.....اصلا...مگه کسی بوده که عاشقش شم؟؟؟ 
دوستای قدیمی یادشونه...همیشه میگفتم بهترین دوست خودم خودمم....دروغ میگفتم...چرا هیچکدومتون یه بار نتونستین دروغای منو تشخیص بدین؟؟؟ چرا همش من بودم ؟؟؟ چرا فقط من دوستون داشتم..اونقدری که هر روز راه رفتنتون رو تقلید میکنم..مثل شماها حرف میزنم..مثه شماها میخندم..هر روز منتظرم یکزتون ازم خبر بگیره......اصلا میدونین ایم دوسال چه جهنمی رو پشت سر گذاشتم..؟؟؟ هر روز این دوسالو تو گوشی میخوردم...خودمو میزدم...دعوا جور میکردم....که فقط یه شوک ناگهانی باعث شه از خواب پاشم...خودمو از پله ها پرت میکردم پایین..شاید دردم بگیره بیدار شم..
حس های لحظه ای....این تناقض کوفتی.....داداش کریم:یا دختره ی احمق میدونی چقدر دلم برات تنگ شده؟؟؟؟ یا تو اون رایان کوفتی مسخره لجباز مغرور.....لعنتی من هرشب خوابتو میبینم....
چرا تو خوابا همتون هستین؟؟؟ همتون میخندین..بیدار که میشم هیچکس نیست؟؟؟
چرا من یه برادر بزرگتر ندارم؟
چرا هر روز باید تظاهر کنم.؟؟؟ 
اصلا من چرا پسرونه رفتار میکنم......چرا خانواده یه بارم نخواستند بهم فکر کنند....
چرا از همون بچگی موهای من همیشه کوتاه بود.....چرا لباسای صورتی و رنگی برام ممنوع بود....یا خواهرم...چرا میگفت اگه موهای اون بلند باشه موهای من باید کوتاه باشه....لباسای اون دخترونه مال من پسرونه باشه؟؟؟؟ چرا پدرم هر روز تو گوشم میگفت اگه پسر بودی ..اگه پسر بودی....بچ بودم ولی با این حال و هوا بزرگ شدم...نه من فهمیدم نه شماها.....من هر روز فقط برای یه توجه کوچیک خودمو به اب  و اتیش میزدم...چقدر دروغ گفتم....چقدر روحیمو تغییر دادم.....هربار که اومدم دخترونه رفتار کنم یه لقب لوس و احمق بهم چسبوندین...چرا یکی نیست پیشش گریه کنم؟؟؟
میدونی چیه...همین الانشم که دارم اینارو مینویسم میخوام یه خبری ازتون بشه....
اصلا چرا من نمیمیرم....بعد از اونهمه کثافط کاریا...فکرای مسخره ی همجنسگرایی که تو مغزم انداختین...اون اشغالایی که به صراحت میگفتند عاره عاره..نگا کن..همه چی پسرونه...هیول که اوکی قد هم که اوکی...همجنسگرایی دیگه.....فقط به ظاهر توجه میکردند..اون عوضیایی که یه لحظه نتونستم خودمو از دستشون نجات بدم .....و کسی نبود که منو از دردسرا بکشه بیرون...
صندلی اول کلاس...تک صندلیه کلاس....و بقیه نیمکت....بچه هایی که همه یه نفرو پیششون داشتند...
من فقط دیوار بود..
وهست....و سال دیگه فقط میخوام برام دعا کنید که دووم بیارم....فقط یه سال دیگه...فقط یه سال دیگه خدا این لطفو بهم بکنه یه نیرویی بهم بده که بتونم خنده ها و مسخره کردناشون رو تحمل کنم..فقط یه سال دیگه بتونم دووم بیارم....حداق کر شم...ی کور بشم...نه ببینم نه بشنوم...فقط یه سال هیچی حس نکنم....من دیگه نمیتونم با خودم کنار بیام...این تناقض بین عقل و قلبم باقی میمونه....رفتارای پسرونم باقی میمونه...حسرتای اون لباسا و موهای بلند هم باقی میمونه...خاطره دوسال زجر  و شکنجه هم باقی میمونه...
از دبستان همینطور بود...مگه نه؟؟
سال جدید داره شروع میشه....مواظب دوستاتون باشید...
شاید یه نفر بخواد نقاب بزنه....دروغا رو از تو صورتش بخونید...
لطفا مواظب هم باشین...
خوش بگذره
۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۳۴
ryoma sama

اصلا کاری با اهنگ ساسی ندارم....اشتباه نشه....

منظورم زومه رو برادر گرامی ام...که وات دفاککککک؟؟؟؟؟؟ چرا باید انقد اشپزیش خوب باشه...

عافا یه جیزی.....چرا اونموقع که ما از بچه های (ص)  سراغ میگرفتیم هیچکس نبود..ولی الان همه مال (ص) اند؟؟؟؟؟؟؟؟؟-_-..

مسوولین رسیدگی کنند"_"

ولی خدایی عجب بچه های باحالی ان*_*

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۰۸
ryoma sama
عاقا دقت کردین؟؟؟
خب..نبایدم بکنین..چون شرایطشو نداشتیم..البته شایدم داشتین...پس باید دقت کرده باشید...اهم..ولی خب..شایدم دقت نکرده باشید..
من خودم خیلی دقت کردم...
دقت کردن من بر میگرده به اولین روز تولدم....نه که خ بی دقتم...کشورو اشتباهی به دنیا اومدم...اصلا فکر کنم که نباید به دنیا میومدم....یا حالا هرچی که بود ..در کل درست دقت نکردم و اینی شدم که هستم....و خب..روزای بعدشم هم همینطور..مثلا..اگه دقت میکردم...باید همون اول...چشم غر هامو یاد میگرفتم.ک تو بقل این و اون نرم...یا د فنا...
اصلا چرا من دختر شدم؟؟؟مادرم میگفت احتمالا دقیقه ی  نود خدا نظرش عوض شده من این شدم...یا مثلا بعضی وقتا مادر میگفت..تو از اولشم اشتباه به دنیا اومدی..این جملش تمامی معادلات منو بهم ریخت...دلیل نمیشه اگه لباس پسرونه میپوشم یا یکم..فقط یکم با پسرا رابطه ی بهتری دارم یا..بازم یکم..فقط یکم روحیه ی (بهتر) چیز...یعنی..سخت تر..اره..سخت تری نسبت به دخترا دارم هی اینو تو گوش من بگی که...یا چرا ارایش نمیکنم؟؟؟ (اون دیگه به خودم مربوطه) 
و هی...چون فوتبالم خوبه..باشگاهم به راهه و لباسای دخترونه تو تنم نمیره یا خیلی بیرخیت تو تنم وایمیسه بازم دلیل نمیشه بگی اشتباهی به دنیا اومدی...
من فقط بی دقتی کردم...
فقط کمی تا قسمتی بی دقتی
خاطراتی از یک ترنس
محمد راحان سلطانی (من ترنس نیستما..نوشته ی خودمه ولی تجربه ی یکی از دوستان و در ضمن..من پسرم)

۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۷ ، ۰۰:۴۳
ryoma sama

عاقا یه سوال...از زیر عمل دست میشه زنده اومد بیرون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۷ ، ۲۳:۰۵
ryoma sama
و بالاخره یکی تولد گرفت...ای خدا...😑😑😑😑رفقا..به هیچ عنوان..به هیچ عنوان چتای من  به دوستاتون نشون ندید..عاقا شک میکنند..اون هیچی..کانون زبان میدونین چه شکلیه؟؟(اونایی که میرن میدونند) همین میای وارد شط یه ملت میریزند دم کلاس که منو یادت میاد یانه...یه تعتدادیشون خ خوبند..همشونو با لقبشون یادم میاد...خخخخ مثلا دکتر..فسقلی..سوپر کیوت..خانم نویسنده...عا راستییییی.کتابو بهتون معرفی کردم؟؟؟ نکردم؟؟؟
رفیق شفیق ما سرکار خانم فریده کوهستانی کتابشون به لطف خدا چاپ شد..این کتاب عالیههههههههه ..عاشقانه های بی سرو تی که حسابی حال میکنید باهاش....کتابی که حرف دله...برهان جنون رو حتما بخونید
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۷ ، ۱۷:۰۳
ryoma sama