Spoil13

Spoil13

سلام..
محمد راحان هستم...به بلاگ من خوش اومدید...
اوقات خوشی رو براتون ارزومند هستم...
تو این بلاگ از گیم...انیمه ..انیمیشن..فیلم
.موزیک و خلاصه همه چیز مطلب گزاشته میشه....
وبه علاوه داستان ها و نوشته های بنده حقیر که امیدوار خوشتون بیاد..از دوستان اهل قلم...
(اگر اکسو ال باشند که چه بهتر*_*) دعوت به همکاری میشه..که انشالله یه تیم نویسندگی راه بندازیم...
و ...همین...
لذت ببرید.

آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۶ شهریور ۹۷، ۰۶:۳۷ - Jack frost
    هوم
  • ۱۵ شهریور ۹۷، ۱۶:۱۶ - Jack frost
    هوم
  • ۱۵ شهریور ۹۷، ۱۶:۱۱ - Jack frost
    هوم
نویسندگان
رفقا به دنیای من خوش اومدید
امیدوارم خوش بگذرونید
بلاگمو هم نخورید
یه چیزی...تو این بلاگ یه قانون وجود داره..اونم اینکه هیچ قانونی وجود نداره
لبخند به لب..یا با اشک وآه ...با هرکدوم که بیاید قراره بهتر شین
اهان یه چیزی
من بشدتتتتتتت از فحاشی متنفرم....لطفا..لطفا...لطفا... از کلمات بیجا و فحش در نظراتتو استفاه نکنید..هیچ برخوردی صورت نمیگره..فقط شاید من یکم ناراحت شم....لطف کنید فحاشی نداشته باشیم تو بلاگ
همتونو دوست دارم..
راستی رفقا من پسرم...تو رو خدا دختر فرضم نکنید...
البته دختر خانومای گلمونو که خیلی نازند...
انشالله همه سلامت باشید
یاعلی مدد

نظرات  (۱۵۰)

۲۰ اسفند ۹۵ ، ۱۳:۴۰ پوریا قلعه
سلام دوست اوتاکو من
خوشحال میشم با وبلاگت تبادل لینک داشته باشم

اگر موافقی منو با اسم 7ILife لینک کن و خبرم کن

در ضمن دنبالت هم کردم خوشحال میشم وبلاگ منو هم دنبال کنی گهگاهی با نظراتت منو خوشحال کنی ^ـ^
پاسخ:
دادلش از خدامونه..
چشم حتما...
عههههه از فحاشی متنفری جناب راحان؟؟؟
عجب😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
پاسخ:
یااااا خو بدم میاد..منظورم از فحاشی ار وی قصد و منظوره
۰۵ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۴۷ شقایق قاضی
سلااااااااااااااااااام منو میشناسی ؟ من کیم ؟ اگه گفتی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بدو بگو شاهزاده ^_^ 
پاسخ:
پرنسس..خودتی دیگه...مگه میشه نشناسم.

۰۵ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۴۱ شقایق قاضی
آفرییییییین پسر با هووووووش ^_^ خوبی ؟؟؟ 
پاسخ:
خوب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اوممممممممممممم عالیمممممممممم دخترجان.
صبر کن ببینم ..تو بلاگ داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
الان با کله میام اونجا
تو چطوری ؟
۰۵ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۰۸ شقایق قاضی
بلهههههه دارم ولی توش چیزی نزاشتم ..... بک هیونه اسم وبلاگم ^_^ 
از کجا منو میشناسی ؟ 
پاسخ:
...............................................................
نکنه اشتباه گرفتم پرنسس ساکورا؟
۰۶ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۴۴ پرنسس شقایق
یه سوال آقا راحان ..... 
من چطوری مطلب بزارم تو وبلاگم ؟؟؟؟؟ هر کاری کردم نشد :(
پاسخ:
تو قسمت انتشار ..اونجا‌کلیک کن زده ارسال مطلب جدید..رو اون کلیک کن 
بقیشو دیگه خودت میگیری باید چیکار کنی.
۰۶ مرداد ۹۶ ، ۲۳:۵۰ پرنسس شقایق
رفتید مشهد ؟ اگه رفتید زیارت قبول ^_^ شقایقو فراموش نکن آقا راحان ^_^ 
پاسخ:
بله بله..الان مشهد هستیم...متاسفانه هنوز نتونستم برم زیارت فقط رفتم نماز ظهر رو اونجا خوندم ..ولی برای همه از جمله شما دعا کردم
۰۸ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۱۲ پرنسس شقایق
باشه مرسی بابت  دغا من به سما مدیونم ، جبران مسکنم 
پاسخ:
خواهش میکنم چه دینی...
راستی رفتیم زیارت ..جات خالی عالی بود...
۰۸ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۱۹ پرنسس شقایق
وایییییی ببخشید بابت غلط ها 
دست چپم شکسته به سختی تایپ میکنم 
پاسخ:
اوه ..چرا پرنسس؟؟چه اتیشی سوزوندی اینطوری شدی؟؟؟؟
ایشالله زود دستت جوش بخوره 
۰۸ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۰۳ پرنسس شقایق
هه هه !
آتیشی نسوزوندم ^_^ تصادف کردم ^_^ شب رفته بودم بیرون تصادف کردم 
پاسخ:
خب اینم اتیش سوزوندنه دیگه...این اوج شیطنت وبیدقتی رو میرسونه..
منشا بیدقتی شیطنته..
مواظب باش پرنسس..خدا خیلی رحم کرده
۰۸ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۲۵ پرنسس شقایق
زیااااااااارت قبوووووووول به به ..........
خوش بگذره ...... از نمام وقتت استقاده کن ....... من آخرین بار که پارسال بود تو مشهد گن شدم ........ بعد به روز پیدام کردن !!!!
پاسخ:
وایییییی
تو مشهد گم شدی؟
دیگه نمیدونم چه لقبی باید بهت داد...اوممممم خیلی شیطون؟؟
وحشتناک شیطون؟؟؟؟؟؟
منو یاد پرنسس هایی میندازی که توقصر زندگی میکنند و هفته ای دوسع بار یواشکی از قصر فرار میکنند..همونقدر رها و ازاد و صد البته بی کله.
۰۹ مرداد ۹۶ ، ۰۹:۵۹ پرنسس شقایق
بعلهههه شیطوووووووووون !!!!! خوووووبه ^_^ حالا ادامه شیطون بازیامو تپ بیوگرافیم خواهم گذاشت ^_^ خخخخخخخخخخخخخخ ماشینه منو ندید *-* تقصیر من نبوووووود ...... بعله خدا وافعا رحم کردههههه ..... دکتر متعجب بود چطوری فقط دستم شکسته !!!!!! آخه سرعت ماشین خیلی زیاد بود و موقع برخورد بیهوش شدم !!!!! آره آره بعله همین ۱۳ سالگیم ^_^ منم مثل همونا هستم ...... هر وقت از خونه میرم بیرون یه بلایی سرم میاد !!! البته من دو سه روز یکبار میرم بیرون . ^_^
پاسخ:
یا خدا....باز خوبه دوسه روز بدنت سالم میمونه...
پرنسس شیطون
۰۹ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۱۸ پرنسس شقایق
اوه اوه ! بی کله ؟؟؟؟؟؟؟ خخخخخخخخخخخخخخ 
آیا اینقدر شیطون تشریف دارم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خخخخخخخخخخخخخخ 
دست شکوندن که چیزی نییییییییست !!!! من یه بار افتادم تو سد !!!!!! البته اونبار لبه سد وایساده بودم به داداشم ثابت کنم شجاعم ....... از شانس بد آبجیم هلم داذ با کله افتادم تو سد !!!!!!!!! واقعا عجییییییبه !!!! البته بار شانش آوردم اونجا سنگی چیزی نبوده !!!!! همه به من میگن : خر شانس ! 
خخخخخخخخخخخخخخ یه بار هم از اسب افتادن کمرم رگ به رگ شدید شد !!!!!!! 
یه بار هم رفته بودیم ویلای خالم با پسر خاله های کوچولوم رفتیم بگردیم ، اشتباه وارد باغ غریبه شدیم ...... اونجا پنج تا سگ داشتن ....... علیرضا و محمدرضا پشت یه دیوار قایم شدن سگا افتادن دنبال من !!!!!!!!! هییییییییییچ وقت فراموس نمیکنم چطوری گریه کردم و چطوری قلبم داشت از دهنم میزد بیروووووون ! وااااااااااااای !!!!!!! 
پاسخ:
یاخداااااااااا....خانوادت از دستت چی میکشند؟؟؟؟؟؟؟؟
ولی قبول کنیم لحظات فانی هست...
شیطنت خوبه‌.....خیلی هم خوبه ولی باید مراقب باشی دست گل به اب ندی..
من سوارکاری رو خیلی دوست دارم هیچ وقت هم از اسب نیوفتادم ‌.سگ ها رو هم دوست دارم..جلوتر از خونمون یه کارواش هست..جگعه ها یه اقایی میاد ماشینشو اونجا‌میشوره..دوتا توله سگ هاسکی داره...من حدودا یه ربع با این دوتا بازی میکنم..یکیشون چشم های دورنگ داره...
البته خب اونا سگ نگهبان نیستند...خدا بهت رحم کرده....بازم میگم...بیشتر مواظب خودت باش
۱۰ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۴۱ پرنسس شقایق
سگ دوست داری ؟ داداش من یه سگ عروسکی سفید دارع . البته مامانم نمیزاره بهش دست برنه و وقتی میزنه باید بره حمام ^_^ خیلی نازه چشماشن آبیه 

منم هموم یه بار افتادم دیگه نمیوفتم الآن سه سال اسب سواری میکنم . 

خانواده ؟ مامان و بابام اصلا نمیفهمن چه بلایی سر من میاد ، سگ افتاد دنبالن نرفتم تو خونه تا وقتی که خالم سر جاش اومد .....از اسب افتادم گفتم شب به نظرت جوش میخوره ؟ خوابیدم ...... حتی یه بار هم دستم پیچ خورده بود چیزی نکفتم ......... 

حالا دیگه از دست شکسته و شیطون بازیای من بگذریم ........ حالت خوبههههههههه شاهزاده مهربووووووووون ؟ من خوووووووووبم ^_^ می خوای عکس سگمونو بفرستم ببینی ؟ به نظر من خیییییییلی چندشه >"< من گزبه و روباه دوس دارم ....امااااااا بابام گربه نمیخره ........ آخه من چه گنااااااااهی کردم ؟؟؟؟؟ 

*

*

*

*

*

 راستی گفته بودی خانوادت از دستت چی می‌کشن ......... من غیر قابل تحملم ؟ فکر نمیکنما . با این کارتم فقط به خودم آسیب میرسونم . راستشو بگو شاهزاده من غیر قابل تحملم ؟ 

پاسخ:
تو احتمالا بامزه ترین دختری هستی که اشنا شدم باهاش...و شاید یه فردی که خیلی شبیه منه و چقدر خشحالم و خداروشکر میکنم که باهات اشنا شدم پرنسس.....
تو عیر تحمل نیستی...یه متنی الان توذهنم شکل گرفت:
_چرا ازش متنفرند؟؟چرا فکر میکنند غیر تحمله ..اون فقط یه فرشتست که اشتباها از بهشت سقوط کرده.
.
عکس سگ کوچولوتونو بفرسا ببینمش..
اوه پرنسس من عاشق گربه هام..خدا میدونه چقدر دوسشون دارم...هرجا گربه میبینم دنبالش راه میفتم..از باشگاه که برمیگردم ...هرگربه ای که میبینم سعی میکنم به سمت خودم بکشونمش یا حتی نیم ساعت به یکیشون ثابت نگاه میکنم...
راستی پرنسس ..ما خونمون ویلاییه براهمین هم روباه دم خونمون هست...
۱۱ مرداد ۹۶ ، ۰۹:۵۶ پرنسس شقایق
واقعا لرد لاس ؟ از وجود من خوشحالی ؟ نو تنها کسی هستی که خوشحالی . منم از اینکه با فردی به نام راحان آشنا شدم واقعا خوشحالم واقعا ^_^ 
تین متنو از خودت نوشتی ؟ 
وااااااااااااااااااای من میمیرم واسه گربه ها قبلا یه گربه داشتم ...... مرد :’-( 
حالا هر گربه سفید طلایی میبینم گریم میگیره :’-( :’-( واااااااااااااااااااااااایییییی گربه خوشگلم :’-( 
جدا ؟ من و تو واقعا شبیه هم هستیما !!!! گاهی فکر میکنم دو نیمه از یک روحیم ...... ما هم تو خونه ویلایی زندگی میکنیم ...... شما کجا زندگی میکنید که روباه هست ؟ من سه بار روباه دیدم هر سه بار هم قبض روح شدم !!!!! می‌ترسم ولی واقعا دوسش دارم ^_^ میشه هر وقت دیدیش عکسشو بگیری ؟؟؟؟؟؟ 

پاسخ:
چند بار بهت گفتم که از وجودتو خشحالم....بازم میگم.
اده..متنو خودم نوشتم..همون لخظه به ذهنم رسید.....
اخ..‌گربتون مرد؟؟؟؟؟‌.....چجوری تحمل کردی؟
هروقت روباه دیدم ازش عکس میگیرم میفرستم..فقط خودت که میدونی خیلی سریعند..روباه های ما نارنجی نیستند همرنگ محیط اطرافشون خاکی رنگند.
۱۱ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۰۵ پرنسس شقایق

اینم از سگه. ↓↓↓↓




پاسخ:
پرنسس من نتونستم سگ رو ببینم...نیومده عکس
۱۱ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۰۵ پرنسس شقایق
 اوه مای گاد !!!!! باشه شاهزاذه فراموش کرده بودم ....... چرا میزتیییییییییی ؟؟؟؟ !!!!!!
بعله زیر ماشین له شد !!!!
واقعا ؟ من روباه اون رنگی ندیدم ..... مرسی . 
آهان باشه پس عکسشو میزارم روی آواتارم تو پارک انیمه . 
*
*
ولی عجب متنی گفتی ...... من فرشتم؟؟؟؟
بازم زیاد نوشتم و وقت شاهزاده رو گرفتم ..... بای بای n_n 
پاسخ:
هی....پرنسس..من واقعا خشحالمشیم باهات صحبت کنم...
منتظر عکس هستم...
۱۲ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۵۳ پرنسس شقایق
منم خوشحال میشم .......... حالت خوبه ؟ مشهد چه خبز ؟ بارون میاد ؟؟؟؟؟؟؟؟ تو اخبار گفته ممکنه بیاد ....... من عاااااااااااااااااااالیم تازه منم خوشحال میشم باهات صحبت میکنم ^_^ 
پاسخ:
حالم که عالیه...نه هنوز بلرون نیومده...حسابی دعا کردم و نماز خوندم..
چقدر عالی که عالی هستی...همیشه همین روحیه ی شاد و بازیگوش بامزت رو حفظ کن
۱۲ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۲۸ پرنسس شقایق
لرد لاس یه سوال اگه میدونی جواب بده خواهش میکنم ...... اگه تمام استخون های مچ دست بشکنه چی میشه ها ؟ میدونی ؟ اگه میدونی خواهش میکنم بگو ....... خواهش میکنم . خیلی برام مهمه حیاتیه باید بدونم باشه . 
نکنه دست چپم تا آخر عمرم جوش نخوره ..... 
پاسخ:
خخخخخخخخخخخخخ وای دخترررررررررررررر
اگه تمام استخوان هات بشکنه حدودا سه ماه طول میکشه تا جوش بخوره‌...
همین
۱۲ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۵۲ پرنسس شقایق
خیلی خوشحالم که خوبی ........ همش قبول باشه 
حتما حفظ میکنننننننننمممممم 
لرد لاس راست میگی ؟ جون من ؟ 
مطمئنی ؟ جون شقایق ؟ درسا یه چیز دیگه گفت :’-( 
پاسخ:
نترس پرنسس...مطمعن باش دستت خوب میشه..خب؟؟؟؟؟
درسا ؟؟من میشناسمش؟
در کل نگران نباش‌..دستت خوب میشه
۱۲ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۰۵ پرنسس شقایق
آخه مامانم از صبح که رفته دکتر عکس دستمو نشون بده ناراحته . بعد فهمیدم هفتا استخونم نشکسته هر هشتاش شکسته ! بعد کلی گریه کردم و فکر کردم شاید رشتت تجربی باشه ..... رشته درسا هم تجربیه واسه همیت پرسیدم ......... من حرفتو باور کردما ....... واقعا درست میشه ؟ گریه نکنم ؟ 
پاسخ:
رشتم تجربیه پرنسس..برا همین میگم نترس..‌‌
دبیر ما خودش هشتا استخونش شکست..بعد از سه ماه یا شایدم دوماه دستش جوش خورد گچش رو باز کرد
گریه؟؟؟؟؟سرتو بگیر بالا پرنسس تاجت نیوفته
۱۲ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۴۶ پرنسس آناهیت😐
سلام جناب هرولد😐
چند وقتی نبودم میبینم خیلی خوش گذشته بهتون بدون من😐
پاسخ:
پرنسس اناهیت؟؟؟؟؟
اناهیت بهتر بودا....
چند وقتی که نبودی ما از فراغتان جان دادیم بانو😂😂😂😂😂😂😂😂
چه خبرا انا؟؟؟؟؟
قضیه چهارشنبه رو میدونی که؟
نه چخبره4شنبه؟
پاسخ:
زنگ نزدن مگه؟؟؟؟؟؟
نه...کی باید زنگ میزده؟

پاسخ:
ای بابا......بیخیال..بعدا میگم بهت
۱۲ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۳۶ پرنسس شقایق
آهان باشه 
۱۲ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۴۱ پرنسس شقایق
آهان باشه 
۱۲ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۴۴ پرنسس شقایق
هه هه ....................................................................... بعله بعله آه 
پاسخ:
پرنسس؟؟؟خوبی؟
۱۲ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۵۵ پرنسس شقایق
خخخخخخخخخخخخخخ تاج ؟ نمی یوفته نترس 
پاسخ:
....
۱۲ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۳۲ دختر گمشده
درسا = 2rsa
البته مهم نیس اگه خوب نشم
پاسخ:
دستت خوب میشه به امام زمان
۱۲ مرداد ۹۶ ، ۱۸:۵۹ دختر گمشده
خوووووووووووووووووووووووب ! 
عاااااااااااااااااااالی! 
چرا بد باشم ؟ 
فقط خندیدم
پاسخ:
احساس کردم ناراحتی پرنسس..
۱۲ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۰۶ دختر گمشده
چرا به امام زمان خودم فهمیدم باشه ؟ 
اصلا دیگه برام مهم نیس کاش سرم می‌شکست میمردم بابام دیگه منو نمیدید 
پاسخ:
خخخخ سرت میشکست نمیمردی دختر...در ضمن خدانکنه..
۱۲ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۵۰ دختر گمشده
تو اصلا ناراحت نشو من کار اشتباهی میکنم که با مشکلاتم سر تورو درد میارم و هی هم کشش میدم ....... یکی نیست بگه این طفلک چیکار کنه ؟ منو ببخش آقا راحان ....... اگه حرف بدی زدم ...... و ناراحتت کردم ...... یه خورده از دست بابام عصبانی بودم ...... شاید امروز برم و ده دوازده روز دیگه برگردم .......... شاید هم دیگه هیچوقت برنگشتم ........ ببخشید تازه داشتم بهت عادت میکردم ........ و تو هم که به بودن من احتیاج داشتی .،..،. چاره دیگه ای ندارم حالم بده ...... اگه باشم مثل امروز چرت و پرت میگم ....... پس میرم و سعی میکنم زود برگردم ........ فردا هم به خاطر تو یه سری میزنم ولی چیزی نمینویسم ........ باشه ؟ 
خداحافظ راحان تا یه هفته بعد و واقعا معذرت میخوام به خاطر  اذیت کردنام ..... تو واقعا پسر خوبی بودی ^_^ 
پاسخ:
هی پرنسس.....چرا خودتو عذاب میدی ؟؟؟؟؟
چرا درک نمیکنی که باید راحت بگیری؟؟؟؟؟؟انقدر لذت تو زندگیت هست که باعث نشه مشولاتو ببینی..درک میکنم که ممکنه از دست پدرت ناراحت باشی...
درواقع از دست خودت ناراحتی ..درست میگم؟؟؟؟؟
ناراحت نباش پرنسس...تو هیچ کار اشتباهی انجام ندادی...
میخوای بزاری مشکلات انقدر راحت بشکنندت...؟؟؟
پست اول بلاگ رو خوندی؟؟؟؟؟
مگه نگفتم باید بجنگید؟؟؟؟؟تو حتی اماده ی جنگت هم نشدی...
متاسفم ولی خیلی زود نا امید میشی...
تو اون پرنسس بازیگوشی که تا اینجا تحمل کرده؟؟؟
فکر نمیکنم...
تو درست همونطور که خودت نوشتی گمشدی....خودتو پیدا کن...
از تک تک لحظاتت لذت بساز..اونقدر که توشون غرق شی...
قراره دوباره باهات صحبت کنم نه؟؟؟؟دخترک پیداشده...
۱۳ مرداد ۹۶ ، ۰۷:۵۸ دختر گمشده
حتما 
۱۳ مرداد ۹۶ ، ۰۸:۰۹ دختر گمشده
گفته بودم حرف نمیزنم ..... ببخشید 
من باید برم که خودمو پیدا کنم . من دارم میجنگم ....... سخت ........ اگه تو نبودی اتفاقات قبلی سرم میومد اما الآن دارم میجنگم ......... درسته از دست خودم ناراحتم که به دنیا اومدم که بابامو ناراحت کردم ....... دیروز بابام حرفی بهم زد که یه پدر نمیزنه ......... ازت متنفرم ، من هیچوقت بهت احتیاج ندارم ، تو باید میمردی! ......... هرکسی بود آرزوی مرگ میکرد ....... لرد لاس از امروز میرم که بغض لعنتی گلوم رو بشکنم و گریه کنم ....... وقتی نو باهام حرف میزنی نمیتونم گریه کنم  .......... تازه من خیلی بیشتر از اونچه فکرشو بکنی تحمل کردم و نشکستم ...... دیگه وقتشه برم ........ خداحافظ شاهزاده امید من ...... 
پاسخ:
منتظربمونم نه؟؟؟؟؟؟
خب....چرا خودتو به پدرا ثابت نمیکنی؟؟؟؟؟؟؟
بزرگ شو پرنسس...معذرت میخوام ولی سرنوشت یجوری برات رقم خورده که حق بچگی کردن نداشته باشی.‌‌‌‌‌‌...پس بزرگشو ....اونقدر که بفهمه بهت نیاز داره
۱۳ مرداد ۹۶ ، ۰۸:۲۷ پرنسس قلعه ماه
تولدت امام رضا مبااااااااااااااااااااارک ^_^ 
پاسخ:
مبارک ...مبارک باشه خواهر کوچولوی من
۱۳ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۳۵ پرنسس قلعه ماه
منتظر بمون .......... منم منتظرم حالم خوب بسه .
داداش ماه من 
پاسخ:
زندگی جریان داره...چه ما بخوایم و چه نخوایم پرنسس...
سعی نکن متوقف شی.‌چون این جریان تو رو باخودش میبره...
جریان پیدا کن.
۱۴ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۴۰ پرنسس قلعه ماه
^_^
۱۴ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۰۲ پرنسس قلعه ماه
بیوگرافی تو : 

من؟؟؟؟اممممم
من یه محافظ دارم.....یه محافظ کوچولوی بامزه..‌
درواقع..محافظت از اون وظیفه ی منه....اون یه پرنسسه و من فقط و فقط یه سرباز.
برا نگاه کردن بهش هم باید از من اجازه بگیرید...
خواهر کوچولویی که اختلاف مقامش با من به ماه میرسه..اما ماه در مقابل زیباییش به پاش میوفته‌‌.
من یه محافظم ولی یه کوچولوی بامزه ازم محافظت میکنه
 _________________________________

امممممممممممممممم لرد لاس این پرنسس منم ؟ 
سرباز ؟ تو سرباز نیستی ........ تو شاهزاده ای ......... بی تعارف ^_^ 
ولی عجب مطالبی مینویسی ....... نویسنده خوبی هستی لرد لاس ^_^n_n^_^n_n^_^n_n^_^^_^ خخخخخخخخخخخخخخ
واقعا عاااااااااااااااااااالی هستی ^_^ 
تو خیلی خوبی لرد لاس مهربون من ^_^ 
راستی من عاااااااااااااااااااالیم برای خووووووووووووووب شدنم به یه هفته احتیاجی نبود زود خوووووووووووووووب شدممممممم ^_^ 

حالا اینم مطلب من : 
تو بیا ..... تو بمان با من ...... تنها تو بمان ...... جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب ....... ماه زیبای من ....... به جای همه گل ها تو بخند ^_^ 

^_^ 
تقدیییییییییییم به لرد لااااااااااااااااااااااااااس ^_^ 
پاسخ:
سلام پرنسس....معلومه که تویی..مگه جز تو کس دیگه ای پرنسسه؟؟؟؟؟؟
خیلی خوب نوشتی پرنسس..افرین..ادامه بده...دارم رو این فکر میکنم بعدا باهم یه متن اهنگ بنویسیم.
چقدر عالی که خوب شدی پرنسس...خداروشکر
۱۵ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۳۱ پرنسس قلعه ماه
الووووووووووو در دسترس نیستییییییییییی بیا 
پاسخ:
هستم هستم اومدممممممم
۱۵ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۱۱ پرنسس قلعه ماه
آفرین که اومدییییییییی خوش اومدییییی
پاسخ:
تنکس پرنسس
۱۵ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۱۷ پرنسس قلعه ماه
نه .
منن آهنگ ؟ خوبههههههههههه^_^
منم خوشحالم

پاسخ:
هوم..متن اهنگ...
خوبه که خشحالی پرنسس
۱۵ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۱۳ پرنسس قلعه ماه
خواهش میکنم 
چرا پارک انیمه نمیای
پاسخ:
اومدم پارک انیمه پرنسس.....کمی خسته بودم ..تازه از راه رسیدم.
راستی مثل اینکه ادرس بلاگ دادن تو پارک جرمه..

۱۵ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۰۴ پرنسس قلعه ماه
بله چطور مگه 
شاهزاده جرم مرتکب نشیا ....... اگه اخراج شی من چیکار کنم ؟
کاری ندارم ولی بغضی اوقات از پارک انیمه بدم میاد و عصبانی میشم ....... کسی ناراحت نشه ولی قوانینش افتضاحه : 
اعتبار زیاد نده 
آدرس سایت دیگه نده 
اسپویل نده 
بحث سیاسی نکن 
ال نکن 
بل نکن 
اسپم نفرست و ......... 
تازه از دست وب پرنس عصبانی ام ، باهاش قهرم ، جوابمو نمیده و حتی به خاطر مدالی که بهش دادم تشکر نکرد >"< 
متاسفانه فکر میکنم مغروره . 
پاسخ:
پرنسس....من دوبار از پارک اخراج شدم به خاطر همین قوانین مسخره.
به درک...همه چی به درک..
انقدر از پارک متنفرهستم که خشحالم میشم اخراج شم.
وب پرنس؟؟؟؟؟؟؟ اوه خدایا...بهتره نام کاربریش رو بزاره اسمشو نبر..لعنت بهش.
امکان اخراجمون وجود داره..من که مشکلی با اخراج شدن ندارم....ولی نمیخوام تو اخراج شی..
باید بیخیال صحبت کردن در بلاگ من بشیم.....نمیخوام اخراج شی چون دوستای خوبی اونجا داری....

۱۵ مرداد ۹۶ ، ۱۸:۳۵ پرنسس قلعه ماه

آفرین منم همین نظرو دارم قوانین فوق‌العاده مسخره ، خوشحال میشی اخراج میشی ؟ درباره یه چیزی به پارک انیمه مدیونم اونم اینه که با تو اونجا آشنا شدم . 
بعله منم از وب پرنس بدم میاد . 
صحبت در بلاگ « دارک تباهی » یا پروفایلت ؟ نمیخوای صحبت کنی ؟ 
پاسخ:
اوه پرنسس...منظورم اینه که ممکنه اخراج شی..
تو پروفایلم که باهم صحبت میکنیم حتما...
اصلا مگه میشه من با خواهرم صحبت نکنم..
احساس میکنم انرژیت مثل قبل نیست پرنسس...چیزی شده؟
۱۶ مرداد ۹۶ ، ۰۶:۵۱ پرنسس قلعه ماه
شاید خودت بدونی برام مهم نیست . من اونجا فقط یه دوست واقعی دارم درک میکنم که همه عشقمی ها و دوست دارم هایی که  بین کاربرا رد و بدل میشه همه تعارفه .  قشنگ متوجهم ، واقعا از تعارف کردن متنفرمممممممم و هر چیز که به کاربرا میگم از رو علاقه قلبی و نه غیر از این . 

نه اصلاااااا نمیشههههههههه  ^_^ 

مگه مثل قبل نشدم ؟ سعی خودمو کردما ........... راستشو بگو شاهزاده من مثل قبل نیستم ؟ 

چیزی که .............. نه پدر رفته مسافرت . 

من عاااااااااااااااااااالیم ^_^ 

پاسخ:
مثل قبل شدی....ولی انرژیت تحلیل رفته.
انشالله به سلامتی برمیگردند.
چه احساسات قشنگی داری پرنسس....
خوبه که عالی هستی خواهر کوچولو
۱۶ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۱۱ پرنسس قلعه ماه
مرسییییییییییییییییییییییییییی حالا احساسات واقعی مو ندیدی ^_^ 
مرسی
بازم مرسییییییییییییییییییییییییییی تو هم خوبی ؟ احساس میکنم ناراحتی ؟ خدای نکرده ناراحتی ؟ به آبجی کوچولو بگو
پاسخ:
احساسات واقعی؟؟؟؟؟؟ مشتاقم ببینم چجوریه دختر جان

منم خوبم..نه خداروشکر هیچی نشده
۱۶ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۲۴ پرنسس قلعه ماه

این جک ها رو بخون بخند




دیروز رفتم حموم به مامانم میگم حوله رو بده مامانم میگه میخوای خودت رو خشک کنی? میگم پ ن پ میخوام بندازم دورم برم مکه لبیک بگم.
_________________________________________________________________________________________________________________
مامانم چندتا تار مو سفید بین موهام دیده میگه ای وای موهات سفید شده!؟؟ پ ن پ چندتاشون شکسته بودن گچ گرفتمشون!!!
_________________________________________________________________________________________________________________
مرغ و از فریزر در آوردم میگه می خوای غذا درست کنی؟!
پََ نَ پََ خانوادش اومدن از سردخونه میخوان ببرن خاکش کنن!
_________________________________________________________________________________________________________________
بادوستم رفتیم خیابون تصادف شده بود یه یارودراز کشیده بود روش پارچه سفیدانداخته بودن دوستم میگه :به نظرت مرده؟ میگم:پ ن پ تصادف خستش کرده داره استراحت میکنه توهم ساکت باش تابیدارنشه
_________________________________________________________________________________________________________________
لپ تاپم رو بردم نمایندگیش می گم ضربه خورده کار نمی کنه.یارو میگه ضربه ی فیزیکی؟!
پ ن پ یکم بی محلی کردم ضربه روحی خورده!
______________________________________ ___________________________________________________________________________
به دو دلیل اجازه نمیدم 
مخاطب خاصم به آیفون فایوم دست بزنه :
یک اینکه من آیفون فایو ندارم !
دو اینکه اصلا من مخاطب خاص ندارم !
_________________________________________________________________________________________________________________
داداشم خوابیده بود، گوشیش زنگ خورد ، بیـــدار شد لپ تاپ منو از برق کشیــد... :|
_________________________________________________________________________________________________________________
شهر داری آسفالت کنه قبر کسایی رو که موقع درس خوندن آدمو بیدار میکنن
_________________________________________________________________________________________________________________
یه بار تو ورق امتحانم انقدر چرت و پرت نوشتم به جرم توهین به شعور  استاد به کمیته انضباطی دانشگاه معرفی شدم
_________________________________________________________________________________________________________________
یکی از فانتزی هام اینه که با یه لباس سفید تو خیابون بدوم بعد به همه تنه بزنم بعد اونا فک میکنن دکترمو یه موقیت اورژانسی برام پیش اومده خعلی حال میده
_________________________________________________________________________________________________________________
یکی از فانتزی هام اینه که راننده تاکسی باشم بعد یه مسافر سوار کنم و تو یه جای شلوغ پیادش کنم و وقتی که پیاده شد کیفش رو جا بزاره و وقتی کیف رو که میگیرم دستم یه صدای جیک جیک ازش بشنوم و وقتی که خوب نگاش کنم ببینم یه بمب توشه ، منم سریع گازش رو بگیرم خودم رو برسون به دریایی که نزدیک اون منطقست و گازشو بگیرم ماشینو با بمب پرت کنم تو دریا منم خودم قبل از اون بپرم پایین و همین که ماشین افتاد تو اب منفجر بشه و همین که بلند شدم مردم شروع کنن به دست زدن برام ؛ منم با غرور تمام تو افق به سمت اداره بیمه غیب بشم !
_________________________________________________________________________________________________________________
کوشامکو چیست؟
آیا نام یک شهر در تایلند است؟
آیا نام یک جزیره در گواتمالا است؟
خیر! این زمزمه یک پسر یزدی است که پس از سینه زنی در حسینه به دنبال کفشهایش میگردد !!!
________________________________________________________ _________________________________________________________
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ  چیست؟ مانور بعضیا به مدت ده ثانیه قبل از تف کردن..
_________________________________________________________________________________________________________________
به سلامتی دختری که ماشینش پنچر شد …
پیاده شد ، کاپوتو زد بالا !
_________________________________________________________________________________________________________________
دقت کردین دقیقا زمانی که فکر میکنی زندگی دیگه از این بدتر نمیشه یه اتفاقی میفته که میبینی نه بابا از این بدترم میشه ؟
____________________________________________________________________________________________________________ ____
من از بچگی ۱ستاره رو نشون کردم تو آسمون
میگفتم این ستاره منه وقتی فهمیدم چراغ دکل مخابراته کمرم شکست
___________________________________ _____________________________________________________________________________
گوشیم مونده خونه دوستم رفتم بگیرم,
 دیدم بیست تاپیام دارم بازش کردم:
 دیدم:دوستم نوشته گوشیت مونده خونه ی ما بیا ببرش
_________________________________________________________________________________________________________________
رفتم تو دکه روزنامه ورزشی بخرم . . . 
یه زنه اومده میگه آقا ببخشید آدامسه موزی دارید؟
مرده یه آدامس موزی بهش داد
زنه میگه:نه یه طعم دیگشو میخوام!
من =-O  
دکه ایه  o_O   +   :O  +   =-O
آدامس موزیا   X-( 
_____________________________________________________________________________________________________________
دختره استاتوس گذاشته بود:
کلی آدم با تک تک نفس های من مردن!!
کامنت گذاشتم:
خب چرا یه خمیر دندون خوب نمیخری اخه!!؟؟؟
بلاکم کرد دختره بی ادب !!!
اصن یه وضیه ها. خخخخخخخخ... ... 
__________________________________________________ __________________________________________________________
از لحظه لود شدن صفحه اصلی گوگل فیلم بگیریم ،می‌تونیم بریم خارج باهاش پناهندگی بگیریم :))))))
__________________________________________  ____________________________________________________________________
اعتراف می کنم چن سالِ پیش ﺗﻔﺮﻳﺤﻢ ﺍﻳﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻭقتی ﺟﻮﺭﺍﺏ ﭘﻮﺷﻴﺪﻡ، ﭘﺎﻣﻮ ﺭﻭی ﻓﺮﺵ ﺑﮑﺸﻢ ﻭ ﺑﻪ ﻳﻪ ﻧﻔﺮ ﺩﻳﮕﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﺰﻧﻢ ﺗﺎ ﺟﺮﻗﻪ ﺑﺰﻧﻪ ﻳﻪ ﺑﺎﺭ ﺗﻮی ﻳﻪ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﻮﻧﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺩﻣﭙﺎیی ﺍﺑﺮی ﺍﮔﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪی، ﺟﺮﻗﻪ ی ﻗﻮی ﺗﺮی می ﺯﻧﻪ. ﺍﻳﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺗﻮیِ ﺫﻫﻨﻢ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ یه بار ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻳﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮔﻢ ، ﺩﻳﺪﻡ ﮐﻨﺎﺭ ﺳﺎﻟﻦ ﻳﻪ ﺩﻣﭙﺎیی ﺍﺑﺮی ﻫﺴﺖ ﻳﻪ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﺷﻴﻄﺎنی ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻏﻢ اومد ﺭﻓﺘﻢ ﭘﻮﺷﻴﺪﻡ ﻭ ﻋﻴﻦ ﻣﻮﻧﮕﻮﻻ ﺣﺪﻭﺩ ﻧﻴﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﭘﺎﻣﻮ ﺭﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﻣﻲ ﮐﺸﻴﺪﻡ، ﺑﻌﺪ ﺭﻓﺘﻢ
ﺟﻠﻮی ﻫﻤﻪ ﺍﻧﮕﻮﺷﺘﻤﻮ ﺯﺩﻡ ﺑﻪ ﻧﻮﮎ ﺩﻣﺎﻍ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺟﺮﻗﻪ ﺍی ﺯﺩ، ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﮐﻞ ﻣﺤﻞ ﺻﺪﺍﺷﻮ ﺷﻨﻴﺪﻥ ﻣﻮﻫﺎی ﺟﻔﺘﻤﻮﻥ ﺳﻴﺦ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﻤﻪ ﻣﺎﺕ ﻭ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﻧﮕﺎﻩ می ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﻧﻤﻲ ﻓﻬﻤﻴﺪﻥ ﭼﻪ ﺍﺗﻔﺎقیﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺍﺗﻔﺎﻕ،ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺿﺮﺑﺎﺕ ﺳﻨﮕﻴﻦ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪﻩ از طرفِ بابام ، ﭼﻴﺰی ﻳﺎﺩﻡ ﻧﻤﻴﺎﺩ :|





پاسخ:
اخریه منو کشتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
تو فکرشم انجام بدمممم
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
خیلی باحال بود پرنسس...
سرحال شدم ...خیلی ممنون خواهر کوچولو
۱۶ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۳۹ پرنسس قلعه ماه
چطوری نشونت بدم ؟ 
عاااااااااااااااااااالیه که خوبی ^_^ 
دور از جون ^_^ 
آره منم خعلی خندیدم 
خخخخخخخخخخخخخخ →: الآن داری آماده میشی واسه تف کردن ؟ 
همیشه سر حال باشیییییییییی 
پاسخ:
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
عاره...تف میکنممممممممممممممممممممم خخخخخخخخخخخخخخخخخخ

۱۶ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۵۱ پرنسس قلعه ماه
لرد ................. خوب توجه کن ............... و درست جواب بده
شیراز رفتی. ؟ 
بیضاء رو میشناسی ؟ 
اسم خونه کاهگلی به گوشت خورده ؟ 
دربارش چیزی شنیده ؟ 
قتلی .......اتفاق عجیبی ......... خودکشیی ......... هر چیز . 
اگه میدونی بهم بگو مطمئن باش نمیترسم ........ پس اگه میدونی بگو 
پاسخ:
شیراز رفتم....
چیز عجیبی نشنیدم...چطور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بیضاء نمیشناسم والا.....
۱۶ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۰۹ پرنسس قلعه ماه
خخخخخخخخخخخخخخ مردم از خنده ^_^ 
مرسییییییییییییییییییییییییییی آخه یه اتفاق بد برا داداش بزرگم افتاده یه اتفاق خیلی بد . نگرانشم ، دارم راجبش داستان هم می‌نویسم . خواهی فهمید چه اتفاقی ^_^ 
به هر حال مرسییییییییییییییییییییییییییی که زیاد آنلاین میشی ^_^ 
شقایق خوشحالهههههههههههههه ^_^ 
پاسخ:
ممنون که هستی خواهر کوچولو..
چه اتفاقی افتاده..؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مشکلی پیش اومده؟؟؟؟؟؟؟؟؟ امیدوارم جدی نباشه
۱۶ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۱۱ پرنسس قلعه ماه
منم یه ماه پیش رفتم با خانواده خالم و سهیل پسر خالم شهابو برد تو خونه کاهگلی نفرین شده و سر هر دوتاشون یه بلایی اومد ......
پاسخ:
هاااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
۱۷ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۲۵ پرنسس قلعه ماه
باورت نمیشه ؟؟؟؟؟ اتفاقات خیییییییییییییییییلبیییییییییییی بد داداشم الآن مریضه . اشکال نداره ولی غیر قابل باوره ! خیلی اتفاق عجیبیه ! 
راستی لرد ......... من به تو مدیونم خواهش میکنم بگو چطور میتونم جبران کنن . باید بگی ها !

^_^  ^_^ 
پاسخ:
اوه........پس حتما خود داداشت هم یه شیطونیایی کرده..من یه مدت دنبال این قضیا بودم و هستم...فقط دعا کنید براش...قران زیاد بخونید...سعی کنید باهاش زیاد صحبت کنید..جای خلوت رهاش نکنید...
مدیون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نه بابا دختر..این چه حرفیه؟؟؟؟؟
۱۷ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۳۴ پرنسس قلعه ماه
بعله شیطونیییییییییی ! یه بار باعث شد غش کنم خییییییییییلی بد ترسوندم ! 
لرد لاس دنبال اطلاع از جن ها نباش ، شهاب هم همین طوری بود و سهیل استفاده کرد و جون شهابو به خطر انداخت . 
من زیاد باهاش صحبت میکنم ولی طفلکی کاملا افسرده شده 
من ازت خواهش کردم بگی . واست مهم نیست ؟ 
پاسخ:
کاش میتونستم با برادرت صحبت کنم....شاید دلم بخواد یه بار واقعا امتحانش کنم..
به خدا کاری نکردم پرنسس..داری شرمندم میکنی..
من واقعا کاری برات نکردم..

۱۸ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۲۶ پرنسس قلعه ماه
میتونی پروفایلش تو پاک shahab 2001
پاسخ:
اها..تنکس.
۱۸ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۰۸ پرنسس قلعه ماه
امتحان ؟
پاسخ:
امتحان؟؟؟؟؟؟؟؟
۱۸ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۱۹ پرنسس قلعه ماه
امتحانش کنی ؟ 
پاسخ:
هوم...
۱۸ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۳۰ پرنسس قلعه ماه
هوم ؟ 
عزیز من خواهش میکنم کامل بگو چیرو میخوای امتحان کنی ؟ 
گفتی
.شاید دلم بخواد یه بار واقعا امتحانش کنم..
 چی رو میخوای امتحان کنی
پاسخ:
بیخیال پرنسس..
اشتباه برادر رو بهت میگم...اگه برادرات میخواستند ارتباط برقررار کنند..اولا باید با یه استاد میرفتند..دوما...هیچوقت نباید دور و ور خونه های نفرین شده رفت چون موجودات اونها کارشون ازیت کردنه و خیلی زود میشه باهاشون ارتباط برقرار کرد..اما بعدش بی پرده بهت میگم..بدبخخت میشی...
اگه باید مسلمون هاشون ارتباط برقرار میکردند خیلی بهتر بود..
گفتی برادرت کتاب داره؟؟؟
دست نویسه یا چاپ شدست؟
۱۹ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۵۵ پرنسس قلعه ماه
واوووووووووو نه ! اشتباه شهاب این نبوده که با یه استاد نرفته ، اشتباهش این بوده که اصلا یه همچین غلطی کرده ...... من اصلا دلم به حالش نمیسوزه ....... نه اینکه سنگدل باشم ..... یکی دو بار دیگه هم از این کارا کرده بود ، من بهش گفتم نکن و باز کرد . پس حقشه . 
منم درست حرفای تو رو بهش زدم و گفتم اگه تو کار احنه باشی یه همچین بلا هایی سرت میاد ولی گوش نکرد . 
بعله داره ، از یزد خریده ، پاره پوره و قدیمیه فکر میکنم دست نویس باشه ، تازه قیمتش هم زیاد بود . 
پاسخ:
من تو شیراز نمونه ی این کتاب رو دیدم.....
حتما باید با برادرت صحبت..کنم یه سری چیزا رو بهش بگم....و حتما باید کتابشو ببینم.
۱۹ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۴۲ پرنسس قلعه ماه
امروز ساعت ۵ آنلاین میشه ، اگه میخوای اونوقت باهاش صحبت کن
پاسخ:
اوکی تنکس.
۱۹ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۴۲ پرنسس قلعه ماه
خواهش میکنم ولی حالش زیاد خوش نیست با ملایمت صحبت کن
پاسخ:
اوه ..پرنسس شرمنده رفته بودم ثبت نام کلاس...نتونستم صحبت کنم با ایشون..
از قول من معذرت خواهی کنید
۱۹ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۲۱ پرنسس قلعه ماه
اوه !!!!!!! دشمنت شرمنده ........ به زور مجبورش کردم بیاید دو دقیقه با تو حرف بزنه ....... یعنی واقعا باید دوباره منت یه پسر دیوونه رو بکشم ؟ وااااااااااااااااااای 

پاسخ:
اوه خدایا.‌....من واقعا معذرت میخوام...
۲۰ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۱۴ پرنسس قلعه ماه
نه بابا اصلا مهم نیست میخوای دوباره باهاش صحبت کنی ؟ اگه میخوای بگو شهاب به حرف من گوش میده . ولی اینبار حتما ساعت ۴ یا ۵ آنلاین شو باشه ^_^ 
پاسخ:
باشه چشم...
۲۰ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۳۳ پرنسس قلعه ماه
نقش سرنشین کنار راننده در ایران
- کشیدن بقیه کمربند ایمنی راننده و نگهداشتن آن هنگام مشاهده افسر راهنمایی و رانندگی
- نگهداشتن فرمان اتومبیل هنگامی که راننده دستش بند است
- دادن شماره تلفن راننده به سرنشینان خودروی بغلی
- تعویض دنده هنگامی که راننده در حال مکالمه با تلفن است
- تیکه انداختن به عابرین پیاده
- جیغ زدن هنگام عبور از داخل تونلها
- فحش دادن به دیگر رانندگان بخاطر رانندگی بد آنها.
- تشویق راننده برای لایی کشی
- فحش و نفرین به راننده موقع عبور از روی دست اندازها
- ایجاد قوت قلب برای راننده هنگام دعوا
- خوابیدن با صدای خروپف زیاددر جاده ها
- زنده ماندن در تصادفات شدید؛ در حالیکه راننده بیچاره تیکه تیکه میشود
و در نهایت انجام مجلس کفن ودفن راننده!!
___________''''''
اگر علائم زیر در شما آشکار شد حتم داشته باشید که شما معتاد شده اید. (البته معتاد به اینترنت)
1- وقتی کامپیوتر را خاموش می‌کنید احساس پوچی می‌کنید. درست مثل اینکه عزیزی را از دست داده‌اید.
2- ساعت ۴ صبح وقتی از خواب بیدار می‌شوید که کمی آب بنوشید اول e-mail هایتان را چک می‌کنید.
3- تصمیم می‌گیرید یکی دو سال بیشتر در دانشگاه بمانید فقط بخاطر دسترسی رایگان به اینترنت.
4- وقتی می‌خندید سرتان را ۹۰ درجه به سمت راست خم می‌کنید.
5- تکالیف درسیتان را به فرمت html تبدیل می‌کنید و آدرس آنرا به استادتان می‌دهید.
6- همه دوستانتان یک @ در اسمشان دارند.
7- تنها ارتباطتان با اهل منزل از طریق e-mail است.
8- همسرتان را اینگونه معرفی می‌کنید ayal kitchen.com
9- بین پرداخت نکردن قبض آب و هزینه اشتراک اینترنت برایتان آسانتر است که بی‌آبی را تحمل کنید.
10- خوابهایتان را با فرمت html می‌بینید.
11- بر روی کنترل تلویزیون duble click می‌کنید.
12- وقتی با همسرتان دعوا می‌کنید آرزو می‌کنید کاش می‌توانستید او را ignore کنید.
و اگر اعتیاد شما زیاد باشد و بچه‌دار شوید بدون شک بچه شما از شما خواهد پرسید که او را از کدام سایت download کرده‌اید.
____________________
=))چن سال پیش که بچه بودم از این گودزیلاهایی که میگید خیلی شیطون تر بودم:))
با پسرخالم تو روضه با خودمون گلاب و بتادین برده بودیم وختی که گفتن چراغارو خاموش کنید ما هم تو یه کاسه بزرگ آب و بتادین و گلاب و قاطی کردیم و بردیم جلو ملت، اونا هم دست میکردن توش و میمالیدن به صورتشون چون فکر میکردن گلابهD:
وختی چراغا روشن شد همه داشتن قالیارو از خنده چنگ میزدنD:
هیچی دیگه قسمت بدش برا من این بود که فهمیدن کار من و پسرخالمه و یه کتکی خوردیم که تو تاریخ نوشتن:))))
___________________
اینای که از خیابون یه طرفه رد میشن،هم چپ نگاه میکن هم راست اینا همونایی هستن که هم از دشمن نارو خوردن هم دوست
____________________
اینایى که میگن یه تار موت رو به دنیا نمیدم ، حرف مفت میزنن …
موقعیتش پیش بیاد کل هیکلتو به یه کیلو پوست پیاز یا به ته دیگ ماکارانی میفروشن
_________________________
اینایی که با موبایل بهشون زنگ میزنی و یهو قطع میشه وسطش...بعد دوباره زنگ میزنی میبینی اشغاله، میفهمی اون داره تو رو میگیره...بعد یه کم صبر میکنی اون زنگ بزنه هیچ خبری نمیشه، میفهمی اون زنگ زده دیده اشغاله فهمیده تو داری زنگ میزنی صبر کرده تو زنگ بزنی...بعد تو دوباره زنگ میزنی میبینی اشغاله...میفهمی صبرش تموم شده و تصمیم گرفته خودش زنگ بزنه....دوباره صبر میکنی و .....همین طوری این داستان ادامه داره
__________________________________
اینایی که بینیشون رو عمل میکنن تا شش ماه بعد روی دماغشون چسب میزنن همون هایی هستن که برچسب تلوزیون و پلاستیک روی صندلی ماشین و ... رو نمیکنن
______________________
دختره 12 ساله خونشون خالی میشه پارتی میگیره.بعد من با 20 سال سن اعتراف میکنم هنوز خونمون خالی میشه از ترس همه لامپارو روشن میکنم همه درارم قفل میکنم صدا تلوزیونم زیاد میکنم که یه وقت لولو نخورتم...
_____________________
کارنامه ایرانی ها :
زبان انگلیسی = ۱۹
زبان فارسی =۱۳
_______________
ﺩﺧﺘﺮ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ، ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﮐﻪ ﭘﻮﺷﯿﺪﻡ ﺑﻬﻢ ﻣﯿﺎﺩ؟
ﭘﺴﺮ : ﻋﺰﯾــــــــــــــــــــــــﺰﻡ ...ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﺎﺍﺍﺍﺩ .. ﻭﺍﻗﻌﺎ
ﻗﺸﻨﮕﻪ!
ﺩﺧﺘﺮ : ﺍﺻﻠﻨﺸﻢ ﻧﻤﯿﺎﺩ ،ﭼﺎﻕ ﻧﺸﻮﻧﻢ ﻣﯿﺪﻩ!
ﭘﺴﺮ : ﻭﻟﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻣﯿﺎﺩﺍﺍﺍ ... ﭼﺎﻕ ﻫﻢ ﻧﺸﻮﻥ ﻧﻤﯿﺪﻩ!
ﺩﺧﺘﺮ : ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﺤﺚ ﻧﮑـــــــــــــــﻦ .. ﻣﯿﮕﻢ ﭼﺎﻕ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯿﺪﻩ!
ﭘﺴﺮ : ﺑﺎﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺷﻪ ، ﭼﺎﻕ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯿﺪﻩ ﺍﺻﻼ!
ﺩﺧﺘﺮ : ﭼﺎﻕ ﺧﻮﺩﺗﯽ !!...
ﭘﺴﺮ : ﺍﯼ ﺑﺎﺑﺎ ، ﻣﮕﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﺎﻗﯽ !..
ﺩﺧﺘﺮ : ﺍﺻﻼ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯﺕ ﻧﻈﺮ ﻧﻤﯿﭙﺮﺳﻢ!...
ﭘﺴﺮ : ﻧﭙُﺮﺱ ... ﻭﺍﻻ ، ﺑﻬﺘﺮ!
ﺩﺧﺘﺮ : ﮐﺼﺎﺍﺍﺍﻓﻂ ! ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﭼﻄﻮﺭ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺣﺮﻑ
ﻣﯿﺰﻧﯽ؟ ):
ﭘﺴﺮ : ﻓﺪﺍﺕ ﺑﺸﻢ ، ﻗﺮﺑﻮﻧﺖ ﺑﺮﻡ ، ﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﻢ ، ﺗﻮ ﺑﮕﻮ ﻣﻦ
ﭼﯽ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻢ ؟ ! ﻫﺮ ﭼﯽ ﺗﻮ ﺑﮕﯽ !..
ﺩﺧﺘﺮ : ﻫﯿﭽﯽ ، ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻈﺮ ﻧﺪﻩ !... ﺑﺎﺷﻪ ؟!
ﭘﺴﺮ : ﺑﺎﺷﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ ، ﭼﺸﻢ!
ﺩﺧﺘﺮ : ﺧﯿـــــــــــــــــﻠﯽ ﺑﯿﺸﻮﻭﻭﻭﻭﻭﺭﯼ !.
اثن یه وزی والا
_________
دقت کردین تو یه بسته پاستیل همیشه اونی که خوشمزه تره که معمولا صورتیه خیلی کمه بعد پر زرده!
حالا میگن چرا مردم اعصاب ندارن
اعصاب میذارین شما ها آخه؟
______________________
دقت کردین دقیقا همون زمانی که میخوای یواشکی و بی سر صدا راه بری ، تمام استخون های بدنت شروع می کنن به شکستن ؟؟؟ اعم از پا ، گردن ، لگن ، قولنج و … البته اگر لق بودن سرامیک و موزاییک های زمین رو در نظر نگیریم …
______________________
این پسرای که میگن هر دختره دهه شصتی با آهنگ یه حلقه طلایی رقصیده.اینا همونایی هستن که توی عروسیا با کاپشن چرمشون با آهنگ جونی جونم از خود بیخود میشدن و طول مسیر تالار رو میلرزوندن
_____________________
ازشنیدن کلمه " عزیزم " از زبون خانمها ذوق نکنین اونا به عطسه گربه ، واق سگ و خیلی چیزای دیگه هم همین واکنش رو نشون میدن !!!
_________________'__
دخـتـره هـیـکـلش شبـیـه دستـه ی مـاهـیـتـابـه تـفـلـونـه
بـعد استـاتـوس گـذاشتـه : مـن میـوه ی بـالـای درخـتـم ، بـرای چـیـدنـم بـایـد به زحـمـت بـیـفـتی
بـخـدا اعـتـمـاد بـه نـفس ایـنـو اگـه خـمـیـر بـَـربـَـری داشـت الآن پـنـیر مـوزارلّای کـم چـرب دالـیا بود :|
____________________
ﺳﺮﻋﺖ ﮔﯿﺮ ﻣﺘﺤﺮﮎ ﭼﯿﺴﺖ؟
ﺳﺮﻋﺖ ﮔﯿﺮ ﻣﺘﺤﺮﮎ ﺑﻪ ﺩﺍﻑ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﻃﻼﻕ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ
ﺁﻫﺴﺘﻪ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﻗﺪﻡ ﺯﺩﻥ ﺩﺭ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ
____________________
داف چیست ؟
مخفف " دختره ی احمق فسیل" است که دخترها هنگام مخاطب قرار گرفتن با این لقب, قند در دلشان آب میشود!
______________________
عزیزم،خوشگلم،گلم،عسلم،شیرینم،نازم،
.
.
.
.
.
.
تازه باحالم هستم
________________________
یکی از فانتزیهام اینه تو یه روز برفی برم کوه و یه دفه ی گوله گنده برفی دنبالم کنه... اونقد بدووووووووم.... اخرشم له شم!!!! بعدشم تو تمام زوایا محو شم...
____________________________
یکی از فانتزیام اینه که از بانک زنگ بزنن بگن شما برنده شدید !
منم با لبخندی تلخ بگم حتما خونه برنده شدم،
یا ویلا یا شایدم صد میلیارد پول نقد یا … هیییی ! بدید به فقرا …
بعد بگن نه دیوونه تو پراید برنده شدی !
بعد دیگه از شدت خوشحالی سکته کنم و به رحمت ایزدی بپیوندم …
________________________
یه فانتزی دارم که تا حالا به هیچ کس نگفتم ولی میخوام به شما بگم
ㅇㄹ투어녀듀터처ㅓㄴ이ㅣㅏ너우댜쳐ㅛㅈㄱㄱ재ㅐ개게ㅐㅛㅅㄷ주ㅠ툐둥처더아레돋ㅎㅌㅋ저ㅕ차애넺ㅍ툧야ㅑ차아ㅠ다대제보너ㅕ아지니ㅣ나ㅗ저갸ㅏㅊ헤ㅠㅠ누뇯버자재큐ㅠㅓ쟈졎ㄷㄷ
آخرشم تو افق محو شیم
.
.
.
.
اشکت دراومد نه:)
________________________
یکی از فانتزیام اینه که بدجورعاشق یه دختری بشم یعنی از اون عشقای ناب ودرجه یک بعد یه روز به دختره بگم یه عکس ازبابات بیار ببینم اصلا من با کی طرفم؟ میتونم یه روز تورا ازش بگیرم یانه؟ بعد که عکسو دیدم یه لحظه خشکم بزنه وبگم واااااااااااای یعنی توخواهر منی؟ یعنی بابام یه زن دیگه داره وما بی خبریم؟ بعد که اینو فهمیدم و خواهرمو بیخیال شدم((وگور پدر عشق وعاشق))جریانو به بابام بگم اونم بگه: پسرم نمیخوای این پرایدو با یه مزدا3 برات عوض کنم؟ راستی اون گوشیه که میخواستی اسمش چی بود؟گفتی لپ تاب اپل دوست داری یا سونی؟ میخوای تو تعطیلی بعد امتحانای این ترم باخواهر جدیدت یه سفر بری؟ یعنی میشه؟
______________________
معلم کلاسمون گفت اگه به مادرتون بگی منو بزن مطمین باشید نمی زنه بعد من به مامانم گفتم منو بزن گفت برو گمشو تورو خدا زده دیگه من برچی بزنم حالا شما حال منو ترسیم کنید
___________________
پاسخ:
باحال بود پرنسسس...منونننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن
واین متن خیلی قشنگ بود

اینای که از خیابون یه طرفه رد میشن،هم چپ نگاه میکن هم راست اینا همونایی هستن که هم از دشمن نارو خوردن هم دوست
وضعیت منه..هه
۲۰ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۵۳ پرنسس قلعه ماه
چشمت بی بلا 
خااااااااااااااااااهش میکنم ^_^ 
منم همینطوری ام خخخخخخخخخخخخخخ
فانتزی منو حال کردی ؟ اشکت در اومد آره ؟
پاسخ:
هوم....
پرنسس...میخوای یه قسمت از داستانم رو بدم بخونی...ببین نظرت چیه...هوم...فقط به کسی نده و لطفا خودت بخون  فقط پرنسس...
۲۰ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۲۳ پرنسس قلعه ماه
وااااااااااااااااااای اینا رو بخون !!!!!!!!!


در این قسمت هواپیماها و کشتیهای مهمی که تا سال ۱۹۷۴ در مثلث برمودا ناپدید شده اند، را لیست کرده ایم.

▪ هواپیماهای مهم مفقود شده

۱) ۵ دسامبر ۱۹۴۵ : ۵ هواپیمای جنگنده TBM متعلق به نیروی دریایی که در یک پرواز آموزشی از پایگاه دریایی هوایی فورت لادردیل در فلوریدا به هوا برخاستند و همگی ناپدید شدند. مجموع خلبان و سرنشینان آن ۱۴ نفر بودند.

۲) ۵ دسامبر ۱۹۴۵ : هواپیمای بمب افکنهای PBM مارتین مارینر با ۱۳ خدمه که جهت نجات هواپیماهای TBM اعزام شده بود، چند دقیقه بعد از پرواز ارتباط رادیویی اش قطع شده و ناپدید گشت.

۳) ۱۹۴۷ : هواپیمای سوپر فورت C ۵۴ متعلق به ارتش آمریکا در ۱۰۰ مایلی برمودا ناپدید شد.

۴) ۲۹ ژانویه ۱۹۴۸ : هواپیمای چهار موتوره استارتایگر از نوع تئودور ۴ در حالیکه ارتباط رادیویی اش با مرکز قطع گردیده بود، در ۳۸۰ مایلی شمال شرقی برمودا با ۱۳ سرنشین و خدمه گم شد.

۵) ۲۸ دسامبر ۱۹۴۸ : هواپیمای Dc ۳ در مسیر سن خوان به میامی با ۳۲ سرنشین به اضافه خدمه ناپدید شد.

۶) ۱۷ ژانویه ۱۹۴۹ : استارآریل همتای هواپیمای استارتایگر ، در مسیر لندن به سانیتاگوی شیلی از طریق برمودا و جامائیکا ، در ۳۸۰ مایلی جنوب و جنوب غربی برمودا سمت کینگستون پس از قطع ارتباط رادیویی اش ، ناپدید شد.

۷) مارس ۱۹۵۰ : هواپیمای آمریکای گلوب ماستر در شمالی ترین قسمت مثلث در حالیکه رهسپار ایرلند بود، گم شد.

۸) ۲ فوریه ۱۹۵۲ : هواپیمای باربری انگلیسی یورک در شمال مثلث که رهسپار جامائیکا بود، با ۳۳ سرنشین ، ناپدید شد.

۹) ۳۰ اکتبر ۱۹۵۴ : هواپیمای نیروی دریایی سوپر کانستلیشن با ۴۰ سرنشین در شمال مثلث ناپدید گشت.

۱۰) ۹ نوامبر ۱۹۵۶ : هواپیمای گشتی P۵M متعلق به نیروی دریایی با ۱۰ خدمه نزدیک برمودا ناپدید شد.

۱۱) ۸ ژانویه ۱۹۶۲ : هواپیمای نیروی هوایی در مسیر لنگلی فیلد ، در ویرجینیا به آزورز ، گم شد.

۱۲) ۲۸ آگوست ۱۹۶۳ : دو هواپیمای جدید متعلق به نیروی هوایی ، چهار موتوره از نوع KC ۱۳۵ استراتوتانکرز از پایگاه هوایی همستید ، در فلوریدا به قصد پیوستن به گروه اختصاص یافته جهت سوخت گیری ، در ۳۰۰ مایلی جنوب غربی برمودا ناپدید شد.

۱۳) ۵ ژوئن ۱۹۶۵ : هواپیمای C ۱۱۹ باکسکار با ۱۰ خدمه در جنوب شرقی باهاما ناپدید گردید.

۱۴) ۱۱ ژانویه ۱۹۶۷ : هواپیمای YC ۱۲۲ شکاری که به هواپیمای باری تبدیل شده بود، با ۴ سرنشین در ناحیه گلف استریم بین پالم بیج و گراند باهاما گم شد.

۱۵) ۲۲ سپتامبر ۱۹۶۳ : هواپیمای بازی C ۱۳۲ که رهسپار آزوزر بود، ناپدید گشت.

▪ کشتیهای مهم مفقود شده

لیست زیر کشتیهای مهمی که در مثلث برمودا ناپدید شده اند یا بدون هیچ سرنشینی به حالت غرق شده در آبها پیدا شده اند، را نشان می دهد.

۱) ۱۸۴۰ : کشتی بزرگ فرانسوی رزالی که از اروپا عازم هاوانا بود، در مثلث برمودا با تمام وسایل دریانوردی و مجموعه های دست نخورده پیدا شد، در حالی که تمام سرنشینان آن ناپدید شده بودند.

۲) ژانویه ۱۸۸۰ : کشتی جنگی بادبان دار انگلیسی آتلانتا ، برمودا را به مقصد انگلستان با ۲۹۰ سرنشین ترک کرد که احتمالا در محلی نه چندان دور از برمودا باید ناپدید شده باشد.

۳) اکتبر ۱۹۰۲ : کشتی آلمانی سه دکله فریا ، مدت زمانی کوتاه بعد از ترک مانزانیوی کوبا در حالیکه خیلی ناجور کج شده و قسمتی از دکل آن از بین رفته و لنگر آن آویزان بود، پیدا شد. تقویم اتاق کاپیتان ۱۴ اکتبر یعنی روز بعد از حرکت را نشان می داد.

۴) مارس ۱۹۱۸ : کشتی نیروی دریایی آمریکا به نام یواس. اس سیکلوپز ، ۱۹۰۰۰ تنی با طول ۵۰۰ پا در چهارم مارس از باربادوس با ۳۰۹ سرنشین و خدمه به طرف نورفولک حرکت کرد. نه هوا بد بود، نه پیامی رادیویی دریافت شد و نه قطعه شکسته ای هرگز از آن بدست آمد.

۵) ۱۹۲۵ : اس. اس. کاتوپاکسی که از چارلستون عازم هاوانا بود، ناپدید گردید.

۶) آوریل ۱۹۳۲ : دو کشتی دکل دار جان و مری ، ثبت شده در نیویورک ، شناور اما خالی از سرنشین در ۵۰ مایلی جنوب برمودا در حالیکه بادبانهایشان جمع شده بود و بدنه آنها به تازگی نقاشی گردیده بود، پیدا شدند.

۷) فوریه ۱۹۴۰ : کشتی گلوریا کلیت از سینت وینسنت ، متعلق به کمپانی هند غربی ، بدون سرنشین از ۲۰۰ مایلی جنوب موبایل در آلاباما پیدا شد، در حالیکه همه وسایل آن دست نخورده و منظم بود.

۸) ۲۲ اکتبر ۱۹۴۴ : کشتی باری کوبایی به نام رابیکن در حالی که همه سرنشینان آن به به جز یک سگ ، به نظر می رسید که کشتی را ترک کرده اند، بوسیله گارد ساحلی در گلف استریم از سواحل فلوریدا پیدا شد.

۹) ژوئن ۱۹۵۰ : کشتی باری اس. اس. سندرا به طول ۳۵۰ پا از ساوانای جورجیا به مقصد پورتو کابلو ، در ونزوئلا با ۳۰۰ تن محموله حشره کش از سینت آگوستین در فلوریدا ، عبور کرد و سپس بدون باقی گذاشتن هیچ اثری از خود ناپدید گردید.

۱۰) سپتامبر ۱۹۵۵ : کشتی کانمارا ۴ به طرزی مرموز در ۴۰۰ مایلی جنوب غربی برمودا غرق شده بود.

۱۱) ۲ فوریه ۱۹۶۳ : کشتی باری مارین سولفور کوئین به طول ۴۲۵ پا که از بیومونت در تگزاس رهسپار نورفولک در ویرجنیا بود، بدون ارسال هیچ پیامی اثری یا باقی گذاشتن شکسته پاره ای از خود با تمام خدمه و سرنشینان ناپدید شد.

۱۲) اژوئیه ۱۹۶۳ : کشتی کوچک ماهیگیری اسنو بوی با ۶۳ پا طول و ۴۰ سرنشین ، در جامائیکا به مقصد شمال شرقی کی ، در ۸۰ مایلی جنوب برمودا ناپدید گشت.

۱۳) ۱۹۲۴ : کشتی باری ژاپنی ری فوکو مارو در فاصله ای بین باهاما و کوبا تقاضای کمک کرد و سپس ناپدید شد.

۱۴) ۱۹۳۱ : کشتی باری استیونجر با ۴۳ خدمه ناپدید گردید.

۱۵) مارس ۱۹۳۸ : کشتی باری استرالیایی آنجلو استرالین با ۳۹ خدمه ، خبری را بدین مضمون "همه چیز خوب است" برای آخرین بار از آزورز مخابره کرد.

۱۶) دسامبر ۱۹۶۷ : قایق مسابقه ای رواناک با ۴۶ پا طول در حالیکه از خشکی اطراف قابل روئیت بود، ناپدید گردید.

۱۷) ۲۴ دسامبر ۱۹۶۷ : کشتی ویچ کرافت به حالت شناور در بندری در یک مایلی میامی پیداش شد، در حالیکه کابین هدایت کشتی سرنشینان و مالک آن همگی ناپدید شده بودند.

۱۸) آوریل ۱۹۷۰ : کشتی باری میلتون یاتریدز که از نیو اورلئان عازم کیپ تاون بود، ناپدید شد.

۱۹) مارس ۱۹۷۳ : کشتی باری هزار تنی آنتیا که با ۳۲ خدمه در مسیر نیوپورت نیوز به آلمان در حال دریانوردی بود، ناپدید گردید.

پاسخ:
یااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا پرنسس..
چقدر زیادددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد اوففففففففففففففففففففف
۲۰ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۰۷ پرنسس قلعه ماه
وااااااااااااااااااای عجب افتخاری !!!!!!! قول میدم به کسی نشون ندم قووووووول ^_^ 
خخخخخخخخخخخخخخ الهی بچشم چشمش درد گرفت ^_^ 
من که خیلی از مثلث برمودا ترسییییییییدم @_@ 
خیییییییییییییییییلبیییییییییییی !!!!
میبینی شاهزاده من چقدر پر حرفم ؟؟؟؟؟
پاسخ:
اوههههههه از ادامای پرحرف خوشم میاد...به شدت...به نظرم صحبت کردن باهاشون لذت بخشه..همینطوری که با شما هست.
من خودم خیلی پر حرف بودم..به شدت مهربون بودم..بعد از یه سری از اتفاقات..همه چی ریخت بهم...ولی هنوز روحیه ی شادم رو حفظ کردم بنابراین امیدمو از دست ندادم و قراره حسابی به قول خواهرم بترکونم.
من یادمه کوچیک که بودم حدودا 10 سالم بود از مثلث برمودا میترسیدم.....خبببب..تو پارک انیمه مقدمه ی داستان و قسمت اول رو برات میفرستم
۲۰ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۳۰ پرنسس قلعه ماه
آریگاتووووووو به نظر من لرد لاس بسی مهربونه ^_^ بسییییییییییی 
من خیلی این روحیت رو دوست دارم ولی حیف من هنوز مثل قبل نشدم ^_^ 
مرسییییییییییییییییییییییییییی
پاسخ:
اوفففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففف
همینکه تا این حد حداقل خودت رو با انرژی نشون میدی عالیه پرنسس..
ادامه بدههههههههههههههههههههههههههههههههههههه....فایتینگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ
۲۰ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۳۰ پرنسس قلعه ماه
آریگاتووووووو به نظر من لرد لاس بسی مهربونه ^_^ بسییییییییییی 
من خیلی این روحیت رو دوست دارم ولی حیف من هنوز مثل قبل نشدم ^_^ 
مرسییییییییییییییییییییییییییی
۲۰ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۴۵ پرنسس قلعه ماه
ادااااااااامه میدمممممم
پاسخ:
خشحالم پرنسس...
۲۰ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۳۵ پرنسس قلعه ماه
میگم اتفاق های برمودا عجیب نیس ؟؟؟؟؟؟ 
چند تا کشتی بدون سرنشین پیدا شدن.......... یعنی فقط سرنشین ها مفقود شدن ......... قضیه چیه ؟؟؟؟؟؟؟ حالا انقدر راجبش فوضولی میکنم تا یه بلایی سرم بیاد ^_^ مثلا ۱۲ ساله بودم راجب ریگ جن از داداشم شنیدم. ، بعد رفتم راجبش کلی تحقیق کردم ، آخرشم یه کاری با درخت داشتم از نردبون رفتن بالا ، یه عنکبوت دیدم از نردبون افتادم ، چشمت روز بد نبینه یه ماه کمر درد داشتم :(
هیچی دیگه ......
ده ساله بودی ؟؟؟|؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من الآن میترسم و تو ده سالگیت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ درک میکنم ،،،،،، تو پسری و شجاع تر ولی انصاف نیس :( 
پاسخ:
خخخخخخخخخخخ...اشکال نداره پرنسس..ترست میوفته...
اتفاقات برمودا همیشه عجیب بوده....من اطلاعات جالب تری هم دارم
۲۱ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۴۲ پرنسس قلعه ماه
واقعا ؟؟؟؟ پس بگو لطفا 
پاسخ:
چیزی درمورد افرادی که از برمودا برگشتند میدونی؟

۲۱ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۵۳ پرنسس قلعه ماه
نه روحم هم خبر نداره 

لرد عزیز ....... ناراحت شدی ؟ پرنسس کوچولو منظوری نداشتا....... گومنا سای :(
پاسخ:
مشکلی نیست پرنسس...تو عکس داشتم میخندیدم..چشمام جمع شده بود برا همین اونطوری فکر کردی....
حالت خوبه؟؟؟مشکل جدی ای پیش اومده بود؟؟؟
۲۱ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۵۷ پرنسس قلعه ماه
لرد لاس به خدا همه حرفای من بی منظوره ، تازه قبل صحبت کردن هم هیچوقت فکر نمیکنم ، خواهشا ناراحت نشو ، ولی اگه شدی بهم بگو ........ :(
پاسخ:
پرنسس؟؟؟؟من عمرا از دستت ناراحت نمیشم..مشکلی نیست‌‌‌


۲۱ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۰۴ پرنسس قلعه ماه

من اینا رو میدونم .......... ببخش که باز زیاده ........ 



پاره ای از این دانشمندان بر این اعتقادند که از مثلث برمودا، دریچه ای به دنیای دیگر گشوده می شود و این کشتی ها و هواپیماها از آن دریچه به بعد دیگری که برای ما ناشناخته است منتقل می شوند.

و گروهی دیگر گناه این حوادث را به گردن موجودات فضایی می اندازند و می گویند که ساکنان کرات دیگر، کشتی ها و هواپیماها را با سرنشینانش برای تحقیق به کرات خود می برند.

برخی دیگر نیز با توجه به فرضیه فرو رفتن قاره افسانه ای آتلانتیس به زیر آب ، بر این باورند که در اعماق آب های مثلث برمودا، بلور عظیمی وجود دارد که اشعه ای قوی تر از لیزر از آن ساطع می شود و این اشعه کشتی ها و هواپیماها را ذوب می کند. در نقشه های قدیم یقاره ای به نام « آتلانتیس» به چشم می خورد که امروزه اثری از این خشکی وجود ندارد، و دانشمندان حدس می زنند بر اثر وقوع فاجعه ای که ماهیت آن هنوز بر بشر معلوم نیست، در منطقه «مثلث برمودا» به اعماق اقیانوس فرورفته باشد.

پاسخ:
هوم....چه جذاب...من شنیده بودم اونجا گرمای وحشتناکی حس میشه
۲۱ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۲۰ پرنسس قلعه ماه
یه سوال تو کنترل پنل من یه ستاره تو قسمت بالا هست و یه فردی به اسم ریوما ساما اونو داده انگار ........ این ستاره چیه ؟ ریوما کیه ؟ 
پاسخ:
ریوما ساما‌که من بودم قبلا....ولی نمیدونم اون ستاره هه چیه
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۵۶ پرنسس قلعه ماه
راست میگی دیگه ؟ خیالم راحت باشه ناراحت نشدی ؟ پارک انیمه اومدی ؟ منم عکس ۷ سالگیم رو گذاشتم . 
مشکل جدی که نه مسموم شده بودم گلاب به روت اینقدر حالم به هم خورد عین جنازه ها شدم ^_^ خخخخخخخخخخخخخخ
واقعا ؟؟؟؟؟؟؟ اونجا گرمه ؟ لرد لاس میشه بگی مردم چطوری از برمودا برگشتن ؟ 
ریوما ساما تویی ؟ جدی خخخخخخخخخخخخخخ یه سوال من کجا نوشتم بکهیون ؟ همیشه می‌نویسم بک هیون 
پاسخ:
هوم....چهره ی زیبایی دارید پرنسس.
بعله...نوشته بودید بک هیون...درصورتی که درستش بکهیونه^_^
سوال دیگه ای که برام بوجود اومده اینه که ممکنه کسی بتونه فرشته ی محافظ خودش رو ببینه و باهاش به طور مساقیم ارتباط برقرار کنه؟؟؟ چیزی که من میگم مثل اینه که واقعا اون فرشته رو روبه روی خودش ببینه و باهاش حرف بزنه.؟؟
لطفا پاسخ سوالاتم رو بدید....بی نهایت ازتون ممنونم


اره میشه
jyoti-marga.in
پاسخ:
خیل ممنون که جواب دادید..‌
خب برای این ...چیکار باید بکنیم؟
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۲۸ پرنسس قلعه ماه
وااااااااااااااااااای مرسییییییییییییییییییییییییییی شاهزاده ^_^ 
جدا ؟ باشه 

پاسخ:
^_^
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۰۱ پرنسس قلعه ماه
لبخند ..........
لرد قضیه آدمایی که برگشتنو نگفتی ها !
حال من ماندم تنهای تنها ! مامانم و آبجیم رفتن تبریز خونه خاله یاسمین ......... حالا من موندم و داداشام ..... پدر هم هنوز سفر هستن :( 
حوصله ام سر رفتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت 
↓↓↓↓
گریعهعععهههههههههههععععهههههععععععععععععههههحححخخخخحححححححححخخخخخححححححححححححححححححححههههههههههههههه
جییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییغ :( 
وااااااااااااااااااایوووووو خخخخخخخخخخخخخخ ببین چه کردم !!!!! 
پاسخ:
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
وای پرنسس؟؟؟؟؟؟ گریهه؟؟؟
منم  با خواهرم تنهام و به شدت حوصلم سررفته....
ولی دوباره به پدر رو انداختم گفتم برم کلاس پیانو..و خدا رو شکر که قبول کردند...خدارو شکر..
ببینم چی میشه..
قضیه ی انسان هایی که از برمودا برگشتند رو بچه که بودیم با رفقا تو کتاب پیدا کردیم...یه سری از انسان ها جون سالم به در بردند یا وقتی نزدیک اون محدوده بودند احساس گرمای شدیدی میکردند
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۰۹ پرنسس قلعه ماه
عاره گریهههههههه 
مهم اینه که داداشام هم رفتن بیرون :(
وااااااااااااااااااای خداروشکر انقدر دعا کردم بابات اجازه بده ^_^ 
واااااااااااااااااااوووووووپ !! مرسییییییییییییییییییییییییییی چقدر جالب !!!!
پاسخ:
خخخخخخ
وقتی داداشات برگشتند دوتا پس گردنی محکم بهشون بزن...
ممنون پرنسس
هومممم
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۱۲ پرنسس قلعه ماه

بسییییی زیاده ولی من خوندم قلبم به تپش افتاد !!!! خعلی باحاله 

دیگه خودت گفتی از پر حرفا خوشت میاد ^_^ 



۷ از ترکیب دو عدد ۳ و ۴ ایجاد شده است که بنابر حکمت فیثاغورثی و زمانی بسیار دورتر از آن، اعدادی خوش یمن شناخته میشدند. به عقیده بابلیان، مصریان و تمدنهای باستانی دیگر، به وجود ۷ سیاره مقدس اعتقاد داشتند. در زبان عبری لغت قسم خوردن، به طور تحت اللفظی به معنای قرار گرفتن تحت نیروی ۷ چیز است که برگرفته از هفت میشی است که در پیمان میان ابراهیم نبی و ابی ملک در بیرشیبا به آن اشاره شده است...

۷ از ترکیب دو عدد ۳ و ۴ ایجاد شده است که بنابر حکمت فیثاغورثی و زمانی بسیار دورتر از آن، اعدادی خوش یمن شناخته میشدند. به عقیده بابلیان، مصریان و تمدنهای باستانی دیگر، به وجود ۷ سیاره مقدس اعتقاد داشتند. در زبان عبری لغت قسم خوردن، به طور تحت اللفظی به معنای قرار گرفتن تحت نیروی ۷ چیز است که برگرفته از هفت میشی است که در پیمان میان ابراهیم نبی و ابی ملک در بیرشیبا به آن اشاره شده است.

هرودت نیز به یک قسم عربی اشاره کرده که در آن هفت سنگ به خون آغشته می شوند. آفرینش جهان در هفت روز انجام شده، هفته ۷ روز دارد، ۷ حسن خداداد، ۷ گناه کبیره، ۷ مرحله در زندگی انسان، ۷ طبقه بهشت و جهنم و مثالهای بی شمار دیگری در میان ادیان، ملل و اعصار مختلف از جمله مصادیق حضور جادویی عدد ۷ در زندگی و مرگ انسانهاست.

▪ هفت طبقه بهشت:

بر اساس آیات قرآن و مفسران احادیث، بالاترین درجه سعادت معنوی، ورود به طبقه هفتم بهشت است. مسلمانان به وجود هفت طبقه یا مرحله آمرزش و بهشتی شدن اعتقاد دارند. این طبقات هفتگانه همانهایی هستند که طی شده است.

▪ هفت گناه کبیره:

هفت گناه کبیره گناهانی هستند که در زمان تاریخ بسیار قدیم رهبانیت مسیحی مشخص شده و در قرن ششم میلادی توسط پاپ گرگوری اول یا گرگوری کبیر در یک دسته قرار گرفته اند. این گناهان عبارتند از: تکبر، طمعکاری، شهوت در معنای تمایل بیش از حد یا نامشروع جنسی، حسادت، شکم پرستی که معمولا مستی نیز در آن منظور میشود و تنبلی.

همف گناه کبیره از موضوعات مورد علاقه در وعظ و خطابه ها، نمایشنامه های اخلاقی و هنر اروپای قرون وسطی بوده است.

▪ هفت کلمه آخر:

هفت کلمه آخر، به آخرین جمله حضرت عیسی بر صلیب اشاره دارد. این کلمات از این قرارند:

خدای من، چرا مرا به خود واگذاشتی؟

▪ هفت علم انسانی ( علوم سبعه ):

طبقه بندی آزاد موضوعاتی که از قرن پنجم میلادی به بعد، دربرگیرنده برنامه آموزشی غرب در قرون وسطا بود. به نظر میرسد که نام "علوم انسانی" برگرفته از رساله "سیاست" ارسطو باشد که در آن از "شاخه هایی از دانش که شایسته انسان آزاد است" ، یعنی دانش اولیه ای که برای یک شهروند با تحصیلات مناسب لازم است، سخن گفته است. این علوم عبارتند از علوم سه گانه: دستور زبان ( ادبیات ) ، علم بیان و دیالکتیک ( مباحثه و مکالمه ) و علوم چهارگانه که پیشرفته تر بوده و از این قرارند: حساب، هندسه، موسیقی و نجوم.

● عجایب هفتگانه طبیعی:

کوه اورست در مرز نپال و چین، آبشار ویکتوریا در آفریقا، گرند کنیون Grand Canyon آمریکا، ساحل مرجان بزرگ استرالیا، سپیده دم شمالی قطب شمال، آتشفشان و پاریکوتین Paricutin در مکزیک و بندر ریو دوژانیرو برزیل.

● هفت مرد فرزانه:

نامی که در سنت یونانی به هفت تن از سیاستمداران، قانونگذاران و فیلسوفان قرن ۷ و ۶ قبل از میلاد داده شد. این فرزانگان عبارتند از: "سولون" قانونگذار یونانی، "تالس" فیلسوف اهل میلتوس، "پیتاکوس" فرمانده نظامی اهل میتیلن، "کلئوبولوس" فیلسوف اهل رودس، "شیلون اسپارتی" از ناظران شاه، "بیاس" فرزانه ترین هفت فرزانه، اهل پری ین و"پریاندر" حاکم مستبد کورنتی.

● هفت دریا:

شامل دریاهای قطب شمال و قطب جنوب، اقیانوس آرام شمالی و جنوبی، اقیانوس اطلس شمالی و جنوبی و اقیانوس هند.

● هفت حس:

بر اساس تعلیمات باستانی، روح انسان یا "بدن مقدس درون" او مرکب از هفت خاصیت است که هر یک تحت تاثیر یکی از سیارات هفتگانه اند.

"آتش" موجب زندگی، "خام" به وجود آورنده توانایی احساس کردن، "آب" موجب قدرت بیان، "هوا" حس چشایی، "مه" موجد حس بینایی، "گلها" به وجود آورنده حس شنوایی و " باد جنوب" به وجود آورنده حس بویایی.

● هفتمین پسر از هفتمین پسر:

همانطور که گفتیم هفت جادویی ترین اعداد است و در معرفت قومی، هفتمین فرزند پسر از هفتمین پسر یک خانواده با نیروهای قدرتمند جادویی و شفادهندگی متولد میشود. او پیشگو است و از قدرت های عجیبی برخوردار است.

● عجایب هفتگانه قرون وسطی:

آمفی تئاتر روم، کاتاکومبهای (سرداب) اسکندریه مصر، دیوار بزرگ چین، استون هنج در ویلتشایر انگلستان، برج کج پیزا، برج چینی (از جنس چینی) نانکینگ، مسجد ایاصوفیه در استانبول.

پاسخ:
ووووووووووووووووووو
هفتمین پسر از هفتمین پسر....عالی بوددددددددددد.....تحت تاثیر قرارگرفتم..
ممنون پرنسس..چه اطلاعات خوبی داری...افرین^_^
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۳۱ پرنسس قلعه ماه
وووووووووویییییییی ! فرشته خودتو میبینی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 
اوه فوضولی نباشه ولی .....،،. ترسناک نیست ؟ من اگه یه فرشته ببینم در جا به ایزد می‌پیوندم ! واااااااااااااووووو تو آدم شجاعی هستی واااااااااااااااااااووووو  !!!!!!! 
حالا چنتا سوال : 
خوشگله ؟ 
بالش بزرگه ؟ 
مونث یا مذکر ؟ 
به چه زبونی حرف میزنه ؟؟؟ عربی آره ؟؟؟؟؟ %_% آخه شنیدم اونا عربی تکلم میکنن ...... 
حالا یه سوال دیگه من بسی ساده ام و باور کردم ولی واقعا فرشته میبینی ؟؟ به خدا خوش به سعادتت ^_^ جدی میگم ...... خواهشا سفارش ما رم بهشون بکن باشه ؟ راحان راستی راستی فرشته میبینی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ☆˙˙˙˙˙˙☆ 
پاسخ:
پرنسسسسسسسسسسسسسسسسس خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
اروم باش...
من فقط برای لحضاتی یکی از دستاش رو دیدم و پارچه بلندی که تا ارنج دستش بود...
باورت نمیشههههه عالیییی بود..حس بسیار زیبایی داشت...پوست دستش رنگی هست که برای نقاشی برای رنگ زدن پوست ها استفاده میشه ها...اون رنگی بود...ظرافت زیبایی داشت..انگشت های کشیده..اوه خدایا....من هنوز ندیدمش ..دارم سعی میکنم ببینمش...ولی میدونستی که فرشته هامون میتونند باهم صحبت کنند؟؟؟
مثلا من به فرشته ی نگهبانم میگم گه بیاد با فرشته ی نگهبان تو صحبت کنه و اینجوری بسیاری از مشکلات ما حل میشه...
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۲۷ پرنسس قلعه ماه
ببینم آقا راحان الآن اسمت یه ستاره طلایی با چنتا نقطه کنارشه ؟؟؟؟؟ فکر میکنم اینطور باشه 
پاسخ:
ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
۲۳ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۲۳ پرنسس قلعه ماه
آخ قلبم .......... واقعا ؟؟؟؟؟؟؟؟ جون من ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فرشته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ وااااااااااااااااااای مطمئن باش جای نو بودم میمردم ........ من واقعا میترسم :(
مرسی که گفتی اطلاعات خوبی دارم 

آخخخخخخ قلبمممممممم
پاسخ:
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
چی شدی پرنسس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
قلبت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
۲۳ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۳۶ پرنسس قلعه ماه
ل _ ل _ لرد _ لاس ............ بد جور داره به قلبم فشار میاد ......... تو .......... تو اخراج شدی ؟ لرد لاس به چه جرمی ؟ چراااااااااااااااااااااااااااا ؟ چراااااااااااااااااااااااااااا ؟ چراااااااااااااااااااااااااااا ؟ اخه چراااااااااااااااااااااااااااا ؟ من عصبانی ام بدجور از همه بدم میاد از همه ........ الآن میرم ........ یه کاری میکنم .........خیییییییییییییییییلی ببخشید ولی ........... ............. از بی احترامی بدم میاد ولی ......... گور بابای هر چی وب پرنس و پارک انیمه و قانونه ......... از همه متنفرم از همهههههههههههههههههه >"< 
پاسخ:
یایایایایااااااااااااااااااا..
پرنسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس
بابا صبر کنننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن
بیخیال...اشکلی نداره...
اینم شد دفعه ی سوم...
بابا بیخیال....بهتر که اخراج شدمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
الووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
بابا کاری نداشته باشششششششششششششششششششششششششششششششششششششششش   طوری نییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

۲۳ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۲۴ پرنسس قلعه ماه
منم اخراج میشم 
خخخخخخخخخخخخخخ کار خودمو کردم 
پاسخ:
چیکار کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نه نه ...برو کارتو درست کننننن..
اصلا ..حالا که اینطور شد اخراج شی خودم برت میگردونم
۲۳ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۳۳ پرنسس قلعه ماه
هیچی واقعیت رو به وب پرنس گفتم واقعییییییییت که ازرش بیخبره .....
من به خاطر تو اینکارو کردم، به انتخاب خودم بود کاری نکن . 
پاسخ:
چه واقعیتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دقیقا چیکار کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
۲۳ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۳۷ پرنسس قلعه ماه
بر نگردونی ها من از همه متنفرم جز تو 
پاسخ:
این همه دوست اونجا داری...تو تیم نویسندگی بودی...داشتی داستان مینوشتی....
همینکه گفتم...باید بگردی
۲۳ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۴۳ پرنسس قلعه ماه
راحان خواهش میکنم من نمیتونم ....... من از همه بدم میاد 
امیدوارم هرچه زود تر اخراجم کنن ...... به خدا راضی ام ...... میدونی دلیل اخراج تو رو چی نوشتن ؟ همکاری با دشمنان پارک انیمه !!!!!!! هه ! دلیل برا اخراج پیدا نکردن !!!!! 
پاسخ:
خب دلیل اخراج رو که خودم میدونم...
خب درست اخراج کردن دیگه...من تو سایت دیگه ای فعالیت میکنم اخه...
۲۳ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۴۸ پرنسس قلعه ماه
این واقعیت 

چرا یه کاربرو بی دلیل اخراج میکنید ؟ چرا ؟ واقعا چرا ؟ این درسته آقای مدیر که یه کاربر بی گناه رو بدون دلیل اخراج کنید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اصلا اخراج کردن یعنی چی ؟ این همه قانون یعنی چی ؟ فقط یه قانون اونم اینکه دوستیابی ممنوعه رو تو انجمنتون قرار بدین تموم شه بره پی کارش دیگه ، یعنی چی هزار تا قانون ....... با اجازه شما ........ مسخره ......... اینجا یه انجمن برای تفریحه که بچه ها میان تا از دنیای مزخرف بیرون برای مدتی رها بشن ....... کسایی مثل من که تو خونشون حکومت نظامیه ....... میان اینجا تا برای مدتی از اون فضای لعنتی رهایی پیدا کنن ولی........ اینجا هم حق رهایی وجود نداره ...... چرا ؟ اول باید جوابمو بدید .......... بعد اگه بی احترامی شده هر کاری دلتون می خواد بکنید ولی باید جوابمو بدید .
پاسخ:
بیخیال پرنسس...
اروم باش خواهر کوچولو...اتفاقی تیوفتاده که...یه نفس عمیق بکشششششششششش...
هیچ اشکالی نداره..طوری که نشد...براچی انقدر حرص میخوری؟؟؟؟؟؟؟
اصلا ارزشش رو نداره..
شما هم به هیچ عنوان نباید اخراج شی ..خب؟؟
کلی دوست اونجا منتظرته..
در ضمن وب پرنس اونقدرا هم بد نیست..فقط داره از سایت خودش محافظت میکنه..
دمش گرم ..بعضی وقتا هم خیلی مهربونه.

۲۳ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۰۰ پرنسس قلعه ماه
باشه 
حرص نخوردم من خیلی زود رنجم 
وب پرنس واقعا مهربونه با وجود این چیزایی که نوشتم در کمال صبوری اومد برام یه چیزی نوشت . 
پاسخ:
هوم...منکه بهت گفتم صبوره ..مهربونه..و درضمن اون داره از سایت خودش محافظت میکنه..
کارش درسته..
خوش بگذره انیم پارک
یوهووووو
۲۳ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۱۲ پرنسس قلعه ماه
خیلی 
خیلی 
خیلی 
...................
پاسخ:
چیشده؟
۲۳ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۱۴ پرنسس قلعه ماه
خوش نمیگذره
پاسخ:
عه....
فعالیت کن کاربر حرفه ای شو
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۴۴ پرنسس قلعه ماه
یه سوال می پرسم فقط جواب بده ....... هیچی نگو فقط جواب بده ، تو اون لرد لاسی هستی که من تپ ذهنم تجسم کردم ؟ یه پسر مهربون ، که به یکی احتیاج داشته ....... یه همدم مهربون که الکی ناراحت نمیشد و در برابر خیلی چیزا تحمل داشت ...... 
تو همچین آدمی هستی ؟ به یکی احتیاج داری ؟ 
پاسخ:
من هستم..همچین ادمی هستم..اما بیشتر از اونی که تو فکر کنی شکستم
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۴۷ پرنسس قلعه ماه
زود حرف بزن ........ زوووووووود من اصلا حال خوبی ندارم ........ تو دنیا فقط تو برای من موندی ...... فقط تو ...... حرف بزن راستشو بگو .......... بگو فرشته نگهبان من 
پاسخ:
پرنسس ناراحت شده؟؟؟؟؟؟ عصبیه؟؟؟؟؟؟؟
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۴۷ پرنسس قلعه ماه
من اخراج شدم 
پاسخ:
چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا؟

۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۳۳ پرنسس مرده
میشه به فرشتتون بگید با فرشته من صحبت کنه ؟ ممنون میشم آقای لرد لاس 
پاسخ:
هوم..درمورد چی صحبت بکنه؟
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۳۱ پرنسس مرده
این شعرا رو خوندم نوشتم ؛ برای امام زمانه ، دوساله شروع کردم ...... راجبشون نظر بده 

ناخواسته به روی سیاهم نگاه کن!
یک بار هم به خاطر من اشتباه کن!
جانا! مگر شکستن دلها گناه نیست
قربان دل شکستن تو - پس - گناه کن!
با یک نگاه می کشی و زنده میکنی
مابین مرگ و زندگی ام ، یک نگاه کن!
حتی دروغکی شده از عاشقی بگو
امشب مرا برای همیشه سیاه کن!
کشتی مرا، ولی مرو از پیش کشته ات
تابوت بی قرار مرا سر به راه کن!



________


صبحِ بی تو، رنگِ بعد از ظهر یک آدینه دارد
بی تو حتّی مهربانی حالتی از کینه دارد
بی تو می‌گویند: تعطیل است کار عشق‌بازی
عشق امّا کی خبر از شنبه و آدینه دارد؟
جغد بر ویرانه می‌خواند به انکار تو امّا
خاکِ این ویرانه‌ها بویی از آن گنجینه دارد
خواستم از رنجش دوری بگویم، یادم آمد
عشق با آزار، خویشاوندیِ دیرینه دارد
روی آنم نیست تا در آرزو دستی برآرم
ای خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد
در هوای عاشقان پر می‌کشد با بیقراری
آن کبوتر چاهیِ زخمی که او در سینه دارد
ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می‌گشاید
آنکه در دستش کلید شهر پر آیینه دارد

__________

دل شود امشب شکوفا در زمین
می زند لبخند شادی بر زمین
آسمان ِ دل تبسم می کند
روی ماهت را تجسم می کند
ای مسیح آل پیغمبر سلام
انتهای سوره ی کوثر سلام
ای کتاب رازهای مرتضی
یادگار حضرت خیرالنسا
ای صفات تو صفات انبیا
حاصل جمع ِ تمام اولیا
ای قدمهایت صراط المستقیم
حافظ آیات قرآن کریم
ای امام صالحان در روی خاک
اکفیانی اکفیان روحی فداک
السلام ای آفتاب پشت ابر
السلام ای  اوج قله، کوه صبر
السلام ای آخر هر دلخوشی
عاقب از غم تو ما را می کُشی
السلام ای فخر آدم در زمین
یادگار حضرت روح الامین
تو تمام چارده نور مبین
جلوه ی زیبای ربُ العالمین
تو حدیث ناب عترت در زمین
زاده حیدر امیر المومنین
تو همان نوری که از روز ازل
کرد خالق روی ماهت بی بدل
تو سرشت ناب از نسل علی
نور رب در جلوه ی تو منجلی
عمر تو تاریخ ساز عالم است
مبداء آن از رسول خاتم است
ترسم آخر من نبینم روی تو
صورت زهرائی و دلجوی تو
تو کجائی شیعه می خواند تو را
پس نمی گوئی جوابش را چرا
کی می آیی دل تمنایت کند
تا که روزی بوسه بر پایت کند
کی می آیی عقده از دل وا کنم
روضه خوانی پیش تو آقا کنم
کی می آیی کربلا را تاب نیست
در میان خیمه دیگر آب نیست 
وای بر طفل رباب و اضطراب
خیمه خیمه جستوی جرعه آب
آب نَبوَد تا که سیرابش کند
جرعه ای نوشاند و خوابش کند 
کربلا و یک بیابان اشک و آه 
شیرخواره در میان قتلگاه
نام تو آمد در آنجا بر زبان
کی می آیی حضرت صاحب زمان
ای خوش آن روزی فرج برپا شود
با دو دست فاطمه امضا شود
 

________


صبحدم پیک مسیحا دم جانان آمد
گفت برخیز که آرام دل و جان آمد
سحر از پرده نشینان حریم خلوت
نغمه برخاست که شاهنشه خوبان آمد
 

عاشقان را رسد این طرفه بشارت زسروش
که سحرگاه شب نیمه شعبان آمد
مى ‏کند مرغ سحر زمزم بر شاخ گل
که ز نرگس ثمرى پاک بدوران آمد
وارث تاج نبى اوست که با دعوت حق
بهر افراشتن پرچم قرآن آمد
شهسواریست که با صولت و بازوى على
از پى کشتن کفار به میدان آمد
مظهر صلح حسن اوست که با حلم حسن
پى آرامش دلهاى پریشان آمد
آنکه اندر رگ او خون حسین بن علیست
پى خونخواهى سالار شهیدان آمد
 
در ره زهد و عبادت چو على بن حسین
سوى حق قافله راسلسله جنبان آمد
علم باقر همه در اوست که با مشعل علم
رهبر جامعه بى سر و سامان آمد
تا ز ناپاک کند مذهب صادق را پاک
مظهر راستى و پاکى و ایمان آمد
هم چو کاظم که بود قبله حاجات و مراد
دردمندان جهان را پى درمان آمد


چون رضا تا که کند از رنگ علوم
وارث افسر سلطان خراسان آمد
اوست سرچشمه تقوا و فضیلت چو جواد
منبع فیض و جوانمردى و احسان آمد
هادى وادى حق کز پى ارشاد بشر
با چراغ خرد و دانش و عرفان آمد
یادگار حسن عسگرى پاک سرشت
که جهان را کند از عدل گلستان آمد
قائم آل محمد شه اقلیم وجود
که بفرمانده ى عالم امکان آمد
طبع خاموش رسا باز چو مرغان چمن
پى تبریک چنین شاد و غزل

__________

ای محو تماشای تو چشمان پری ها
از رایحه ات مست تمام سحری ها
خون است دل ما ز فراق رخ ماهت
محصول غم عشق تو شد خونجگری ها
ای گمشده این دل سرگشته کجایی ؟
بس نیست مگر در طلبت در به دری ها ؟
ای همسفر باد صبا نام مرا هم
کن ثبت نگارا به صف همسفری ها
با سالک بیچاره بگو راه کدام است
باید که به تو ختم شود رهسپری ها
ای یار سحر خیز ، سحرخیز نمایم
محبوب تو باشد سحر و دیده تری ها
باید که نمازی به تمنای تو خوانیم
فارغ ز غم نان و تب سیم و زری ها
ای کاش برای دل من از غم عشقت
بالا برود زود تب بهره وری ها
شوق نفسی دیدن تو جان به لبم کرد
ما را برهان یار از این جان به سری ها
با باد صبا من گله از زلف تو کردم
تا چند بمانیم در این بی خبری ها
تا چند کنی ناز برای من مجنون ؟
تا چند کنی جلوه به چشم دگری ها ؟
شیرین سخنی گر به سخن لب بگشایی
تعطیل شود کار تمام شکری ها
آوای انالمهدی تو از حرم عشق
پایان بدهد بر همه نوحه گری ها


__________


قطعه گمشده ای از پر پرواز کم است
یازده بار شمردیم و یکی باز کم است
این همه آب که جاریست نه اقیانوس است
عرق شرم زمین است که سربازکم است
( اللهم عجل لولیک الفرج )
___________________؛

اگر که آمدی من رفته بودم
اسیر سال و ماه و هفته بودم
دعایم کن دوباره جان بگیرم
بیایم در رکاب تو بمیرم
 ______________؛


بوى عطریاس داردجمعه ها،
وعده دیدار داردجمعه ها
جمعه ها بر عاشقان آیینه است،
وعده گاه عاشقان آدینه است
جمعه ها دل یاد دلبر میکند
نغمه یابن الحسن(عج) سر میکند.
الهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

 _______________؛

ما را ز کورش و کی و جم اعتبار نیست
فخری به داریوش و به اسفندیار نیست
مرده است دور رستم و سیروس و کی‎قباد
ما را به جاهلیت آن دوره کار نیست
در سایه محمد و آل محمدیم
برتر از این برای بشر افتخار نیست
ابنای دین و سوره توحید و کوثریم
بر دل ز کفر و شرک و شرارت غبار نیست
اسلام، اعتقاد و نظام و هویت است
هرکس نداشت در دو جهان رستگار نیست
اندر دژ ولایت و حصن امامتیم
مانند این حصار به گیتی حصار نیست
ما امت عدالت و صلح و اخوتیم
در ما نفاق و شیطنت دیوسار نیست
از جاهلیت مجوس نگیریم رسم و راه
ما را به‏جز ولایت مهدی(ع) شعار نیست
اعلام «انّ اکرمکم» باشد این پیام
در کیش ما به رنگ و نژاد اعتبار نیست
گر مدعی تلاش به توهین ما کند
با او بگو که از تو جز این انتظار نیست
تو باش و هفت خوان و خرافات و ترّهات
راهی که می‌‏روی ره پروردگار نیست
زنده است دین احمد(ص) و قرآن و اهل بیت(ع)
اکمل از آن طریق سوی کردگار نیست
یا رب رسان امام زمان منجی جهان
فرّخ، زمان او که در آن، کار عار نیست
پر می‌ کند ز عدل به ‏امر خدا زمین
بهتر ز عصر دولت او روزگار نیست
آیین دین‌مداری و تقوا شود رواج
رسم فساد و شرب مدام و قمار نیست
مؤمن عزیز گردد و کافر شود ذلیل
مرد خدا به دوره او خوار و زار نیست

_________________؛


ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت‏
                                                                              دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت‏
مانند مرده‏ای متحرک شدم، بیا
                                                                              بی تو تمام زندگی‏ام در عدم گذشت‏
می‏خواستم که وقف تو باشم تمام عمر
                                                                              دنیا خلاف آنچه که می‏خواستم گذشت‏
دنیا که هیچ، جرعه آبی که خورده‏ام‏
                                                                             از راه حلق تشنه من، مثل سم گذشت‏
بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده‏ایم‏
                                                                             از خیر شعر گفتن، حتی قلم گذشت‏
تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم‏
                                                                            یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت‏
مولا، شمار! درد دلم بی‏نهایت است‏
                                                                           تعداد درد من به خدا از رقم گذشت‏
حالا برای لحظه‏ای آرام می‏شوم‏
                                                                          ساعات خوب زندگی‏ام در حرم گذشت‏

پاسخ:
اوه پرنسس....خودت نوشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ جدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عالی بود عالی بود عالیییییییییییییییییییییی بوددددددددددددددددددددد خیلی محشر بود...افرین افریسن افریننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن
خیلی خوب بود ..چشمام گرد شده بود میخوندمشون...فکم افتادهبوددددددددددددددددددددددددد
عالی عالی عالی
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۰۶ پرنسس مرده
خوشحالم که همونی هستی که فکر میکردم ..... شکستی ؟ اصلا ناراحت نباش ..... من ترمیمت میکنم . من ؟ عصبانی ام خیییییییییییییییییلی ولی نه از دست تو . خیلی خوشحالم اخراج شدم . ولی نمیدونم چرا قلبم درد گرفت . 
بعله خودم نوشتم ، از ته دل و با گریه اینا رو نوشتم ...... هر وقت دلم می‌گرفت شعر مینوشتم ...... ممنونم از نظر ارزشمندت ..... بگو آرام کنه این دله وا مونده رو 
پاسخ:
پرنسس ..دفعهی اولی که اخراج شدم ..خیلی ناراحت بودم...ولی مشکلی نیست..
سعی کن برگردی پارک انیمه..من هم با یکی از دوستام که مدیره صحبت میکنم برت میگردونم
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۱۳ پرنسس مرده
این آخریه رو دیروز نوشتم . مرسی که انقدر تحسین کردی ......... تو همونی هستی که من فکر میکنم ....... من مطمئنم 
پاسخ:
پرنسس مهربون یهستیا ..خواهر کوچولوی زیبای من
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۵۳ پرنسس مرده
^_^ مرسی برادر زیبای من 
من نمیخوام برگردم . به خدا نمیخوام ، من خودم به وب پرنس گفتم اخراجم کنه ، بعد گفت هر وقت خواستی برگردی به ایمیل سایت بگو . 
خواهش میکنم چیزی نگو . 

پاسخ:
چیمیگی؟؟؟؟؟؟؟؟ هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چته دقیقآ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا اومدی بیرن؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا گفتی اخراجت کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این چه کاریه اخه؟
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۰۲ پرنسس مرده
لالالالالالالالالالالالالالالالالالالالالالالالالالا لولولولولولولولولولولولولولولولو من عین خیالمم نییییییییییییست ^_^ من خوشحاااااااااااااااااااااااااااالم 
پاسخ:
کاملا مشخصه که عین خیالت نیست....
تورو خدا منو انقدر ازیت نکن....انقدر خودتو ازیت نکن....این چه کاری بود اخه؟؟؟
داری ازیتم میکنی..میفهمی؟؟؟؟ کلی دوست تو سایت داشتی ..این باعث میشه فکر کنم تمام اینا تقصیر من بوده...خواهش میکنم برگرد.
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۲۰ پرنسس مرده
؟؟؟؟؟؟ عصبانی شدی ؟؟؟؟؟؟؟؟ ...................... داداشم الآن رفته پارک انیمه منم کنارشم ........ مجبورم کردی بگم .......... میدونی پشت سرم حرف میزنن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میدونی راحان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ راحان به خداوندی خدا به این روح آدمی به جون تمام عزیزانم قسم مقصر تو نبودی اوکی ؟؟؟؟؟؟
من دوست نمییییییییییییییییخوام یه دونه دوست کافیههههههههههههه
پاسخ:
هوففففففففففف خدایا...
برگرد پارک
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۲۵ پرنسس مرده
تو رو خدا ....... کار از خواهش گذشته ....... التماست میکنم بسه ....... التماست میکنم ....... قسمت میدم ........ وقتی با تو اینطوری صحبت میکنم دوست دارم در جا قلبم وایسه ........ خواهش میکنم بس کن 
پاسخ:
پرنسس..چرا نمیخوای قبول کنی....؟ ببین اونجا خیلی دوستای خوبی داری...مثلا درسا..
چرا به فکر اونا نیستی؟؟؟ حتما خیلی ناراحت شدند...برگرد پارک..
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۳۹ پرنسس مرده
ببین من الآن کاملا دیوونه شدم ........ اگه بازم حرفی از پارک انیمه بزنی یه بلایی سر خودم و این گوشی میارم ....... پس بس کن و بیا مثل قبل بشیم ......... درست مثل قبل .....................................................................|||................
پاسخ:
مثل قبلیم...مثل قبلیم....ولی باید برگردی پارک انیمه..منو ببین..من جای دیگه فعالیت و مدیریت دارم عین خیالم نیست..ولی برای تو سخت میشه
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۳۵ پرنسس مرده
نههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه من برنمیگردم . برات مهم نیست بلایی سر خودم بیارم نه ؟ من نمیخوام ..... درسا به شهاب گفت خوب شد رفت ، درک میکنی یا نه ؟ ها ؟ بازم بگم ؟ بگم ؟ به امام زمان که حی حاظرن قسم دلم نمیخواد برگردم . مجبورم نکن ........ من نمیخوام بزار برام سخت بشه ..... من میتونم این یه موضوع رو سریع هضم کنم ........ خواهشششششششششششش میکنم دیگه راجبش صحبت نکن وگرنه به خدا قسم به والله یه بلایی سر خودم میارم هم بابام راحت شه هم تو قسم میخووووووورم . 
پاسخ:
هوففففففففف پرنسس...اروم باش...به هیچی فکر  نکن خب...؟
اصلا بیا انجمن ما ..بیا تیم نویسندگی ما...یا اگه نمیخوای همینجا تو همین بلاگ باهم حرف میزنیم خب؟؟؟؟ فقط اروم باش

۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۴۱ پرنسس مرده
زندگی من به پارک انیمه بسته نیست . فقط دلگرم بودم ، اونم به خاطر تو بود. . اونجا هیچکس به من نمیتونست کمک کنه . قسم می‌خورم ، دیگه گریه منو در نیار خواهش میکنم . اصلا مشکلات منو بیخیال اگه منو دوست داری و نمیخوای بلایی سرم بیاد دیگه اصلا راجب اون قبرستون نگو 
پاسخ:
باشه پرنسس...دیگه نمیگم خب؟؟؟؟دی
ه درموردش حرف نمیزنم..اروم باش دختر کوچولو...خیلی ید اخلاق شدی هاااااااااا ..دقیقا شدی مثل دختر بچه های پنج ساله که هی بغض میکنند.
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۴۰ پرنسس مرده
............. پنج ساله ؟ هه .................... 
متشکرم . 
میدونم بد اخلاق شدم شدم شدم شدم . عذر میخوام ........ من همینجا فقط پیش تو میمونم ................
متشکرم 
متشکرم
متشکرم
متشکرم
متشکرم
متشکرم 
متشکرم
متشکرم
متشکرم آقای لرد لاس از لطفایی که در حقم کردید 
پاسخ:
اوه..پرنسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس چقدر حساس شدی خواهر کوچولو......
کاری نکردم
کاری نکردم
کاری نکردم
کاری نکردم
کاری نکردم
کاری نکردم
کاری نکردم
کاری نکردم
کاری نکردم
کاری نکردم
کاری نکردم
من جدا هیچ کاری نکردم پرنسس
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۳۴ پرنسس مرده
بعله خیلی حساس شدم ، لوس شدم و ....... 
حالت خوبه ؟ چطوری ؟ کلاس پیانو چه خبر ؟ من خوووووبم دستم هم بهتره یه استخوانم نصفه جوش خورده ، خودمم بهترم 
وااااااااااااااااااای جات خالی یه سوسک تو پشت بوم دیدم قبض روح شدم ! یه جیغی زدم همه همسایه ها ریختن بیرون !!!! وای مردم واقعا n_n ولی آدرنالین خونم رفت بالا بعدش کلی خندیدم ^_^ 
خخخ 
پاسخ:
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
طوری نیست..منم زیاد از سوسک و حشرات خوشم نمیاد
کلاس پیانو؟؟؟اوممم پدیر تصمیم گرفت که بعد از کنکور شروع کنم
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۰۳ پرنسس مرده
اینارو بخون انقدر جالبن ...... البته به نظر من ، 


آیا سفر در زمان امکان پذیر است ؟ 

شاید سوال یک نیز بازگویی همین سوال باشد. ماهیت جسم و جاذبه ی کوانتومی را فراموش کنید. شاید این سوال را هر کسی دوست دارد که پاسخ دهد. سفر در زمان به یک موضوع علمی – تخیلی مورد علاقه و جذاب برای مردم تبدیل شد پس از اینکه اچ.جی. ولز، رمان نوگرایانه و جالب خود با نام "ماشین زمان" را نوشت. اما هرآنچه که اینجا مطرح شده، لزوماً علمی – تخیلی نیست. برای مثال سفر در زمان به سوی آینده، یک واقعیت علمی پذیرفته شده است. تئوری نسبیت اینشتین تایید می کند که یک جسم ناظر و مشاهده گر در برابر زمین، می تواند به سمت آینده ی زمین جهش کند. این تاثیر را ساعتهای اتمی ثابت کرده اند.

اما اینگونه درگیر شدن با تار و پودهای زمان، به سرعتی مشابه سرعت نور نیاز دارد که شاید در تئوری قابل اثبات و ممکن باشد اما به یک شاهکار بزرگ مهندسی نیاز دارد، حتی اگر به بودجه و هزینه هایش فکر نکنیم. اما سفر در زمان به سمت عقب، مشکلات بزرگتری خواهد داشت. نسبیت، این فرضیه را تایید نمی کند که یک جسم ناظر بتواند در دو بعد زمان مکان سفر کند و به عقب هم برگردد. اما در همه ی داستانها و سناریوها، چنین شرایط خارق العاده یی نیز در نظر گرفته شده است.

یکی از راههای سفر به عقب در زمان، استفاده از یک "لانه ی مار" فضایی خواهد بود. تئوریسین ها معتقدند چنین تونل یا دروازه ی ستاره یی که دو نقطه را در ابعاد زمان – مکان به یکدیگر متصل کند، وجود دارد. اگر یکی شان را پیدا کنید و داخلش بپرید، چند لحظه ی بعد از نقطه یی دیگر در جهان هستی سردر خواهید آورد. آنها معتقدند اگر چنین چاله یی وجود داشته باشد، می توان آن را با ماشین زمان نیز مطابق و هماهنگ کرد. می توانید از طریق آن سفر کنید و نه تنها از یک مکان دیگر سر دربیاورید، که وارد یک زمان دیگر نیز بشوید. این "زمان" می تواند در گذشته یا آینده باشد.

اگر امکان سفر به گذشته وجود داشته باشد، انواع پارادوکس ها و تضادها نیز اتفاق خواهند افتاد. مانند معمای یک مسافر زمان که به سالهای گذشته می رود و مادرش را وقتی یک کودک است، به قتل می رساند. از این تضادها می توان گریخت اگر اصرار بورزیم و بدانیم که هیچ چیز نمی تواند قانون علت و معلول و کنش و واکنش را از بین ببرد. اما سفری دوطرفه در مسیر زمان، هنوز پیچیده و غیرقابل هضم است.

برای بسیاری از فیزیکدانها، این مساله بسیار غیرعقلانی است. استفان هاوکینگز نظریه ی "تخمین محافظت از تسلسل وقایع" را مطرح می کند و معتقد است که یک نیرو یا عامل خاص باعث می شود تا اجسام فیزیکی یا نیروها نتوانند به گذشته برگردند. این مساله شاید به دلیل موانع و سدهای فیزیکی اساسی بر سر راه ساخت ماشین زمان اتفاق می افتد. برای مثال انرژی خلاء کوانتومی در صورتی که هیچ محدودیتی برای ورود به حفره های ماری فضا نداشته باشد، طغیان خواهند کرد و دفع خواهند شد.

این مساله همچنان لاینحل باقی مانده اما موضوعی است که بسیاری از مردم، وقت و تلاش خود را صرف آن می کنند. همانطور که هاوکینگز اشاره کرده، صرف هزینه برای تحقیق در مورد سفر به زمان بسیار سخت است. در نتیجه به نظر می رسد برهان یا تکذیبیه یی برای حل این مساله، خود به مشکلات عمومی دیگر منجر شود. مانند طرح یک نظریه ی رام شدنی و قابل دسترسی در مورد جاذبه ی کوانتومی.

____________________

نحس بودن عدد ۱۳ : ' بعضی اصلاحات مربوط به رشته ریاضیه که اصلا نمیدونم یعنی چی ^_^ 


نحس بودن 13!

آنچه در ادامه خواهید خواند جادوی 13 است که به نظر جالب می رسد !!! ● 13 عدد اول است.

● 1-13^2 عدد اول مرسن است.

13جسمارشمیدسی موجود است. (اجسام ارشمیدسی اجسامی هستند که وجوه آنها چند ضلعیبوده، نه لزوما از یک نوع ، و کنجهای آنها مساوی هستند.)

عدد13کوچکترین Emirp است. (Emirp عدد اولی است که اگر ارقام آن را معکوس کنیممجددا عددی اول خواهد بود مثلا اعداد 13، 17،31، 37،.....)

● 169=2^13 بامعکوس کردن ارقام آن داریم: 961="2^31 یعنی رقم های آن مجددا معکوس می شود."

●2^13، 1+!12 را عاد می‌کند

.

● 13عدد Happy است.(برای دانستن این که عددی Happy است، مجموع مربعات رقمهایعدد را پیدا کرده و دوباره مجموع مربعات عدد بدست آمده را حساب می‌کنیم باادامه این روند اگر به عدد 1 دست پیدا کردیم آنگاه به آن عدد Happy گفتهمی‌شود. مثلا برای عدد سیزده 10="2^3+2^1 و 1=2^0+2^1 بنابراین13" عدد Happyاست.)

● 13نیمی از 3^3+ 3^1- است. ●شاخه زیتونی که در پشت دلارهای آمریکا کشیده شده است 13 برگ دارد.

●2^13عدد!(1 -13)+ 1را عاد می‌کند بنابراین یک عدد اول ویلسون(Wilson Prime) است. ( هر عدد اول p که،p و p^2، مقدار p-1)!+1 ) را عاد کنند، عدد اول ویلسوننامیده می‌شود. مثلا عدد 5 عدد ویلسون است. تنها اعداد شناخته شده 5 و 13و 563 است .)

●چرتکه چینی دارای سیزده ستون مهره‌ برای محاسبات است.

● 13بزرگترین عدد اولی است که می تواند به دو عدد متوالی به صورت n^2+3 افراز می شود.(آیا می توانید اثبات کنید؟)

● 1+13- 13^13 عدد اول است.

● نخستین حفره‌ی اول با طول سیزده بین دو عدد 113و 127اتفاق می‌افتد. (منظوراز حفره‌ی اول تعداد اعداد مرکب بین دوعدد اول متوالی است.)

● 13 کوچکترین عدد اول جایگشت‌پذیر (Permutable Number) است. ( این اعداد،اعداد اولی حداقل با دو رقم مجزا هستند که با تجدید آرایش در رقم هایشانهمچنان عددی اول باقی می مانند مثلا برای عدد 337 ، 733 و 373 و 337 عدداول است از دیگر اعداد از این قسم می‌توان به 13,17,37,79,113,119وجایگشتهای آن اشاره کرد.)

● هشت عدد اول دیگر می‌تواند به وسیله تغییر یک رقم از 13 تولید شود.{11, 17, 19, 23, 43, 53, 73, 83}

● نخستین بار پرچم امریکا 13 ستاره و 13 خط داشت که نشان دهنده تعداد مستعمرات اصلی این کشور بود.

● عدد 13 کوچکترین عددی است که ارقام آن در پایه چهار معکوس 13 است. ( 13 در پایه چهار 31 است.)

● رویه‌ی بیضوی روی اعداد گویا که دارای نقطه‌ی گویا از مرتبه‌ی 13 باشد موجود نیست.

● 2^13= 19+...+8+7

● عدد 2^13توسط مربعات مجزای اعداد 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 بیان می‌شود.

●طولانی ترین رکورد پرواز یک جوجه 13 ثانیه است.

سیزدهمینروز از فروردین شاید تنها بهانه‌ایی باشد برای گذر از ازدحام شهر و رفتنبه طبیعت، اما خوب می‌دانیم اینبار نیز از نحوست 13 فرار می کنیم.

اما 13 برای شما تنها یاآور نحسی آن است؟

●131211109876543212345678910111213عدد اول است.

● معکوس عدد 2^13 عددی اول است.

● ELEVEN + TWO = TWELVE + ONE(عبارت فوق تحریفی از حل معادله‌ی 13 است.)

● 13کوچکترین عدد اولی است که از مجموع مربعات دو عدد اول مجزا یعنی 2^3+2^2 بدست می آید.

●اقلیدس و دیافانتی هر کدام 13 کتاب نوشته‌اند.

●با به کار بردن نخستین سه عدد اول داریم : 13="5+3^2●فیلم" 13 نوامبر" ، آلفرد هیچکاک هیچگاه به پایان نرسید.

●مجموع نخستین 13عداد اول برابر 13 امین عدد اول است.

●رساله 13 جلدی Almagestبزرگترین کار بطلمیوس بود. قضیه‌ی ریاضی را با توجه به حرکتهای ماه ،خورشید و سیاره ها را فراهم ساخت.

● مجموع باقی مانده های حاصل از تقسیم عدد 13 برنخستین اعداد اول تا 13 برابر 13 است.

● 13کوچکترین عدد اولی است که مجموع ارقام آن مربع است.

●13کوچکترین عدد اولی است که به شکل p^2+4( که p اول است) نوشته می شود.

● اویلر 13 فرزند داشت که 5 فرزند او به سن نوجوانی رسیده و تنها 3 نفر باقی ماندند.

●مجموع توانهای چهارم نخستین 13عدد اول به علاوه‌ی عدد یک ، عددی اول(6870733) است.

● 13 کوچکترین عدد اول s e. xtanاست این عدد برابر است با :

(p = (x^6+y^6)/(x^2+ y^2

● اگر برای عدد اول pداشته باشیم:p-1)!="-1 " mod p^2 ) آن عدد، عدد ویلسون است. ( تنها اعداد شناخته شده 5 ،13 و 563 است.)

● (13+1)13-13^(13+1) عددی اول است.

● بد یمن بودن روز جممعه ایی که 13امین روز ماه باشد یکی از خرافات رایج در جوامع است.

●13کوچکترین عدد اولی است که به صورت مجموع مجزا از اعداد اول به شکل 4n+3نیست.

●به طور طعنه آمیز گفته می شود که : 13 ، 15 امین عدد خوشبختی است.

●13بزرگترین عدد اول فیبوناچی است که(13)Fاول است.

13 از متصل شدن دو عدد نخست مثلثی ساخته می‌شود.( 1, 1+2, 1+2+3 ... اعداد مثلثی هستند.)

● مجموع نخستین 13 عدد اول 238که مجموع ارقامش 13 است

● .به طور طبیعی هر سال 12 ماه دارد اما در حقیقت 13 ماه داریم تعجب نکنید ماه آسمان را فراموش کردید با دوازده ماه سال 13 می شود.

● 13="2^3+1^3+0^3

● کوچکترین عدد اولی است که به صورت مجموع دو عدد اول ( 2+11) نمایش دادهمی‌شود و همچنین کوچترین عدد اولی است که به صورت مجموع دو عدد مرکب (4+9) نوشته می‌شود.

● 13بزرگترین عدد اول مینیمال در پای 3 است.

● 13/13333333333333 عدد اول است. (توجه کنید که تعداد ارقام 3 بعد 1 ، 13 عدد است.)

● 13="3+7+3(توجه" کنید که3^13="(7+3)+7^3)

● 0^10+2^10+3^10+5^10+7^10+11^10+13^10عدد" اول است که بزرگترین عدد اول ناتیتانیک (Titanic Number) است. ( NumberTitanicاعداد اولی هستند که تعدادارقام آن بیشتر از 1000 است.)

● 13-13^2عدد اول است.

● 13+13+13/13+13*13+!13+13^13 و13+13+13/13+13*13+13^13 دو عدد پانزده رقمی اول هستند.

● 13جوابی برای معادله‌ی دیوفانتوسی (Diophantine Equation) z^2="x^3-y^3" است. یعنی؛ 3^7-3^8="2^13

● 13/(13+13+13+13+13+13+13+131313+13^13) عددی اول است که شامل 13بار ترکیباتی از عدد 13 است مثلا 131313سه بار 13 در آن آمده است.

●ماموریت قمر" آپولو 13" در مسیر ماه بی نتیجه ماند علت انفجار در قسمتی ازسفینه بود . نکته جالب این است که این قمر در ساعت 13:13 پرتاب شده بود واین اتفاق در 13 اوریل شکل گرفت. ( احتمالا روز جمعه!!!!!!!!) ● 13امین عدد اول مرسن عدد 1-521^2 و 13امین عدد لوکاس (Lucas Number) عدد521است.)اعداد لوکاس اعدادی هستند که به نام ریاضیدان فرانسویEdouardLucasنامگذاری شده اند و در دنباله 1 و3و4و7 و11و.... قرار دارنداین دنباله به صورت ذیل ساخته می شود که جمله اول 1 و دومین جمله 3 جملههای بعدی از مجموع دو جمله قبلی ساخته می شود مثلا جمله سوم مجموع جملهاول با دوم یعنی 1+3 است.

● (13="(!3*!1)+(!3+!1)13" و 31تنها اعداد مرسن Emirp شناخته شده هستد.

● 13کوچکترین عدد اولی است که به شکل p^2+pq+p نوشته می‌شود.

●معکوس ((1+13^13)^13) یک عدد Brilliantاست. ( به اعدادی Brilliantگویند که دو فاکتور اول با طول یکسان دارند

________________________

چپ دستهای باهوش : 


تمام آن دسته از افرادی که چپ دست هستند، در قسمت های مشخصی از مغزشان نسبت به راست دست ها پیشرفته ترند؛ به طور مثال آنها خلبانان بهتری می شوند و معمولا از جمله افرادی هستند که به راحتی می توانند دو کار را هم زمان به خوبی انجام دهند، مثل صحبت کردن و رانندگی.

آن دسته از والدینی که بچه های چپ دست خود را مجبور می کنند علی رغم میلشان مداد را با دست راست بگیرند، بد نیست چند نکته را در مورد افرادی که چپ دست هستند بدانند.

تا چندین سال قبل هم افرادی که چپ دست بودند، برای دیگر اطرافیانشان جای سئوال داشتند و بحث در مورد آنکه چپ دست ها باهوش ترند یا راست دست ها، خیلی زود همه گیر شد و محققان نظرات متفاوتی را در مورد این موضوع اعلام کردند.

آخرین تحقیقات نشان می دهد که تمام آن دسته از افرادی که چپ دست هستند، در قسمت های مشخصی از مغزشان نسبت به راست دست ها پیشرفته ترند؛ به طور مثال آنها خلبانان بهتری می شوند و معمولا از جمله افرادی هستند که به راحتی می توانند دو کار را هم زمان به خوبی انجام دهند، مثل صحبت کردن و رانندگی.

اثبات این موضوع که آنها به راحتی می توانند از پس دو کار فکری هم زمان برآیند، در تحقیقات گسترده مجله "هوش" ثبت شده و ظاهرا شکی هم در مورد آن وجود ندارد.

تحقیقات در دانشگاه ملی استرالیا نیز نشان دهنده ی آن است که چپ دست ها معمولا هنگام یادگیری زبان از هر دو نیم کره ی مغزشان استفاده می کنند و این در حالی است که راست دست ها فقط از نیم کره ی راست خود کمک می گیرند.

دو نیم کره ی مغز در واقع شبیه هم هستند. آنها در مورد دریافت اطلاعات دقیقا یکسان عمل می کنند و یک راهکار را برای تحلیل در نظر می گیرند. اما معمولا وظایفی همچون یادگیری زبان معمولا در یکی از آنها صورت می گیرد که در مورد چپ دست ها ظاهرا هر دو این دو نیم کره ها فعال هستند.

دیگر منطقه ای که در مغز نقطه ای کاملا مشخص دارد، همان دریافت اطلاعات است که معمولا در سمت راست بدن انجام می شود. به این معنا که از سمت راست اطلاعات وارد شده و به نیم کره چپ می رود تا مورد تحلیل قرار بگیرد و اطلاعاتی هم که از قسمت چپ بدن وارد شده اند، به نیم کره ی راست می رود و در آنجا مورد تحلیل قرار می گیرند که در هر دو حالت مغز، آنها را دریافت می کند و پس از ترکیب آنها، دستوری را برای شنیدن یا دیدن صادر می کند.

آخرین تحقیقات در مورد چپ دست ها نشان دهنده آن است که مغز این افراد برای دریافت اطلاعات، از هر دو نیم کره ی خود کمک می گیرد. این در حالی است که گسترده ترین تحقیقات روی افراد چپ دست و راست دست نیز نشان داده است که ارتباط بین نیم کره ی راست و چپ مغز در افراد چپ دست بسیار بهتر و سریع تر از راست دست هاست و به این معناست که چپ دست ها در فعالیت هایی همچون ورزش و بازی ها بسیار سریع تر هستند و واکنش های سریع آنها باعث بهتر بودن آنان می شود، زیرا می توانند به راحتی از هر دو نیم کره مغز خود در فعالیت ها استفاده کنند.

در ضمن هر زمان که یک سمت مغز آنها از دریافت اطلاعات خسته شد و توانایی آن پایین آمد، نیم کره ی دیگر به سرعت به کمک می آید و جای آن را می گیرد.

به همین علت، افراد کهنسال چپ دست معمولا در زمان پیری که مغز هر فردی رو به کندی و تحلیل می رود، حافظه و عکس العمل های بهتری می توانند داشته باشند.

با توجه به این حقایق باید گفت اگر هنوز در گوشه ای از دنیا افرادی وجود دارند که فرزندان چپ دست خود را به گرفتن مداد با دست راست مجبود می کنند، لطفا دست نگه دارند. او اگر چپ دست باشد، بسیار بهتر است.

پاسخ:
وووووووووووووووووووو پرنسسس..عدد 13 چه باحال بود...میدونستی عدد شانس منه...هیچوقت فکر نکردم که نحسه.
چپ دست هااااااااااااااا یوهوهوهوه هاهاهاهاهاهاها..
یس یس..ما چپ دست ها باهوش تریم این که کاملا موضوع مشخصی عه هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها
سفر در زمان هم جالب بود...اطلاعات زیادی بدست اورم....اینچیزی که من میدونم اینکه تو دورهی ما سفر در زمان ممکن نیست..هنوز به اون دانش نرسیدیدم
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۴۳ پرنسس مرده
واااااااااااااااااااو تو هم از سوسک میترسی ؟ 
کنکوری هستی ؟ موفق باشیییییییییییییییییی ^_^ 
خخخ عدد شانس من ۹ ^_^ 
بعله ما باهوشیییییییییم هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها ^_^ 
از کجا معلوم شاید بتونیم @_@ من دوست دارم برم ۲۰۰ سال بعد برگردم برم ببینم دنیا دست کیه @_@ خخخخخخخخخخخخخخ 
پاسخ:
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
خیلی باحال بود..
سال دیگه نه سال بعدش...اونموقع کنکوری ام
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۴۶ پرنسس مرده
این خصوصیات ماه تولد توعه : 

خصوصیات متولدین ثور ( اردیبهشت)

 سمبل: گاو نر 
 عنصر: خاک 
 سیاره: ناهید 
 عضو آسیب پذیر: گردن 
 روز اقبال: جمعه 
 اعداد شانس: 4 و 6 
 سنگ خوش یمن: زمرد سبز 
 رنگ: آبی روشن 
 گل: خشخاش 
 حیوان: گاو

ویژگی‌های بارز :

 صبور و آرام، پر تحمل، قوی، بامحبت، عاشق طبیعت، باسلیقه، خوشگل پسند، پول دوست، خودسر، واقع‌بین، محتاط، عاشق خانه و خانواده، مخالف عجله و شتاب، دارای رگ لجبازی، کارش روی حساب است، مخالف جلف بازی و سبک‌سری، اگر عصبانی شود طوفان به پا می‌کند. 

خصوصیات مثبت و نقاط قوت:

شهرت متولد اردیبهشت بیشتر در قدرت او برای تمرکز افکار و در افعال است و در انجام دادن کارها، پایداری چشمگیری دارد. متولدین دومین ماه سال، معمولاً راه برخورد با دیگران را خوب می داند و از کمک به سایرین و دستگیری از نیازمندان فروگذار نمی‌کند. او برای دوستانش، مخصوصأ هنگامی که گرفتار مشکلی اساسی باشند، به منزله پایگاهی محکم است که همیشه می‌توان به آن تکیه کرد. متولد ماه میانی بهار هرگز کاری را نیمه تمام رها نمی‌کند. او پس از اینکه راهی را انتخاب کرد یا کاری را پیش گرفت سخت می کوشد تا آن را به پایان ببرد و به خاطر پشتکار و استقامتی که نشان می‌دهد غالبأ به هدف خود دست می یابد. در داد و ستدهایش امین و درستکار و در گفتارش صریح و صادق است. می‌توان به حسن نیت و دلسوزی او مطمئن بود، هر چند که تجربه چندانی نداشته باشد. متولد این ماه به خاطر خصوصیات مثبتی که دارد معمولاً زندگی موفقیت آمیزی برای خود فراهم می آورد و در گیر و دار آن می آموزد که چگونه بر توانایی‌های خود تکیه کند و تجربیاتش را به کار گیرد. پیگیریهای او عاقبت به نتیجه می‌رسد و اگر آرزوهای بزرگ در سر داشته باشد به راحتی به آن نایل می‌شود. متولد اردیبهشت معمولاً در همه کارهایی که انجام می‌دهد جانب احتیاط را حفظ می‌کند. او کسی نیست که ریسک کند و متهورانه و بی‌مطالعه تن به کارهای خطرناک بدهد.

 نقاط ضعف و خصوصیات منفی:

مرد یا زن متولد اردیبهشت در رفتار خود سخت و لجوج است و اگر نظرش بر مطلبی استوار شد به نظریات متفاوت یا نصایح دیگران به هیچ‌وجه توجه نمی‌کند. این رفتار معمولاً از جانب دیگران پذیرفته نیست و آنان را برمی‌آشوبد. از طرف دیگر متولد ثور دوست ندارد مستقیماً مورد نصیحت قرار گیرد یا جزئیات کارها به او دیکته شود. او از اینکه دیگران به زیرکی و هوشیاری اش خرده بگیرند بر می آشوبد و از اینکه بشنود اشتباه کرده است حتی وقتی که واقعأ اشتباه کرده باشدناراحت می‌شود. همچنین به هیچ‌وجه نمی‌پسندد که دیگران گفتارش را رد کنند. بعضی از متولدین صورت فلکی این برج خوش‌بین نیستند و غالبأ احساس سوء ظن و بد گمانی می‌کنند و حتی به نزدیکان خود اعتماد ندارند. به نظر ایشان مشکل می‌توان به مردم اطمینان کرد چرا که ممکن است اعتماد آنها مورد سوءاستفاده واقع شود. همچنین قادر نیستند ظلمی را که به آنها شده فراموش کنند یا به آسانی ببخشایند.

پاسخ:
اوه پرنسس....همششششششششششششش درست بود....
کف کردم.....
البته به جز اعداد شانسش..چون عدد شانسم 13 هست.
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۵۰ پرنسس مرده
چندتا سوال 
عدد هپی چیه ؟ 
امپایر چیه ؟ 
مرسن چیه ؟ 
دیوفانتوسی چیه ؟
این "^" چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟ 
میدونی ؟ منکه نمیدونم *_* 
پاسخ:
عدد هپی که مجموع مربعات اعداد رو بدست میارم بعد دوباره مجموع اون مربعات رو بدست میاریم..میشه عدد هپی که 13 هم جزوشون هست
عدد امپایر هم عددیه که اگه معکوس شه بازم هم اوله
فکر کنم مرسن رو جا انداختم ..نخوندم...چون یادم نمیاد چی بود.
اون اخریه رو هم نمیدونم
گومنه
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۱۴ نگهبان سیاه
اثم جدید من خوبح ؟ 
پاسخ:
نگهبان سیاه؟؟؟؟؟؟؟؟ سیاه؟؟؟؟فکر کنم سیاه بهت نمیاد..
همون پرنسس بهتر نبود؟؟؟؟؟؟؟هوم؟؟؟
البته تو نگهبان من هستی و این کاملا درسته...
میتونی اسمتو بزاری...اومممم نگهبان طلایی....این خوبه^_^
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۲۲ نگهبان سیاه
موفق باشییییییییی داداش گل 
واقعا همش درست بود ، من خیلی از این شخصیت خوشم میاد . 
مرسییییییییییییییییییییییییییی خیلی ممنونم که گفتی. من هنوز اینجور چیزا رو نمیدونم فیثاغورس و ارشمیدس آخر دانسته هامه ^_^ 
پاسخ:
خخخخخخ
ارشمیدوس که خیلی سادست خدایی فیثاغورس هم همینطور.
از شخصیت کی؟
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۲۴ نگهبان سیاه
باشه مرسییییییییییییییییییییییییییی 
حالا چرا طلایی ؟ 
پاسخ:
به سه دلیل..
1: طلا برا هر فردی ارزشمنده..خب تو هم ارزشمندی
2: نایابه..تو هم نایابی
3: رنگش به موهات میاد
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۲۵ نگهبان سیاه
اینم خصوصیات من 

خصوصیات متولدین حمل ( فروردین)

 سمبل: قوچ 
 عنصر: آتش 
 سیاره: مریخ 
 عضو آسیب‌پذیر: سر 
 روز اقبال: سه شنبه 
 سنگ خوش‌یمن: الماس 
 رنگ: قرمز

ویژگی‌های بارز: 

خوش رفتار، صمیمی، پیشرو، ماجرا جو، پرتوقع، خودخواه، رمانتیک و عاشق پیشه، آتشی و پرحرارت، اهل اعتراض و مرافعه، رک گو و عجول، مخالف دنباله روی، می‌خواهد یک قدم جلوتر از دیگران باشد، ترجیح می‌دهد بمیرد و شکست نخورد، آتش تندش زود خاموش می‌شود، مخالف هر گونه اعتیاد، در باطن ضعیف تر از ظاهر.

 خصوصیات مثبت و نقاط قوت: 

شخصیت متولد فروردین، نقاط قوت و خصوصیات مثبت فراوان دارد. کسانی که در لوای اولین علامت منطقه البروج به دنیا آمده‌اند، قوی، جسور، پر شور و شوق، پیشرو و صاحب ابتکارند. آنان در مقابل مشکلات و ناراحتی‌های زندگی می‌ایستند و به آسانی از میدان به در نمی روند و از همه مهم‌تر اینکه به خوبی می‌دانند از زندگی چه می‌خواهند. معمولاً راه را از چاه بازمی‌شناسند و برای تحقق خواسته‌ها و هدف‌های خود با مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنند. آنان در انجام دادن کارها اشتیاق فراوان دارند. متولدین اولین ماه سال دارای شخصیت محکمی هستند. چندان که دیگران غالبأ روش‌های ایشان را در زندگی ستایش می‌کنند و از آن درس می‌گیرند. تفکرات و رفتارشان منشأ نیکی و خیر است و راه گشای کسانی هستند که از ایشان پیروی می‌کنند. این گروه خوب می‌دانند چگونه باید زندگی کنند و از آن لذت ببرند و معمولاً این رغبت را به دیگران نیز منتقل می‌کنند. سرعت انتقال از دیگر خصوصیات متولد فروردین است. برداشت‌های او از رویدادها سریع و تفکراتش به تناسب فوری است و در کارها و زندگی از خود ابداعات و ابتکارات زیاد نشان می‌دهد. از کار کردن و تلاش، به هر نحو که باشد، لذت می‌برد. معمولاً خوش‌برخورد است و باهر کسی می‌جوشد. آرزوی او این است که به وسیله دیگران مورد آزمایش قرار گیرد یا به مبارزه دعوت شود. این جا است که در اوج شخصیت و بروز توانایی‌های خود قرار می‌گیرد.

نقاط ضعف و خصوصیات منفی: 

کمتر کسی را می‌توان یافت که نقطه‌ضعف و صفات منفی نداشته باشد. این گروه نیز از این قاعده مستثنی نیستند.گاهی متولد فروردین در مکالمات خود با دیگران موقع‌شناس نیست و صحبت‌هایی می‌کند که دور از آداب و نزاکت است. گاه با شتابی که در انجام دادن کارها از خود نشان می‌دهد ناچار کمی بی‌عاطفه، بی‌فکر و بی‌ملاحظه به نظر می‌رسد طوری که اشخاص حساس و زودرنج آنها را به درشت گویی متهم می‌کنند. گاهی شور و اشتیاق و آرزوی رسیدن به هدفی چنان ایشان را درگیر می‌کند که هدف مورد نظر را به کلی از یاد می‌برند. انگیزه‌های آنی سبب می‌شود که بدون مقدمه و فکر قبلی به انجام دادن کاری وادار شوند. بعضی وقت‌ها خود سر و لجوج می‌شوند، کمتر به نصیحت و دلایل منطقی و نظریات دیگران توجه می‌کنند و گاه حرکاتی می‌کنند که خیره سری و لجاجت تعبیر می‌شود.

پاسخ:
خخخخخخ...دختر خوب....یه چیزی رو هم من اظافه کنم ...شنیده بودم که فروردینی ها مغرورند..ولی تو مغرور نیستی که...
سنگ خوشیمن الاماس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اوه اوه اوه...فول لاکچری
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۳۱ نگهبان طلایی
حالا خوب شد ؟
پاسخ:
عالی شد ^_^
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۴۳ نگهبان طلایی
:( آه آقا آقا من نهم بودما :( 
وقتی معلم یاد نده یه دانش آموز چطوری یاد بگیییییییرهههععههه 
واااااااااااااااااااووووو ارزشمند ؟ خخخخخخخخخخخخخخ 
نایاب اووووووه 
نه من مغرور نیستم اصلا . همه چیز درست نیست مثلا من خیلی کم تحملم ولی اینجا نوشتن پر تحمل @_@ 
اوخ یس یس دست کم گرفتیا بعله بعله ^_^ 

پاسخ:
بله بله ارزشمند
بله بله نایاب...
خخخخخ حرص نخور پرنسس..زود یادمیگیری..فقط من یکم تو قیثاغورث لنگیدم همین اهاها
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۴۶ نگهبان طلایی
از شخصیت تو 
پاسخ:
من؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منشخصیت جالبی ندارم پرنسس...به این متن ها توجه نکن.
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۴۸ نگهبان طلایی
 آه ......... تو عالی هستی 
پاسخ:
لطف داری پرنسس...
نه نیستم
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۵۱ نگهبان طلایی
میخوای اون قسمت از داستان ترس در عمارت گمشده که به تو مربوطه رو بزارم بخونی ؟؟؟؟
پاسخ:
برگشتی پارک؟؟؟؟؟؟؟؟
اوهوم بزار بخونم
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۵۴ نگهبان طلایی
تا فردا هم بگی نیستم من میگم هستی چون اصلا تعارف ندارم ..... با هیچکس و کاملا جدی میگم 
پاسخ:
میدونم نداری خواهر کوچولو..من شخصیتم متغیره ..متئجه میشی..یعنی دقیق نمیدونم چجور ادمیم ..یه لحظه از یه دختر بچه هم شیطون تر میشم و یه لحظه هم میشم برچ زهر مار
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۰۰ نگهبان طلایی
نه برنگشتم '_____'

آخیییییییی عین خودمی دقت کردی ؟ 
یه سوال : 
صحبتام دور از آداب و نزاکته ؟ 
من خودسر و لجوج و خیره سرم ؟ 
راستشو بگو ها. ..|..
پاسخ:
خخخخخخخخخخخخخخخخخخدخترک لجباز...؟؟؟اوممم نه...نیستی
عین خودتم؟؟؟؟؟؟؟؟ چطور؟

۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۰۶ نگهبان طلایی
آنها سکوت کردند و دیگر صحبتی نکردند . ساعت ۹ صبح بود . پرنسس ساکورا و گاتامون هم رفته بودند بیرون نشسته بودند . گاتامون گفت : خیلی وحشتناک بود پرنسس آره ؟ ))
ساکورا گفت : من نمیخوام راجبش صحبت کنم ، ایزر الآن زندست و جون اون مهمه ..... همه اونا کار ارواح بوده . ))
گاتامون چپ چپ نگاه کرد و گفت : آه دختر ! من اعتقادی به ارواح ندارم ! ))
پرنسس ساکورا به آسمان خیره شده بود . گاتامون هم به آسمان نگاه کرد ؛ با صحنه عجیبی مواجه شد ..... داشت خورشید گرفتگی میشد . گاتامون بلند شد و بازوی ساکورا را گرفت و با لحن مهربان و همیشه شادش گفت : ساکورا بلند شو بریم بقیه رو خبر کنیم ! ))
بعد هر دو دویدند رفتند داخل عمارت و بلند داد زدند : بجه ها بیاید بیرون ! ))
دازای بلند شد گفت : چیه ؟ ))
گاتامون گفت : داره کسوف میشه بدویید بیاید بیرون . ))
بچه ها که موضوع را فهمیدند سریع رفتند بیرون و فقط لرد لاس ماند داخل . بلک اسنک در حال بیرون رفتن گفت : لاس بلند شو بیا . ))
لرد لاس سرفه ای کرد و در حالی که صدایش تو دماغی شده بود ، گفت : ممنون بلک تو برو حالم خوب نیست . ))
بلک اسنک لنگ لنگان رفت بیرون و در را بست . یک ساعتی گذشت . بچه ها هنوز بیرون بودند و هوا تاریک شده بود . لرد لاس حوصله اش سر رفته بود و بلند شد رفت دم در . همه به خورشید ذل زده بودند و با هم صحبت میکردند . لرد لاس یک قدم رفت جلو که برود پیش بلک و ریوما ، ولی یکدفعه چشمش به انباری بیرون خانه افتاد ، درش چهار تاق باز بود ؛ در حالی که آخرین بار بعد از دیدن لرد لاس بسته بود ! لرد لاس بدون سرو صدا رفت داخل انباری . آنجا تاریک تاریک بود ؛ ظلمات مطلق ! و بوی نم میداد و پر از وسایل بود . چشمان لرد لاس به تاریکی عادت کرده بود . همانطور داشت جلو تر میرفت که چشمش به چمدان زرد و شب نمایی خورد . لرد لاس رفت جلو و نشست جلوی چمدان و آنرا باز کرد . داخل آن یک آلبوم بزرگ بود . در آلبوم پر از عکس های قدیمی و سیاه و سفید بود ، لرد لاس آلبوم را گذاشت کنار و زیر آن یک کتاب بزرگ دید . کتاب را هم باز کرد . داخل آن عکس های عجیب غریب و نوشته هایی به زبان های ناشناس داشت . لرد لاس کتاب را گذاشت کنار دستش تا در روشنایی ببیند . بعد داخل چمدان یک شال پشمی دید و آنرا کنار زد و یک صندوق چوبی نه چندان بزرگ دید و بازش کرد ، داخلش تکه هایی از بدن حیوانات ، مو ، ناخن و پنجه حیوانات ، دست و پای شغال ، چند ستاره فلزی پنج پر و چند کاغذ تا شده بود . لرد لاس یکی از کاغذ هارا باز کرد . داخل آن با رنگ قرمز و اریب نوشتن شده بود : 
 « برای خوشنودی سرورمان نیمه شب به قبرستان بروید ، مرده ای را که تازه دفن شده از قبر در بیاورید ، یکی از ستاره هارا در بدنش فرو کنید . سگ یا گربه ای را بکشید و خونش را به صورت خود بمالید . کتاب دعایی را پاره کرده و داخل قبر ریخته تا به ابلیس اعظم تقرب یافته و او خواسته های شمارا برآورده کند ! »
لرد لاس با تعجب به کاغذ ها نگاه میکرد . کاغذ دیگری را باز کرد : « ای سرور عالی قدر ما ! ای که سعادت دنیا در دست توست ! مرا یاری کن ! ای صاحب نام مقدس ! ای مقتدر ترین فرشته دنیا ! به من لطف کن ! ای ابلیس اعظم ! ای که از همه با قدرت تری ! بنده حقیرت را بپذیر ! » 
لرد لاس در ذهن خود گفت : یعنی چی ؟ کی این اراجیف رو نوشته ؟ اینا از رو علاقه و نیت قلبی نوشته شده ؟ امکان داره ؟ ابلیس اعظم ؟ چقدر مسخره ! ))
لرد لاس کاغذ دیگری را باز کرد : « هر جمعه یک گوسفند را قربانی کنید و اگر میخواهید از بندگان خاص باشید ، هنگام غروب در ساحل دریا یا قبرستان یک سگ را قربانی کنید ! با این کار شیاطین را از خود خوشنود میسازید .... باشد که مورد عنایت سرورمان قرار گیرید ! »
لرد لاس به وضوح لرزش دستانش را حس میکرد ، کاغذ را به سرعت گذاشت زمین و خواست بلند شود که از دیدن سایه بزرگی که از پشت سر بر روی او افتاده بود ، از شدت ترس سراپایش به لرزه افتاد . سرش را بالا آورد و از دیدن آنچه پیش رویش بود ، با تمام توان فریاد زد ..... موجودی با بدن سراسر پوشیده از موهای زبر و سیاه و هیکلی بزرگ و تنومند ، ایستاده بو دو پا .... با چشمانی زرد رنگ و براق و دهانی پر از دندان های تیز و برنده به او خیره شده بود . دست هایش مثل پنجه های گرگ ناخن های سیاه و تیز داشت و پاهایش هم مثل این بود که سم دارد . سوراخ های بینیش مثل خوک بود و زبانش مثل سگ هار از دهانش بیرون افتاده بود و له له میکرد و همانطور نگاه تیز و هراس آورش را به لرد لاس دوخته بود . لاس حتی نمیتوانست نفس بکشد و همچون کسی که مسخ شده باشد به موجود خیره شده بود . موجود وحشت انگیز دهانش را باز کرد و صدایی خرناس مانند از گلویش بیرون داد و در همان حال پنجه گرگی اش را به سمت لرد لاس پرتاب کرد . لرد لاس هم داد بلندی زد و مانند جت به طرف در خروجی دوید . اما هرچقدر میدوید در را نمیدید لاس آنقدر دوید تا اینکه به در رسید اما ...... در بسته و قفل شده بود ! چسبید به در فلزی و با مشتش کوبید به در و بلند داد زد : نجاتم بدید ! ..... کمک ! ))
موجود پشت لرد لاس نبود و معلوم نبود کجاست . لاس بسیار تب کرده بود و شر شر عرق می‌ریخت . همانطور ایستاده بود که ناگهان احساس کرد در طرف راست صورتش کسی ایستاده . لرد لاس با رنگ پریده و نفس زنان به طرف راست نگاه کرد ..... موجود چسبیده به صورتش ، خیره شده بود به او ! لرد لاس داد زد و محکم کوباند به در و فریاد زد : کمک ! تو رو خدا کمکم کنییییید ! ))
موجود گلوی او را گرفت و کوباندش به زمین و شروع به زدن لرد لاس کرد. لرد لاس دستانش را سپر صورتش کرد و بلند و با گریه فریاد زد : کمکم کنید ! ))
بچه ها همچنان بیرون بودند . ریوما که کمی نزدیک در انباری بود ، گفت : این صدای کیه ؟ ))
همه ساکت شدند و گوششان را تیز کردند . بلک اسنک گفت : لرد لاسه ! از زیر زمین ! ))
همه به طرف زیر زمین دویدند ، در با قفل و زنجیر بسته شده بود ! آنا بولنا و بلک باتلر رفتند سنگ بیاورند تا قفل را بشکنند . لرد لاس داخل داشت کتک میخورد ؛ او بی حال شده بود و به شدت تب کرده بود و میلرزید . آن دو سنگ را آوردند و کوباندند به قفل و آنرا شکاندند . بعد درسا ، دازای ، کیتارا ، پرنسس و ریوما رفتند داخل . لرد لاس پهن بر زمین بود و دستهایش ولو شده بود کنارش و عرق کرده بود و میلرزید و در حالی که چشمانش بسته بود ، زمزمه میکرد : کمکم کنید ..... نجاتم بدی .... ))
بعد بیهوش شد و دیگر هیچ چیز نفهمید . دو سه نفر لرد لاس را بردند بالا و ریوما و ساکورا هم رفتند . کیتارا ، درسا و دازای هم  ماندند بیرون خانه . کیتارا گفت : چرا کمک میخواست و لباسش پاره بود ؟ ))
درسا با تعجب گفت : جای زخم هم داشت ! ))
دازای گفت : نکنه .....او چیزایی که ما تو زیر شیروونی دیدیم راست بوده ؟ ))
درسا گفت : بزار لاس به هوش بیاد ازش می‌پرسیم چی شده . ))
آنها هم رفتند داخل خانه . 
پاسخ:
اوه شتتتتتتتتتتتتتتتتت
خیلی باحال بود...افرین پرنسس....چه قشنگ نوشته بودی....
چه جالب بودی جدی...یه لحظه احساس کردم داری یه تلسم یاد میدی بهم
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۱۲ نگهبان طلایی
دقت نکردی من الآن خوشحالم ...... دو روز بعد میشم انرژی منفی ..... مرگ ...... آه ...... دقت کردیییییی ؟؟؟؟؟ 

خداروشکر که نیستم 
پاسخ:
هومممممم...تو متغیر نیستی...تو حساسی همین....
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۱۳ نگهبان طلایی
الآن ساعت ۱۳ : ۱۳ دقیقست ساعت شانس تو 
پاسخ:
یوهاهاهاهاهاهاهاهاها
یسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس
تنکس
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۲۵ نگهبان طلایی
    شت ؟ >"< 
مرسییییییییییییییییییییییییییی مرسییییییییییییییییییییییییییی مرسییییییییییییییییییییییییییی 
اوه واقعا انقدر جالب بود ؟ مرسییییییییییییییییییییییییییی 
خوااااهش 
پاسخ:
بله بله...به شدت جذاب بود
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۲۷ نگهبان طلایی
لرد لاس این چیزایی که نوشتم برای خوشنودی ابلیس باید این کارا رو کنین واقعیه ها . از خودم ننوشتم ، من هیچوقت تو داستانام دروغ نمینویسم واقعیه 
پاسخ:
جدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یا خود خدا....برم یه بار دیگه از اول بخونم
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۳۱ نگهبان طلایی
ای خدا من عااااااااااااااااااااشق اینطوری خندیدنم یوهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها 
آه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه عشق کردم U////U
پاسخ:
یوهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهااااا
خخخخخخخخخخخخخخخ
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۳۶ نگهبان طلایی
من عااااااااااااااااااااشق این جملاتم 

ای دوست ! تو همان شقایق معروف شعر خوب سهرابی ! تا تو هستی زندگی باید کرد ^_^ 

تو بیا 
تو بمان با من ، 
تنها تو بمان 
جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب 
ماه زیبای من!
به جای همه گل ها تو بخند ......


قلم های بی انگیزه را 
نای نوشتن 
نیست که نیست 
شب ها بی حضور
مهتاب 
ماه 
را نای تابیدن نیست
که نیست 


ماه من 
تو اگر هستی 
پس چرا درآسمانی .........؟
تو اگر
سنگ صبورم هستی 
پس چرا 
فرسنگ ها از من 
دوری ......؟


آنکه باورت دارد ، یک قدم جلوتر از کسی است که دوستت دارد .    گوته 

ماه من !
اینقدر بی رحمانه
 از ستاره ات فاصله نگیر 
آنها که دورشان میچرخی 
بی فروغند ، 
زود خاموش میشوند ! 













من پر از حس خوووووووووووووووووووووبم n_n 

انرژی مثبت ^_^ ↑
پاسخ:
هوممممممممممممممم
منم پرم از حس خوببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببب
مگ میشه پرنسس شعر بخوه و بگه من بد باشم؟^_^
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۱۱ نگهبان طلایی
خخخخخخخخخخخخخخ بله راست میگم 
با این خنده باز عشق کردم ^_^ 
خوشحاااااااااااااالم که پری از حس خوب 

پاسخ:
^_^...*_*...#_#...@_@
یوهاهاهاها
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۱۴ نگهبان طلایی
لرد لاس اون قسمتهای داستان رو فراموش کن دیگه نخون خوب نیست . به حرفم گوش میکنی ؟ نخونا باشه ؟ اصلا فراموش کن قبوله ؟ 
راستی قضیه سیندرلا عروس شد قصه ما تموم شد رو شنیدی ؟ می خوای واست بگم ؟ 
عکس سگ داداش رو گذاشتم . من ازش خوشم نمیاد . 
پاسخ:
هوم..چقدر سگتون گوگولیه.....
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۲۹ نگهبان طلایی
فیلمNever Gone رو دیدی ؟ کریس توش بازی میکنه ........
پاسخ:
نه..ندیدم..
میخواممممم
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۴۷ نگهبان طلایی
قضیه اون آهنگ اینه: 
این جمله سیندرلا عروس شد قصه ما تموم شد وقتی توسط خواننده پخش میشه یه آهنگ تند و دیوونه کننده پخش میشه و این متن پخش میشه . اما ناخودآگاه آدم این جمله رو به صورت دیگه دریافت میکنه ؛ اینجمله : ای ابلیس ای ابلیس مرا ناجی باش و از این روح برهان ! 
این آهنگ شیطان پرستیه . 
پاسخ:
به این میگند بک مسکینگ یا برگردان موسیقی دوجلسه رسانه ها رو این موضوع کارکدم
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۱۱ نگهبان طلایی

اینو باش !!!!!!!!! واااااااااااااییییییییییی !!!!!!!!!!! 




ندای آسمانی یکی از نشانه‌های حتمی ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. و آن، صدایی است که از آسمان توسط جبرئیل امین علیه السلام ایجاد می‌شود. به وسیله ندا، نام و نسب حضرت مهدی علیه السلام و حقانیّت ایشان و پیروانش بیان می‌شود. در احادیث شیعه و سنّی، ندای آسمانی با الفاظ «ندا»، «صیحه»، «صوت»، «اعلان»، «فزعه» و «هدّه»(1) مطرح شده است.(2) برخی از مطالب درباره ندای آسمانی به شرح ذیل است.
اول: حتمی بودن ندای آسمانی
 عبارت‌های مختلف چون«محتوم»، «لابدّ» و ترکیب «نفی» با واژه «حتی» در روایت‌های اهل‌بیت علیهم السلام، دلالت بر حتمی بودن وقوع ندای آسمانی می‌کند. البته این حدیث‌ها حتمی بودن اصل ندای آسمانی را می‌رسانند، ولی بیان کننده حتمی بودن خصوصیات ندای آسمانی نیستند. به عنوان مثال: این حتمی بودن را نمی‌توان به زمان مشخصی برای آن سرایت داد؛ یعنی اگر زمان ندا، شب جمعه و بیست و سوم ماه مبارک رمضان معرفی شده و ظهور حضرت مهدی علیه السلام در روز جمعه، بیست و سوم ماه رمضان می‌باشد، این مطلب حتمی نیست و در آن، احتمال «بداء»(3) می‌رود؛ از این رو می‌بایست هر روز و شب منتظر ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشیم: «تَوقّعوا الفَرَجَ صَباحاً وَ مَساءاً؛ هر صبح و عصر، منتظر فرج باشید.»(4)
ابوبصیر می‌گوید: امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: «حضرت مهدی علیه السلام قیام نمی‌کند، مگر اینکه منادی نام ایشان را در شب جمعه، بیست و سوّم ماه مبارک رمضان، ندا دهد.» گفتم: محتوای ندا چیست؟» فرمود: «به نام او و نام پدرش خبر می‌دهد و می‌گوید آگاه باشید که فلانی فرزند فلانی، قائم آل محمد است، پس سخنان او را بشنوید و از او پیروی کنید
دوّم: محتوای ندای آسمانی
مضمون ندای آسمانی را می‌توان به دو قسمت «اِخباری و انشایی» تقسیم کرد. مراد از «محتوای اِخباری»، مطالبی است که قالب دستوری ندارد؛ بلکه برای آگاهی مخاطبان است؛ اما مراد از «محتوای انشایی»، مطالبی است که قالب دستوری دارد و شنونده را به انجام اموری فرا می‌خواند. بیشترین مطالبی که در محتوای اخباری ندا مطرح شده، معرفی حضرت مهدی علیه السلام، به نام و نسب است و دستور پیروی از حضرت مهدی علیه السلام مهمترین محتوای دستوری ندای آسمانی است. برای نمونه، ترجمه قسمتی از یک حدیث بیان می‌شود. ابوبصیر می‌گوید: امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: «حضرت مهدی علیه السلام قیام نمی‌کند، مگر اینکه منادی نام ایشان را در شب جمعه، بیست و سوّم ماه مبارک رمضان، ندا دهد.» گفتم: «محتوای ندا چیست؟» فرمود: «به نام او و نام پدرش خبر می‌دهد و می‌گوید آگاه باشید که فلانی فرزند فلانی، قائم آل محمد است، پس سخنان او را بشنوید و از او پیروی کنید.»(5)
سوّم: مخاطبان ندای آسمانی
تمامی اهل زمین، ندای آسمانی را به زبان خودشان می‌شنوند. یعنی اگر زبان مادری کسی، عربی باشد، ندا را به زبان عربی می‌شنود، اگر فارسی باشد، فارسی می‌شنود و همچنین هر زبان دیگری. ‌زرارة بن أعین گوید: از امام جعفر صادق علیه السلام درباره ندای آسمانی که به اسم حضرت مهدی علیه السلام خبر می‌دهد، چنین پرسیدم: «ندای آسمانی خاص است یا عام؟» امام فرمودند: «عام یسمع کل قوم بلسانهم؛ عام است و هر قومی با زبان خود آن را می‌شنوند.»(6) این حدیث از جهت سند، معتبر است.
 علاوه بر این، مخاطبان ندای آسمانی، در هر کجا که باشند، به صورت یکسان آن را می‌شنوند و دوری یا نزدیکی در آن معنا ندارد. در حدیث معتبری که حسن بن محبوب از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام نقل کرده است، می‌خوانیم: «قد نودوا نداءً یسمع من بعد کما یسمع من قرب؛(7) به تحقیق، ندایی می‌دهند که از دور، مانند شنیده شدن از نزدیک شنیده می‌شود.»
چهارم: زمان ندای آسمانی
 روایت‌های متعددی دلالت بر رخ دادن ندا در ماه مبارک رمضان می‌کنند و برخی از آن‌ها ندا را در شبی که فردای آن جمعه و مصادف با بیست و سوّم ماه مبارک رمضان است، ذکر کرده‌اند. حارث بن مغیره می‌گوید: امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: «زمان ندایی که در ماه رمضان رخ می‌دهد، شب جمعه بیست و سوّم از ماه رمضان می‌باشد.»(8) این روایت نیز از جهت سند معتبر است.
زرارة بن اعین می‌گوید: به امام جعفر صادق علیه السلام عرض کردم: « خدا شما را سلامت بدارد؛ تعجب می‌کنم از این که با وجود عجایبی چون: « خسف بیدا، سپاه (سفیانی)» و ندایی که از آسمان به گوش می‌رسد؛ چگونه عده‌ای باز با حضرت مهدی علیه السلام می‌جنگند؟» حضرت پاسخ داد: همانا شیطان آنان را رها نمی‌کند تا اینکه ندا می‌دهد، همانطور که بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز عقبه ندا داد
پنجم: پیامدهای ندای آسمانی
 ندای آسمانی، اعلام ظهور حضرت مهدی علیه السلام است؛ پس اولین پیامد آن باید آشکار شدن ایشان باشد. ابوبصیرگوید: امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: «وقتی حضرت مهدی علیه السلام ندای آسمانی را می‌شنود، ظاهر می‌شود و آن صدا، از آنِ جبرئیل علیه السلام است.»(9)
 پیامد دوم ندا، شادی مۆمنان است؛ چرا که مولایشان بعد از قرن‌ها انتظار می‌آید و جهان را با وجودش نورانی می‌کند. در حدیثی می‌خوانیم: «آگاه باشید که آن روز (روز اعلام ندای آسمانی) روز شادی فرزندان علی علیه السلام و شیعه اوست.»(10)
پیامد سوّم ندا آن است که وقتی کافران و معاندان می‌شنوند که به نام مبارک حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ندا داده می‌شود، می‌فهمند که وقت زوال حکومت‌های ظالم آنان فرا رسیده است و در برابر کسی قرار گرفته‌اند که قدرت آسمانی با اوست و توان مقابله با او را ندارند.
 پیامد چهارم ندا، ندای ابلیس است. زرارة بن اعین می‌گوید: به امام جعفر صادق علیه السلام عرض کردم: « خدا شما را سلامت بدارد؛ تعجب می‌کنم از این که با وجود عجایبی چون: « خسف بیدا، سپاه (سفیانی)»(11) و ندایی که از آسمان به گوش می‌رسد؛ چگونه عده‌ای باز با حضرت مهدی علیه السلام می‌جنگند؟» حضرت پاسخ داد: «همانا شیطان آنان را رها نمی‌کند تا اینکه ندا می‌دهد، همانطور که بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز عقبه ندا داد.»(12)
 
پی نوشت ها:
1. «الهدّ» به معنی انهدامی است که همراه فروریختن و سقوط چیز سنگینی باشد و «الهدّه» صدای فروریختن آن است. «المفردات فی غریب القرآن»، ص486.
2. ندای آسمانی، سید حسن زمانی، ص15.
3. مقصود از «بَداء» در نشانه‌های‌ قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، رخ ندادن برخی از خصوصیات و یا تغییر در آن‌ها می‌باشد یا اینکه آن نشانه‌ اصلاً اتفاق نیفتد.
4. الغیبة طوسی، ص457.
5. الغیبة نعمانی، ص290.
6. کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص678.
7. عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص6.
8. کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص681.
9. الغیبة نعمانی، ص301.
10. همان، ص144.
11 . یکی از علائم حتمی ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد. «خسف» یعنی: شکافته شدن و «بیداء»: نام سرزمینی بین مکه و مدینه است که شکافته می‌شود و لشکر سفیانی را در خود فرو می‌بلعد.
12. الغیبه نعمانی، ص273.

پاسخ:
هوممم..پرنسس من سه ماه مهددیت کار میکردم ..
اینا رو میدونم..هاها..ولی یه قسمت هایی رو یادگرفتم
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۲۱ نگهبان طلایی
آه فقط یه قسمت از پیامو جواب میدیا ........:(
ایول لرد همه چیرو میدونی ها ! دیگه چی بگم ندونی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ها ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آم چی میخوای من همه چیز میدونم . فقط بگو تا بگم . 
اوه به نظر من خیلی زشته الآن هم به زور بغلش کردم ...... هر وقت بیاد نزدیکم میزنمش و دورش میکنم ، ازش متنفرم >"< 

آمممممم چه طوری بهت بدم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ?
پاسخ:
هی نمیدونمممممممممممم
 اها
ببخشید پرنسس.اخه یه قسمت از پیامات همیشه جالب و جذابه منو به خودش جذب میکنه
اوه..سگ کوچولوی خوشگلیه ...
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۳۲ نگهبان طلایی
اینو دیگه نمیدونی : 

الماس همان کربن معمولی است که در فشرده ترین حالت ممکن قرار میگیرد. کربن، یکی از معمولی ترین عناصر جهان است و در تمام کیهان میتوان ردی از ان پیدا کرد. کربن همچنین یکی از چهار عنصر اصلی برای پیدایش و ادامه حیات است. ۱۸ درصد بدن از کربن تشکیل شده است. هوایی هم که تنفس میکنیم حاوی دی اکسید کربن است و بیشتر مواد غذایی ترکیبات کربن دارند.

در حالت خالص کربن معمولا در ۳ شکل یافت میشود .

۱) الماس: که یک بلور شفاف و بسیار سخت است.

۲) گرافیت: ماده ای معدنی که از کربن خالص تهیه میشود و بسیار نرم و سیاه رنگ است. ساختار مولکولی ان به فشردگی الماس نیست و به همین دلیل از الماس ضعیف تر است.

۳) فولریت: جدید ترین شکل مولکول کربن که ۱۳ سال از شناخته شدن ان نمی گذرد. این ماده معدنی دقیقا از ۶۰ اتم کربن تشکیل شده است که یک کره کامل را شکل میدهند.

الماس در حدود ۱۶۰ کیلومتری زیر پوسته زمین . درون صخره های مذاب جبه تشکیل مشوند. در این بخش از زمین فشار و حرارت به قدری است که فرایند تبدیل کردن به الماس میتواند صورت پذیرد. حداقل شرایط این فرایند. دمای ۴۰۰ درجه سانتیگراد و فشار ۳۰ هزار اتمسفر ( هر اتمسفر . فشار هوا در سطح دریا است ) است . اندکی پایین تر از این شرایط، گرافیت تولید میشود. شرایط تولید الماس در عمق ۱۵۰ کیلومتری زیر پوسته زمین مهیاست، جایی که فشار به ۵۰ هزار اتمسفر و دما به ۱۲۰۰ درجه سانتیگراد میرسد.

فوران های قوی گدازه ای، این الماس ها را به سطح زمین اورده و انها مجراهای کیمبرلیت را تشکیل دادند ( کیمبرلیت نام مکانی در افریقای جنوبی است که این مجراها برای نخستین بار در ان کشف شد ) بسیاری از این فوران ها در فاصله یک میلیارد تا ۲۰ میلیون سال پیش صورت گرفت.

این جریان های گدازه ای که به مراتب از فوران های اتشفشانی امروز شدیدتر بودند و از اعماق بیشتری سر چشمه گرفتند، درون این مجراهای کیمبرلیت سرد شدند و رگه های مخروطی شکل صخره ای کیمبرلیت را تشکیل دادند که الماس ها را نیز در برداشت .

کیمبرلیت صخره آبی رنگی است که معدنچیان الماس آن را جستجو میکنند. سطح این مجراهای کیمبرلیت از ۲ تا ۱۴۶ هکتار است. در بستر رودخانه ها هم می توان الماس پیدا کرد. این مناطق را نواحی الماس آبرفتی می نامند. در واقع منشاء این الماس ها نیز همان مجرای کیمبرلیت است. ولی مجموعه ای از فعالیت های جغرافیایی موجب شد آنها از مکان خود حرکت کنند و به سطح زمین برسند.

امروزه در کشورهای استرالیا ، بروئنی، برزیل، روسیه، و برخی کشورهای آفریقایی مانند آفریقای جنوبی و کنگو . معادن الماس مشغول به کار است.

الماسی که از معدن به دست می آید سطحی ناهموار و خشن دارد و برای تبدیل شدن به یک ( یا چند ) قطعه جواهر با ارزش باید بریده شده و صیقل داده شود.

پاسخ:
اوه الماس...من زیاد دوست ندارم ولی خودش سنگ زیباییه...منون بابت اطلاعات
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۳۴ نگهبان طلایی
الماس های معروف جهان : 

▪ کالینان :

بزرگترین الماسی است که تاکنون یافت شده است. این الماس ۳۱۶۰ قیراطی سال ۱۹۰۵ در ترانسوال آفریقای جنوبی ساخته شد . سال ۱۹۰۷، این الماس به پادشاه انگلستان، ادوارد هفتم اهدا شد و بعد ها به ۹ سنگ بزرگ و تعدادی سنگ کوچک تقسیم شد. مهمترین آنها الماس ۲/۵۳۰ قیراطی ستاره آفریقا است که در عصای شاهی کار گذاشته شده و در برج لندن به نمایش درآمده است.

▪ سلطان بزرگ :

به نظر می رسد سومین الماس بزرگ غیر بریده شده ای است که تاکنون یافت شده است. این الماس سال ۱۶۵۰ کشف شد و وزن سنگش ۵۰/۷۸۷ قیراط بود، اما فقط به یک قطعه ۲۸۰ قیراطی بریده شد. این الماس به نام شاه جهان، سازنده تاج محل نامیده شد. متاسفانه این الماس به شکل عجیبی مفقود شده است و از مکان امروزی آن اطلاعی در دست نیست.

▪ امید آبی :

مشهورترین الماس آمریکا است . این جواهر ۵۲/۴۵ قیراطی تاریخچه ای ۴۰۰ ساله دارد در آن زمان قطعه سنگی ۱۸۷۵/۱۱۲ قیراطی بود و سال ۱۶۶۸، به و سیله شاه لوئیس چهاردهم در فرانسه خریداری شد. به نظر می رسد این جواهر نایاب در معدن کلار هند یافت شده باشد.

پاسخ:
اووووووووووووووووووووووووووو
چه الماسایی

۲۶ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۴۱ نگهبان طلایی
آهان باشه درکت میکنم ^_^^_^^_^^_^^_^ 
فقط قول میدی اون قسمت از داستانمو فراموش کنی ؟ 
میگم لرد لاس یه سوال بکنم .......... اول بگو آره یا نه بعد می‌پرسم . 
من عااااااااااااااااااااشق الماسم مهره مار هم خیلی دوست دارم. ، خودم یکیش رو دارم . 

پاسخ:
واو..مهره  مار؟؟؟ چه جالب.
اره بپرس
اون قسمت از استانت رو هم فراموش میکنم
۲۶ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۴۷ نگهبان طلایی
شگفتی های قلب 

تا چه حد با کار قلب خود آشنا هستید؟ شاید بگوئید خیلی زیاد، اما مطمئنا وقتی این چند سطر را بخوانید متوجه می شوید که آنچه شما حدس می زدید با واقعیت فاصله زیادی دارد.

ـ دست خود را روی قلبتان بگذارید. آیا دستتان را روی سمت چپ سینه قرار دادید؟ بیشتر مردم چنین می کنند. واقعیت اینست که قلب تقریبا در وسط قفسه سینه و در میان ششها واقع شده است، اما طوری قرار گرفته که بخشی از آن، تماس اندکی با سمت چپ سینه دارد. به همین دلیل به نظر می رسد قلب در سمت چپ سینه جای گرفته است.

ـ دستتان را مشت کنید. اگر کودک هستید، قلب شما تقریبا به همین اندازه است. ولی اگر بزرگسال باشید، اندازه قلب شما حدودا دو برابر مشتتان خواهد بود.

ـ قلب در حدود ۱۰۰۰۰۰ مرتبه در روز و تقریبا ۳۵ میلیون بار در سال می تپد. به طور میانگین، قلب یک انسان در طول عمر او بیش از ۲.۵ میلیارد بار منقبض می شود.

ـ نیرویی که قلب در هر تپش ایجاد می کند مساوی نیرویی است که بایستی برای زدن یک ضربه محکم در بازی تنیس صرف کنید. ماهیچه های قلب همواره به شدت کار می کنند. میزان فعالیت آنها تقریبا دو برابر میزان فعالیت ماهیچه های پای فردی است که با قدم های کوتاه می دود.

ـ اگر انگشتان خود را روی مچ یا رگ گردنتان قرار دهید، می توانید نبضتان را احساس کنید. نبض کودکان بین ۹۰ تا ۱۲۰ بار در دقیقه و نبض بزرگسالان تقریبا ۷۲ بار در دقیقه می زند.

ـ قطر آئورت که بزرگترین سرخرگ بدن می باشد تقریبا با قطر یک شلنگ کوچک یکسان است. در مقابل، مویرگها به حدی کوچکند که باید ده عدد از آنها را در کنار هم قرار دهید تا ضخامت آن ها با موی انسان برابر شود.

ـ در بدن شما تقریبا ۵.۶ لیتر خون جریان دارد. این خون در هر دقیقه سه دور از کل بدن می گذرد. خون در یک روز مسافتی در حدود ۱۹۰۰۰ کیلومتر را طی می کند و این فاصله چهار برابر طول کشور آمریکا (از اقیانوس اطلس تا اقیانوس آرام) است.

ـ قلب به طور متوسط یک میلیون بشکه خون را در کل عمر پمپ می کند. این حجم معادل ظرفیت سه تانکر

عظیم نفت است .  

پاسخ:
اووووووووووووووووووو ..چه جالب بود...ممنون پرنسس..همیشه اطلاعات خوبیبهم میدی
۲۶ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۴۸ نگهبان طلایی
سوال نه میخوام یه چیزی بهت بگم ......... یه راز .... اجازه میدی ؟ 
پاسخ:
اوه حتما پرنسس...اجازه؟؟ هرچی میخوای بگو پرنسس.با جون و دل گوش میکنم
۲۶ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۰۱ نگهبان طلایی
مغز

طی تاریخ مغز انسان در نادیده گرفته شدن خود نقش بسیار خوبی را ایفا کرده است. تمامی انسان ها از مصریان باستان گرفته تا ارسطو اهمیت چندانی به نقش ماده مرموزی که میان ۲ گوش انسان قرار گفته است نداده اند. آناتومی شناس معروف "گالن" به مغز به عنوان فرمانده حرکات و صحبت کردن بدن انسان اعتبار داد اما حتی او نیز توجه چندانی به ماده سفید و خاکستری مغز نداشت. امروزه تحقیقات و پیشرفتهای تکنولوژیکی امکان مشاهده نزدیک مغز انسان را به وجود آورده است و یافته هایی که به واسطه این تکنولوژی ها به دست آمده اند می توانند افرادی مانند گالن را نیز شگفت زده کنند...

طی تاریخ مغز انسان در نادیده گرفته شدن خود نقش بسیار خوبی را ایفا کرده است. تمامی انسان ها از مصریان باستان گرفته تا ارسطو اهمیت چندانی به نقش ماده مرموزی که میان ۲ گوش انسان قرار گفته است نداده اند. آناتومی شناس معروف "گالن" به مغز به عنوان فرمانده حرکات و صحبت کردن بدن انسان اعتبار داد اما حتی او نیز توجه چندانی به ماده سفید و خاکستری مغز نداشت. امروزه تحقیقات و پیشرفتهای تکنولوژیکی امکان مشاهده نزدیک مغز انسان را به وجود آورده است و یافته هایی که به واسطه این تکنولوژی ها به دست آمده اند می توانند افرادی مانند گالن را نیز شگفت زده کنند:

۱) مغز انسان بسیار بزرگ است: میانگین وزن مغز یک فرد بالغ ۳/۱ تا ۴/۱ کیلوگرم است. برخی از جراحان مغز و اعصاب ، بافت مغز زنده را مانند خمیردندان و مواد نیمه جامد دیگر توصیف می کنند. در حدود۸۰ درصد از محتوی جمجمه انسان را مغز فرا گرفته است و مابقی آن از میزان یکسانی خون و مایع نخاعی انباشته شده است به بیانی دیگر حجم مواد انباشته شده در جمجمه انسان با گنجایش بطری ۲ لیتری آب معدنی برابری می کند.

۲) اما در حال کوچک شدن است: انسان های ماقبل تاریخ از مغزهای بسیار بزرگتری برخوردار بوده اند و مطالعات نشان می دهند مغز انسان از ۵ هزار سال پیش تا کنون در حدود ۱۵۰ سانتیمتر مکعب کوچکتر شده است که این میزان با ۱۰ درصد از کل حجم مغز برابری می کند. تا کنون دلیل این کاهش حجم مغز مشخص نشده اما برخی بر این باورند که این کاهش حجم با افزایش کارآیی مغز همراه شده است. برخی دیگر بر این باورند که به دلیل عدم نیاز به فک های مقاوم برای جویدن مواد غذایی سخت، جمجمه انسان رو به کوچک تر شدن گذاشته است. با این همه تا کنون شواهدی بر این موضوع که کوچک شدن مغز از میزان هوشمندی انسان ها کاسته است یا نه به دست نیامده است.

۳) مغز انسان انرژی خوار است : این عضو حیاتی که تنها ۲ درصد از وزن بدن را تشکیل می دهد درحدود ۲۰ درصد از اکسیژن و ۲۵ درصد از گلوکز خون را مصرف می کند. این میزان مصرف انرژی مباحثاتی را در میان دانشمندان به راه انداخته است تا دریابند چه ماده غذایی منجر به تکامل یافتن مغز بزرگ در انسان شده است.در ابتدا گوشت به عنوان عامل آغاز این تکامل انتخاب شد اما به دلیل غیر قابل اتکا بودن این منبع غذایی دانشمندان گیاهان غنی از انرژی را به عنوان ماده غذایی انتخاب کردند که باعث تکامل یافتن مغز انسان شده است. از دیگر نظریه هایی که برای توضیح تکامل مغز ارائه شده اند می توان به تغییرات آب و هوایی، نیاز محیطی و رقابت های اجتماعی اشاره کرد.

۴) چین خوردگی های مغز انسان را هوشمند می کنند : سطح مغز انسان از شیارهای عمیقی در هم پیچیده شده و از فرورفتگی ها Sulci( ) و برآمدگی ها Gyri( ) تشکیل شده است. این سطح غشای مغزی خوانده شده و منزلگاه ۱۰۰ بیلیون نورون یا سلول عصبی است. این ساختار پیچیده به مغز امکان می دهد تا در فضایی کوچک بیشتر فشرده شده و در نتیجه قدرت پردازش آن افزایش پیدا کند.

۵) بیشتر سلول های مغز نورون ها هستند: دیدگاه قدیمی که انسان تنها از ۱۰ درصد از مغزش استفاده می کند دیدگاهی نادرست است اما اکنون آشکار شده است زمینه به وجود آمدن این دیدگاه در واقع این است که نورون ها تنها ۱۰ درصد از مغز انسان را تشکیل می دهند. بقیه سلول های مغزی که بیش از نیمی از وزن مغز را به خود اختصاص داده اند سلول های Glia نام دارند که به زبان یونانی به معنی چسب است. از این رو در گذشته عصب شناسان معتقد بودند این سلول ها برای در کنار هم نگاه داشتن نورون ها در مغز قرار دارند اما مطالعات جدید نشان داده اند که نقش این سلول ها محافظت و ایجاد ایمنی برای رشد و عملکرد سیناپس ها است.

۶) مغز باشگاهی خصوصی است : ساختاری از سلول ها در سیستم خونی مغز که دیواره خونی مغزی نام دارد مانند نگهبانان در باشگاه های خصوصی تنها به چند مولکول اجازه ورود به بخش اصلی سیستم عصبی یعنی مغز را می دهد. مویرگ هایی که تغذیه مغز را به عهده دارند در کنار سلول هایی که به یکدیگر چسبیده اند از ورود مولکول های بزرگ جلوگیری می کنند، تنها پروتئین های ویژه ای اجازه دارند موادغذایی و مواد دیگر مورد نیاز مغز را به داخل ببرند. این دیواره در عین محافظت از مغز گاه می تواند از ورود داروهای حیاتی به مغز نیز جلوگیری کنند. تنها راهی که تا کنون توانسته است ورود داروها از میان این مانع مغزی را امکانپذیر سازد فناوری نانو بوده است. در مطالعاتی که در سال ۲۰۰۹ در رابطه با درمان سرطان انجام گرفته بود دانشمندان توانستند نانوذرات ویژه ای را از میان این دیواره عبور داده و به دیواره تومورهای سرطانی اتصال دهند. در آینده می توان با ترکیب نانو ذرات و داروهای شیمی درمانی روشی موثر برای از بین بردن تومورهای مغزی به وجود آورد.

۷) مغز در ابتدا به شکل لوله ای کوچک است : پایه های مغز در اولین روزهای شکل گیری جنین بنا گذاشته می شوند. ۳ هفته پس از شکل گرفتن جنین لایه ای از سلول های بنیادین که صفحه عصبی نام دارد شکل گرفته و به لوله ای عصبی تبدیل می شود. این نسج در واقع سیستم مرکزی عصبی را به وجود می آورد. لوله عصبی از ابتدایی ترین مراحل رشد جنین شکل گرفته و از دیگر بخش ها متمایز می شود و شکل گیری نورون ها و دیگر سلول ها نیز از ۳ ماهه دوم آغاز خواهد شد. چین خوردگی های مغز بسیار دیر آغاز می شود و در۲۴ هفتگی تعداد بسیار کمی از این چین خوردگی ها بر روی سطح مغز مشاهده می شود.

۸) مغز کاملا تکامل نیافته است : نقطه اوج رشد ماده خاکستری مغز به دوران بلوغ انسان تعلق دارد و در دوران نوجوانی و با گسترش بخش های قدامی مغز که با قضاوت و تصمیم گیری در ارتباط هستند تکامل بیشتری پیدا می کند. مطالعات نشان داده اند بخش هایی که با عملکرد چندگانه انسان در ارتباط است تا ۱۶ یا ۱۷ سالگی به طور کامل تکمیل نمی شوند و بسیاری از دیگر توانایی های مغز تا ۲۰ سالگی به تکامل می رسند.(( یا خدااااااا وضعیت مغز من چیه ینی ؟؟؟؟؟ ینی اصلا کامل نیست!!!!!!

۹) مغز هرگز از تغییر دست بر نمی دارد : زمانی دانشمندان بر این باور بودند که با پشت سر گذاشتن جوانی، توانایی شکل گیری اتصالات نورونی جدید نیز در انسان متوقف می شود. دیدگاهی که در سال ۲۰۰۷ مردود اعلام شد و دانشمندان دریافتند مغز در شرایط مختلف توانایی تشکیل دادن نورون های جدید را دارد و مغزمی تواند در دوران بزرگسالی نیز اتصالات جدید نورونی بسازد. همچنین تحقیقات بر روی مراقبه یا مدیتیشن نشان داده است تمرین دادن شدید مغز می تواند ساختار و عملکرد مغز را تغییر دهد.

۱۰) زنان از این پس دیگر ونوسی نیستند: فرهنگ های عام می گویند مغز زن و مرد با یکدیگر تفاوت دارند. درست است که هورمون های زنان و مردان بر روی گسترش مغز تاثیرات متفاوتی دارد و تا کنون تفاوت هایی در زمینه شیوه های احساس درد، تصمیمگیری های اجتماعی و کنار آمدن با فشارهای روحی میان زنان و مردان کشف شده است اما در واقع بیشترین بخش مغز و قدرت مغزی زنان و مردان با یکدیگر یکسان هستند . مطالعاتی که در زمینه تفاوت های جنسیتی انجام گرفته نشان می دهند ۷۸ درصد از تفاوت های جنسیتی گزارش شده نزدیک به صفر یا بسیار کوچک بوده اند. همچنین این مطالعات شایعات موجود در رابطه با توانایی های مختلف جنسیت های متفاوت را رد کرده است. مطالعه ای که در ژانویه سال جاری بر روی نیم میلیون دختر و پسر از ۶۹ کشور جهان انجام گرفت نشان داد هیچ اختلافی در توانایی محاسبه و ریاضیات میان این ۲ جنسیت وجود ندارد.
پاسخ:
وواووووووووووووووووووووووو...
چه مطالب مفیدی ...
جدا که حال کردم...ممنون پرنسسس عالییییییییییییی بود
۲۶ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۰۵ نگهبان طلایی
لرد لاس اگه من بخوام یه رازی به تو بگم و نخوام هیچکس بدونه چیکار باید بکنم ؟ پیامو چطوری بفرستم ؟؟؟؟؟
پاسخ:
پیام خصوصی بفرست خب..
۲۶ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۱۹ نگهبان طلایی
مرسییییییییییییییییییییییییییی که فراموش میکنیییییییی ^_^ 
خوااااااااااااهش میکنم ^_^ قابل نداشت ^_^ 
پاسخ:
^__^
۲۶ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۴۱ نگهبان طلایی
سنگ ماه ها 

خلاصه : سنگها می توانند شما را جادو کنند و بر فعالیت هایتان تاثیر بگذارند. اگر در درستی این قضییه تردید دارید در موقعیتی که نیاز به شجاعت دارید یک تکه سنگ «حدید» با خود حمل کنید تا اثر آن را به چشم ببینید.

متن کل خبر : سنگها می توانند شما را جادو کنند و بر فعالیت هایتان تاثیر بگذارند. اگر در درستی این قضییه تردید دارید در موقعیتی که نیاز به شجاعت دارید یک تکه سنگ «حدید» با خود حمل کنید تا اثر آن را به چشم ببینید. یا می توانید برای اینکه عشق بین خود و همسرتان را افزایش دهید گردن بندی از لاجورد به گردن بیاویزید، چون لاجورد عشق و دوستی را زیاد می کند.

هر یک از سنگهای موجود در طبیعت خاصیتی ویژه و منحصر به فرد دارد. انرژی از امواج کیهانی عبور می کند و به واسطه سنگهایی که بر گردن آویخته اید یا به نحوی با بدن شما در تماس قرار گرفته اند به شما منتقل می شود. علاوه بر این دانشمندان بر این باورند که هر سنگ با متولد ماه خاصی ارتباط بیشتر و بهتری برقرار می کند و می تواند برای درمان بیماریها یا متعادل کردن قوای روحی و دماغی او مثمر ثمر باشد. به خاطر داشته باشید که برای متولدین هرماه، علاوه بر سنگ مخصوص خود او، ممکن است چندین سنگ دیگر هم مفید باشد. شما سنگ ها را چقدر می شناسید و درباره آنها چه اطلاعاتی دارید؟

▪ فروردین

الماس، یکی از گرانبهاترین و زیباترین سنگهای موجود در طبیعت با متولدین فروردین ارتباط بیشتری برقرار می کند. این سنگ اعتماد به نفس را افزایش می دهد و احساس شکست ناپذیری را در انسان تقویت می کند.الماس یکی از قدیمی ترین سنگهای موجود در طبیعت است که خاصیت تصفیه کنندگی دارد و مخصوصا روی کارکرد کلیه ها و مثانه اثر مثبتی می گذارد. علاوه بر آن کارایی و قدرت سنگهای دیگر را هم افزایش می دهد. فراموش نکنید متولد هر ماهی هستید و از هر سنگی استفاده می کنید افزودن الماس به گردن بند خود را از یاد نبرید.

▪ اردیبهشت

سنگ متولدین ماه میانی بهار، زمرد است. زمرد از زمان خیلی دور به عنوان سنگ درمانی به کار می رفته است. یکی از مهم ترین ویژگی های آن این است که روح و جسم را با هم متعادل می کند. این سنگ روی تیروئید و تصلب شرائین اثر می گذارد و در مورد بیمارانی که پارکینسون دارند یا مبتلا به صرع هستند روند درمان را بهبود می بخشد. زمرد فشار خون و بیماری قلبی را نیز کنترل می کند. در زمان های گذشته برای درمان بچه های کوچک هنگامی که به تب مبتلا می شدند مورد استفاده قرار می گرفته است. این سنگ ادراکات شهودی را افزایش می دهد و در ایجاد نبوغ تاثیر دارد. یوگی ها و کسانی که مدیتیشن می کنند اعتقاد دارند وقتی زمرد همراه دارند زودتر به تمرکز می رسند.

▪ خرداد

سنگ اختصاصی متولدین خرداد ماه مروارید است. به مروارید، داروی جادویی نیز می گویند. این سنگ روی اعصاب و کلیه عضلات اثر مثبت می گذارد و بیماریهای ناشی از کمبود کلسیم را برطرف می کند. مروارید نیروی حیات را افزایش می دهد و ضد اضطراب عمل می کند. علاوه بر آن همراه داشتن مروارید باعث میشود قوه ابتکار شما بهتر عمل کند و خلاقیتتان افزایش یابد.

▪ تیر

سنگ متولدین نخستین ماه تابستان «گارنت» است که به رنگ تیره و شبیه یاقوت قرمز در طبیعت دیده می شود. گارنت سنگ حامی مسافرینی است که با کشتی سفر می کنند. این سنگ برای استحکام دیواره های سرخرگ، تقویت چشم و درمان سرطان در مراحل اولیه آن کارایی دارد. اثرات این سنگ میان زنان بیشتر نمایان می شود. 

▪ مرداد

پریدوت و اونیکس سنگهای متولدین مرداد ماه هستند. اونیکس سنگی شبیه عقیق است که به رنگ سیاه یافت می شود. این سنگ برای درمان اعتیاد مورد مصرف دارد. به نظر می رسد از آن جا که اونیکس اعتماد به نفس و دلگرمی را افزایش می دهد از گرایش افراد به سوی اعتیاد می کاهد. اونیکس روی سیاهرگها و مفاصل بخصوص در افرادی که که دچار نقرس هستند اثر مثبتی می گذارد و از لحاظ روانی موجب ازدیاد هماهنگی روحی انسان می شود.

▪ شهریور

یاقوت کبود سنگ مخصوص متولدین شهریور ماه است. این سنگ دارای خاصیت شفابخشی است و روی سلول های پوست، مو و ناخن خیلی تاثیر می گذارد. یاقوت کبود از ریزش مو جلوگیری می کند و سیستم عصبی را بهبود می بخشد. این سنگ درد را کاهش می دهد و برای بیماریهای مزمنی مثل روماتیسم و نقرس اثر مثبت دارد. علاوه بر آن برای درمان سرگیجه و جلوگیری از خونریزی زخم ها به کار می رود.

▪ مهر

متولدین مهر ماه می توانند از سنگهای مونستون و اوپال استفاده کنند. مونستون چندین رنگ دارد . سفید مایل به آبی، مایل به سبز و مایل به صورتی آن در طبیعت یافت می شود. سنگی است که روی اختلالات هورمونی خیلی تاثیر مثبتی دارد بخصوص شیر مادران را افزایش می دهد. این سنگ روی تیروئید هم اثر مثبت دارد و باعث می شود موانع احساسی شخص از بین برود.

اوپال از خانواده عقیق است و سنگی است که در کشور استرالیا به دست می آید. این سنگ روی التهابات روده و معده موثر است و بر جریان خون نیز اثر می گذارد. از این سنگ به طلسم خوشبختی نیز یاد شده است. در گذشته مرسوم بوده که از اشخاص مبتلا به افسردگی ، در خواست می کردند به اوپال سیاه نگاه کنند چون اعتقاد داشتند این کار افسردگی آنها را از بین می برده است.

▪ آبان

سیترین و یاقوت قرمز سنگ های متولدین این ماه هستند. یاقوت قرمز برای بیماریهای ویروسی و اپیدمی ، همچنین درمان تب مفید است. این سنگ بیحسی و رخوت را از بین می برد و از زایمان زودرس جلوگیری می کند. یاقوت قرمز ایمنی بدن را افزایش می دهد و از لحاظ روانی هم باعث رهایی از وابستگی های روانی می شود. از زمان قدیم متداول بوده که به زوجهای جوان توصیه می شده این سنگ را برای وفای بیشتر نسبت به شریک زندگی به گردن بیاویزند..

▪ آذر

رسیدیم به متولدین آذرماه و سنگ فیروزه. از سنگ فیروزه به عنوان سنگ حامی یاد شده است. معروف است که در اروپا خلبانان و مهمانداران هواپیما برای ایمنی در سفر از فیروزه استفاده می کنند. چون این سنگ از سقوط جلوگیری می کند. فیروزه بر روی عملکرد نادرست کبد اثر می گذارد و قدرت و سوی چشم را افزایش می دهد. فیروزه ضد افسردگی است، نشاط آور می آورد و التهبات پوستی را فرو می نشاند.

دی

نکته عجیبی است! متولدین دی ماه سنگ مخصوص به خود ندارند اما در عوض همه سنگها با تمام خواصشان برای آنها مفید هستند. پس آزاد هستید با توجه به علاقه و تمایلتان هر سنگی را که می خواهید انتخاب کنید.

▪ بهمن

آماتیست، سنگ کریستالی بنفشی که به اضطراب پایان می دهد سنگ متولدین بهمن ماه است. این سنگ ضد اضطراب و کابوس است و برای کسانی که بدخواب هستند یا مدام کابوس می بینند توصیه شده است. تجربه نشان داده است که افراد مضطرب وقتی آماتیست همراه خود دارند به آرامش می رسند.

▪اسفند

متولدین آخرین ماه سال با مرجان پیوند برقرار می کنند. مرجان از گیاه دریایی به دست می آید و از رنگ قرمز پررنگ تا گل بهی و صورتی یافت می شود. چون منشاء آن کلسیم است روی بیماری استخوانها بخصوص راشیتیسم تاثیر مثبت می گذارد. مرجان برای استحکام دندانها مفید است و انعطاف پذیری را هم تقویت می کند. متولدین اسفندی که به راحتی نمی توانند خود را با محیط وفق دهند با همراه داشتن مرجان می توانند بر این ضعف فائق آیند.

۲۶ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۴۷ نگهبان طلایی
فصل ها ، خصوصیات و رنگ فصل ها.  : 

▪ بهار

پوست افرادی که در بهار به دنیا آمده اند، دارای رنگ های طلایی است. بعضی از متولدین این فصل چهره ای عاجی رنگ همراه با لک و کک و مک دارند و بقیه دارای پوستی شفاف و سفید می باشند. حتی با وجود کک و مک نیز پوست چهره ی آنها شفاف و درخشان بوده و در برابر نور آفتاب قهوه ای رنگ و برنزه می گردد. رنگ چشمهای این افراد معمولاً روشن با رگه هایی طلایی است.

ـ رنگ های بهاری

نارنجی های روشن، هلویی، انواع رنگ قرمز، زنگاری روشن، صورتی های مایل به هلویی، قرمزهای روشن و درخشان متمایل به نارنجی، طلایی روشن و درخشان، زرد طلایی، خاکستری سایه روشن، قهوه ای متمایل به طلایی، قهوه ای مسی، آبی روشن و درخشان، آبی فیروزه ای، آبی دریایی، و آبی لاجوردی روشن تا سبزهای روشن و درخشان متمایل به زرد رنگ های متولدین فصل بهار است. مشکی و شرابی رنگ متولدین این فصل نیست.

▪ تابستان

پوست متولدین تابستان دارای زمینه ی رنگ های آبی متمایل به صورتی است. و معمولاً پوست صورت اینگونه افراد صاف و شفاف و مهتابی بوده و رنگ موها نیز از بور بسیار تند یا خاکستری یا قهوه ای با زمینه رنگ قهوه ای متمایل به قرمز یا خاکستری متغیر است. رنگ چشمهای متولدین این فصل روشن یا خاکستری ملایم می باشد.

ـ رنگ های تابستانی

انواع صورتی های کمرنگ و صورتی های متمایل به شرابی، تمشکی، قرمزهای متمایل به آبی، آبی، بلوطی، زرد لیموی کمرنگ، بنفش تیره و کمرنگ، بنفش مایل به ارغونی سیر، سفید ملایم، بژ متمایل به آبی، قهوه ای گوزنی، آبی تیره متمایل به خاکستری، آبی روشن متمایل به خاکستری، سبزهای متمایل به آبی رنگ های متولدین فصل تابستان است. نارنجی، طلایی، مشکی از رنگ های این فصل نمی باشد.

▪ پاییز

پوست افرادی که در فصل پاییز به دنیا آمده اند، دارای زمینه ی رنگ های طلایی است و رنگ موهایشان قرمز یا قهوه ای متمایل به قرمز بوده و پوست چهره ی آنها لطیف و شفاف، گلگون رنگ یا طلایی تیره می باشد. افراد متعلق به این فصل، با چشمهایی روشن و کمرنگ، در رنگ های تیره ی پاییزی بهتر به نظر خواهند رسید.

ـ رنگ های پاییزی

انواع نارنجی، هلویی تیره، زنگاری، قرمز متمایل به قهوه ای، قرمزهای تیره و متمایل به نارنجی، طلایی، طلایی متمایل به زرد، طلایی متمایل به کرم، بژ متمایل به طلایی، انواع قهوه ای، آبی، فیروزه ای، انواع سبز رنگ های متولدین فصل پاییز است. صورتی، شرابی، ارغوانی، خاکستری و مشکی جزء رنگ های این فصل به حساب نمی آید.

▪ زمستان

پوست زمستانی ها دارای زمینه ی رنگ های آبی متمایل به صورتی است. رنگ موهای اغلب افراد متولد در این فصل تیره بوده و رنگ چهره ی آنها بژ متمایل به خاکستری یا زرد رنگ می باشد. تضاد بین سفیدی چشم و عنبیه در چشمهای این افراد بیشتر از افراد متولد فصل تابستان است.

ـ رنگ های زمستانی

اکثر رنگ های روشن و درخشان، صورتی های متمایل به آبی روشن و تیره، قرمزهای روشن و درخشان، قرمزهای متمایل به آبی، زردهای روشن، ارغوانی متمایل به قرمز تیره، سفید، بنفش مات، خاکستری متمایل به قهوه ای، خاکستری، مشکی، آبی تیره، آبی روشن، آبی مات، فیروزه ای روشن، سبزهای روشن از رگ ها متعلق به متولدین فصل زمستان است. نارنجی و طلایی از رنگ های زمستانی نمی باشند.

۲۶ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۱۷ نگهبان طلایی
رازمو واست فرستادم 
پاسخ:
هوم^_^...پرنسس...مواظب خودت باش خب؟
عکس پروفایل نگهبان طلایی چقدر شبیه این عکسه
https://www.instagram.com/p/BVtG2OkBuep/?taken-by=laurenorlando88
پاسخ:
متوجه شدم..ممنون رفیق
این وبلاگه یا جا واسه چت؟

پاسخ:
بووووووووو...خو هردوتاش....الان بدت اومده یا چی؟؟؟؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">